سلام نگاری جوووووونم
صبحت بخیر
خوبی خانوم گلم؟
چه خبر هشق من؟
الهی فدات بشم نگاری.
چه خبر؟ خوش میگذره؟
منم خوبم عزیزترینم.فدات شم بیشرف
وای نگاری جات اینجا خالیه تا ببینی عجب هوائی شده
هوا آفتابی با یه سوز سرد...
فکر کنم مردم رو غافلگیر کرده که همه سردشون بود. البته منم از در که اومدم بیرون یه لحظه
یه لرز کوچولو افتاد تو جونم ولی زودی باهاش اخت شدم.
هوا در کل خیلی خوبه.
خوبه من میخوامت ، آرزومه بیام تو خوابت
عزیزم بخندیم ، بشم محو صورتِ ماهت
دوس دارم بمیرم اما اون اشکاتُ نبینم
بردی تو دیگه قلبه من،میخوام اون دستاتُ بگیرم
عشقِ من باش، جونِ من باش،نذارِی این دلُ یه روزی تنهاش
ای دیوووونه دوست دارم، نمیتونم از تو چشم بردارم
عشق من با تو شادم، آخه نمیری تو از یادم
روزی که تورو دیدم،دلمو به دل تو دادم
حالا من میدونم، بی تو یه لحظه نمیتونم
تا دنیا باشه پابرجا، به پای عشقت می مونم
عشقِ من باش، جونِ من باش،نذارِی این دلُ یه روزی تنهاش
ای دیوووونه دوست دارم، نمیتونم از تو چشم بردارم
برای داشتن تو حتی واسه یِ یه لحظه
جونمو زنگیمو بدم بازم می ارزه،دلم می ارزه
عشقِ من باش، جونِ من باش،نذارِی این دلُ یه روزی تنهاش
ای دیوووونه دوست دارم، نمیتونم از تو چشم بردارم
الهی قربونت برم نگاری
نگاری دلم خیلی برات تنگ شده
دیشب انقدر زیر بارون ایستادم که همسایه بغلی از رو تراس داد زد:
مهندس قصد خودکشی داری. مریض میشی . دو ساعته ایستادی زیر بارون خدای نکرده
اتفاقی برات میفته.
با خنده جواب دادم که نه حواسم هست و مشگلی نیست
دیشب میخواستم برم یه دوش آب گرم بگیرم ولی نرفتم.
اصلاً حوصله نداشتم که بخوام دوش بگیرم.
دیشب شیما مسیج داده که ثبت نام دانشگاه پودمانی تا کیه.
بهش گفتم فردا آخرین مهلتشه.
مسیج داده که چرا به من دیر گفتی حالا من چیکار کنم.
چنان شستمش گذاشتمش کنار که سازمان هواپیمائی و آتش نشانی هر دوتاشون با هم
نمیتونن براش کاری کنن.
انگار من مسئول ثبت نام و اعلام خبر به اونم.
بیشعور چنان میگه چرا بهم دیر خبر دادی انگار من وظیفه ای داشتم.
بهش گفتم دیگه حق نداره نه بهم زنگ بزنه نه اینکه حتی بطور اشتباهی شمارم رو بگیره.
اینکارو باید همون یه ماه پیش میکردم.
خیر سرم اینهمه درس خوندم یه بار از یکی کاری نخواستم برام انجام بده و همیشه خودم
همه کارامو انجام دادم.
مردم توقعاتی دارن.
بدبخت اون کاپیتانی که میخواد با این کلاغ عروسی کنه.
غیبت بسه بگذریم.
دیشب هر چقدر دنبال ماه گشتم ندیدمش.
ماه آسمونم عین ماه آسمون زندگی من معلوم نیست کجا رفته.
باز از ماه آسمون میشه سراغی گرفت ولی از ماه من هیچ خبری نیست....
آسمونِ من که خیلی تاریکه.
نگاری وقتی که ازت خبری نیست همه چی بده، همه چی مزخرفه ،
همه چی افتضاحه اصلاً دوس ندارم.
نگاری کجائی آخه؟؟؟؟
بیا توروخدا نگاری.
بیا و دوباره اسممو صدا کن نگاری،
بازم سرت رو بذار رو شونم و باهام حرف بزن....
بخدا بی تو خیلی تنهام نگاری
............
مامانینا از مسافرت برگشتن.
از دائی مسعود شنیدم.
دائی سرما خورده و رفته بود دکتر و از اونجا بهم زنگ زده بود و گفت.
البته بیشتر واسه این زنگ زده بود که یه تحقیق برای امیر انجام بدم و براش ببرم
دیگه عروسی آقا بهزاد نزدیکه و همه تو تکاپو جنب و جوشن و میخوان یه عروسی بترکون
برگزار کنن .
خلاصه اولین عروسی تو خانواده مائه .
همه منتظرن ببینن که چه جوری میخواد برگزار بشه....
مثل اینکه همه عوامل دارن دست به دست هم میدن که من اون موقع تو ایران نباشم و تو
عروسی شرکت نکنم آخه آخه کمی هم دلم ازشون گرفته...
دلم خیلی ازشون گرفته....
مخصوصاً از بابا و بهزاد.
بی تو امشب دارم آتیش میگیرم
تو نباشی تک و تنها میمیرم
دله تنگ دیگه طاقت نداره
با خیالت دوباره جون میگیرم
نمیدونم چرا بغض اومد تو گلوم....
یعنی میدونما ولی آخه...
نگاری خیلی دوست دارم
نگاری عاشقتم.
نگاری تو همه چیزه منی ،
نگاری یه چیزی بگو دیگه!
ببین دست و دلم بجز اومدن پیشت به هیچ کاری نمیره.
تازشم تازشم هیچکدوم از کارای دانشگاه رو انجام ندادم تازشم تازشم چهارشنبه میخوام برم
واسه راهپیمائی روز 13 آبان شرکت کنم
بیقرارم واسه چشمات
اون نگاهی که به یک دنیا می ارزه
میخوام از تو بنویسم
اما اسمت که میاد دستم میلرزه
چیکه چیکه آّب شدم من
وقتی گفتی نمیخوام با تو بمونم
حالا تنهام، یه پریشون
خیلی وقته که دیگه بی همزبونم
من هنوز از تو میخونم عاشقونه
جای دستایِ تو خالی تویِ خونه
نگاری توروخدا اگه اومدی بگو آآآآ
نگاری از بروبچز چه خبر؟
الهی قربونشون برم من.
الهی من فداشون بشم.
مهوشی جووووونم خوبی قربونت برم الهی.
الهی من فدات بشم. الهی من دورت بگردم
جیگملتو بخورم جیگرم.
بروبچز استاندارد در چه حالی هستن? الهی قربونتون برم من. دیوووونتم....
آخ اگه دستم بهتون برسه من میدونم و شما! یه حاله اساسی و خفنی بهتون بدم که کف کنین!
وای نگاری امروز میواستم سوار تاکسی بشم یه پسره هم کنارم ایستاده بود. به ایشون تعارف
کردم که اول سوار بشه بهم گفت: نه داداش چاکریم شما بفرمائید. خندم گرفته بود...
نه داداش،چاکریم شما بفرمائید...
اصلاً ادبیات رو میبینی، خدائیش حال میکنی
الهی قربونت برم نگاری.
شما تاج سرمی، منم چاکرخاتم بیشرک. الهی من دورت بگردم عشق من.
نگاری به چه زبونی بگم که عاشقتم....
به چه زبونی بگم....
ای ایهاالناس من برای نگاریم میمیرم
من عاشقشم
من دیووووونتم
من میپرستمتش
من دوسش دارم... نگاری من دوست دارم...
نگاری توروخدا مواظب خودت باش.
خدایا مواظب تاج سرم باش.
عشق من منتظرت می مونم تا برگردی.
دوست دارم.
عاشقتم.
میمیرم برات.
میپرستمت.
نگااااااارییییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%
ساعت 10:30
دوست دارم كه بداني مست چشمان تو ام
دوست دارم كه بداني مجنون عشق تو شدم
دوست دارم كه بداني دوستت دارم بي نهايت
دوست دارم كه بداني. . . . . . . . .. . . . . . . . . . ..
و ميدانم كه ميداني عشق چه شور انگيز و زيباست
پس بدان دوستت دارم و ميدانم كه عشق بي تو يعني هيچ و هيچ من به پوچي و فنا ختم مي شود
پس با هم مي مي مانيم تا اخر دنيا
مجنون شدن زيباست زماني كه تنهايي رهسپار نيستي شود
و اين بوسه را تقديمت مي كنم تا بداني كه شدم مجنون مجنون

اردیبهشت
فال روز متولدین اردیبهشت:
امروز هر نوع
اتفاق غیرمنتظره ای ممکن است بیفتد که از علت
آن بی خبر هستید. همکاران تان رفتار عجیبی
دارند و شما را متحیر می کنند. نمی توانید
برای بهبود این شرایط کاری انجام دهید.
بنابراین سعی کنید با افرادی که دوستتان دارند
مشورت کنید. ...
![http://www.jasjoo.com/app_images/dot.png]()
مهر
فال روز متولدین مهر:
سعی کنید امروز با
برخی از تغییرات شما هم تغییر نکنید تا احساس
ناآرامی و کسلی بر شما غلبه نکند.لازم نیست که
خیلی ماجراجویی کنید و ممکن است تنها بخواهید
که از همراهی کسی بهره مند شوید.در حال حاضر
شما بسیار ماجراجو شده اید و ممکن است بخواهید
دست به اقدامی بی احتیاطانه بزنید.به خصوص اگر
می خواهید با ماشین بیرون بروید بسیار مراقب
باشید چرا که اکنون مایلید که با سرعت رانندگی
کنید. ...
با بودنت دنیای من رنگی تر از همیشه
قلب تموم ادماش از جنسی مثل شیشه
با بودنت رنگین کمون یه رنگ اضافه داره
رنگی که زیباییش تورو تو ذهن من میاره
با بودنت تو گلخونه هیچ گلی کم ندارم
هیچ گلی اونجا نمیخوام وقتی تویی کنارم
با بودنت غصه میره شادی جاشو میگیره
با دیدنت هر چی غمه تو قلب من میمیره
با بودنت شعرای من معنای تازه دارن
گلهای اطلسی برام شکلی دوباره دارن
با بودنت دلم میخواد که از سینه جدا شه
پر بکشه به سمت تو تو راه تو فدا شه
با بودنت دوست دارم رو زبونم میشینه
سهم من از با تو بودن این عشق نازنینه
با بودنت یه زندگی یه عمر تازه دارم
برای دیدن تو یه عمر در انتظارم
هر شب که به
من دیگه شک ندارم
یه روز میاد با من باشی
بمونی در کنارم