تبليغاتX
عاشقتم نگاری

منتظرم تا خانوم گُلم بیاد پیشم اگه نیاد مدیونش کردم.هر کدوم بخاطر اون یکی شاد باشه

 سلام نگاری جووووووونم

شبت بخیر قربونت برم الهی

خوبی فدات شم

چه خبر عزیزترینم

الهی من قربونت برم

الهی دورت بگردم

نگاری خوبی؟

دلم برات تنگ شده

نگاری بازم نیومدی؟

الهی فدات شم چرا نیومدی؟

میدونی چقدر دلم برات تنگ شده....

تازه رسیدم نگاری.

وقتی رسیدم دیدم بهزاد دم در وایساده و منتظره منه.

از دیدنم خیلی خوشحال شد و بهم گفت چقدر دیر میای داداش. خیلی وقته اینجا ایستادم

داماد عموم هم همراش بود.

با ایشون هم سلام و علیک کردم و دعوتشون کردم بالا.

بهزاد بعد از کلی پرت وبلا گفتن و چرت و پرت گفتن بهم گفت که کمی با خانواده خانمش به مشکل

برخورده و دلش نمیخواد این دم دمای عروسی مشکلی پیش بیاد.

ازم خواست تا نظرمو بهش بگم که چیکار کنه.

ازم خواست که اگه فکر میکنم احتیاجی به صحبت کردن باهاشون هست اینکارو بخاطرش بکنم

....

با حرفائی که زد بیشتر شبیه یه سوء تفاهم بینشون بوجود اومده بود و بعد مثل اینکه بهزاد

دل خوشی از مادر خانومش نداره و خیلی از دستش ناراحته.

بهش گفتم من جای تو باشم کاری نمیکنم و به روی خودم نمیارم تا مراسمت تموم بشه و بره

اگه الان بخوای گیر بدی و این جریان رو ول نکنی و بی خیال نشی  بد میشه.

چیزی نگفت جز اینکه هر چی تو بگی.

این اخلاقش خوب نیست تا وقتی کاری نداره سراغ آدم نمیاد ولی وقتی میبینه داره کم میاره

 زودی میاد سراغ آدم نمیاد.

حالا با حرفائی که بینمون رد وبدل شد ازم تشکر کرد و رفت.

موقع رفتن بهم گفت بهی هم دقیقاً حرفای تورو زد و همین راه حل رو پیشنهاد داد.

تو دلم خندم گرفته بود.

همه میگن بهی به من رفته.

حالا هم که رفت و من موندم و تو....

بازم دو تائی با هم تا صبح.

فقط یادت باشه که من دلم شیر کاکائو میخواد با یه عالمه بلغ.

نگاری آخه چرا نمیای و چیزی نمیگی.

بخدا دلم برات تنگ شده

بخدا دلم خیلی گرفته

بخدا خیلی دوست دارم

نگاری دارم این آهنگ احسان خواجه امیری رو گوش میدم

سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه

 حس خوبی ندارم. نمیدونم چمه.

نگرانم

دلشوره دارم

استرس دارم

سرم درد میکنه

سرم خیلی درد میکنه نگاری

دلم انقدر برات تنگ شده که دوس دارم زار بزنم

دوس دارم سر خدا داد بزنم

دوس دارم سرش داد بزنم بگم من آدم شدم مگه نه

من دیگه اون فرهاد نیستم

من دیگه اون پسر شیطون و بقول روزبه هفت خط نیستم

من چنان پای تعهدم ایستادم که توپ هم منو تکون نمیده.

خدا فکر نمیکردی که اینجوری باشم نه!!!!

نه تو خدائی تو به همه چیز آگاهی.

تو همه چیزو قبل از اینکه اتفاق بیفته میدونی.

خدایا یه نظری هم به ما کن.

نذار اینجوری بمونه خدایا

دلم برای نگاریم تنگ شده خیلیم تنگ شده

تو که بهتر از هر کسی میدونی چقدر دوسش دارم

تو که بهتر از هر کسی میدونی همه زندگیم اونه

تو که بهتر از هر کسی میدونی

تو که بهتر از هر کسی میدونی

تو که بهتراز هر کسی میدونی

همه زندگیم نگاره

.....

خدایا کمکش کن

خدایا کمکم کن

خدایا کمکون کن

.....

نگاری توروخدا مواظب خودت باش.

من خوبم.خوبه خوبه خوبه خوب.

دلم برات تنگ شده.

خدایا مواظب نگاریم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگاااااارییییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم٪

ساعت ۲۳:۰۰

 

+ تاريخ شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 21:56 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جووووووونم.

خوبی رئیس.

رئیس من دارم میرم مهرآباد تا 8 اونجا هستم و بعد میام بیرون.

الهی قربونت برم من که اینهمه ماهی.

نگاری جوووووووونم الهی قربونت برم اگه اومدی بگو آآآآآآ

دوست دارم تا پای جوووووووووووووووون بیشرفِ من.

عــــــــــــــــــــــــــــــــــــاشــــــــــــقــــتم نـــــــــــگاری

 نگاری جووووووونم الهی فدات شم چی پوشیدی؟

دوس دارم تو مسیر تجسم کنم ببینم کدوم یکی از لباساتُ پوشیدی ولی از اونجا که تو

هیچوقت هیچ لباسی رو دوبار نمیپوشی خیلی برام سخته که بخوام تجسم کنم ولی

تو یه چیز شک ندارم اونم اینه که مطمئنم بیشتر از 30 سانت پارچه واسه دوختش مصرف نشده.

الهی من قربونت برم عشق من.

عاشق خنده های شیطانیتم عشق من.

خوب دیگه ماشین اومد دنبالم.

نگاری توروخدا مواظب خودت باش.

خدایا مواظب نگاریم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگاااااااارییییییییی جوووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%

ساعت 17:55

وقتی تو نیستی


نه هست های ما

چونانکه بایدند

نه بایدها...

مثل همیشه آخر حرفم

وحرف آخرم را


با بغض می خورم

عمری است

لبخندهای لاغر خود را

در دل ذخیره می کنم:

باشد برای روز مبادا!

اما

در صفحه های تقویم

روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هرچه باشد

روزی شبیه دیروز

روزی شبیه فردا

روزی درست مثل همین روزهای ماست

اما کسی چه می داند؟

شاید

امروز نیز روز مبادا

باشد!

وقتی تو نیستی

نه هست های ما

چوانکه بایدند

نه بایدها...

هرروز بی تو

روز مباداست!

"قیصر امین پور"

 

 

+ تاريخ شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 17:15 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

 

  سلام نگاری جووووووونم

ظهرت بخیر عشق من.

چطوری عشق من!

 در چه حالی عزیزینم

الهی که من قربونت برم نگاری.

خوبی؟

خوبه خوبه خوبه خوب؟

منم خوبم مرسی.

هنوز نمازمو نخوندم

سرم شلوغ بود. نه اینکه چهار شنبه نیومدم واسه همین شنبه ها روزه شلوغی میشه

الهی که من قربونت برم نگاری.

نگاری امروز آوردن  جلو در ورودی دفاتر  x ray نصب کردن و هر کی میره و میاد باید بازرسی بشه.

یه مسخره بازی درآوردن که بیا و ببین. معلوم نیست چرا اینجوری کردن.

به تو میگم یه کلمه    دوست دارم یه عالمه

توی چشام نگاه نکن   دسته منو رها نکن

دیگه بسه انتظار دیگه بسه انتظار

 امروز عصر ساعت 5:30 میرم مهرآباد و تا 8 اونجام.

وای از الان ماتم اینو گرفتم که این چند ساعت رو چه جوری تحمل کنم.

راستی امروز پاسپورتمم آوردم و تحویل دادم.

هنوز معلووم نیست که ماموریت ردیف میشه یا نه ولی اونجوری که بوش میاد ردیفه ولی هنوز

معلوم نیست که کجا میشه.

مهندس معینی رفت دانمارک. اطیابی سوئیس. روبیک انگلیس. 

...........

دلم برات خیلی تنگ شده نگاری....

نگاری جوووووووونم الهی قربونت برم در چه حالی؟؟؟؟

خدا کنه خوب باشی بیشرف.

نگاری از روز سه شنبه یاهو اینجا فیلتر شده و باز نمیشه یا خیلی بد باز میشه

واسه همینه که فال روزانه ت رو برات نذاشتم چون ایمیلم باز نمیشه.

یه وقت فکر نکنی که یادم رفته آآآآ. 

از بس بیشرفی که آدم  واسه همه کاراش باید دلیل و  مدرک داشته باشه تا یه وقت خدای

نکرده رئیس نازم فکرای ناجور نکنه.

آخ الهی من قربون رئیس بیشرفم برم .

رئیس بیشرف یه دونه ای .

الهی من دورت بگردم.

نگاری هوا خیلی خوب شده.

البته همه میگن سرده ولی به نظره من خیلیم خوبه و واسه همین با یه پیراهن اسپرت

و یه جین تیره اومدم شرکت.

همه با بلوز و بافت اومدن و از سرما گلایه میکنن.

نگاری دلم برات تنگ شده....

نگاری جوووووونم الهی قربونت برم کجائی؟

چیکار میکنی؟

هنوز به نت دسترسی نداری؟؟؟؟

نگاری چرا چیزی نمیگی؟

نگاری تو که میدونی من چقدر کم طاقتم ...

نگاااااریییییییی....

................

از خونه خبر رسیده که همه تو تکاپوی خرید و آماده شدن برای عروسی هستن و سخت مشغولن

ولی مثل اینکه دیروز مامان بزرگ نیما-شیما فوت کرده و کمی ضد حال شده آخه

مامان نیما-شیما خیلی زن خوبیه وتو همه کارا به مامان کمک میکنه.

از اونجائی که خانواده ما خیلی آدمای زن دوستی هستن بابا چند نفر آورده تا همه کارارو انجام

بدن و مامان جان دست به سیاه و سفید نزنه.

البته مامان همیشه باید نظارت داشته باشه تا به دلش بچسبه واسه همین بود که

هیچوقت تو بخت و پز نمیذاشت کسی دخالت کنه و خودش انجام میداد مگه اینکه نباشه.

البته من نمیدونم آشپزیم به کی رفته که اینهمه خوبه ولی از وقتی بهت گفتم دیگه دست به

سیاه و سفید نزدم و دیگه حتی اگه از گشنگی بمیرمم غذا درست نمیکنم چون دیگه دوس ندارم

بجز تو حتی برای خودمم غذا درست کنم.

فقط دیگه برای تو آشپزی میکنم....

مراسم تو یه باغ برگزار میشه و میخوان بترکونن.

نگاری مثل اینکه یکی از دوستای بهزاد که امین فیاض پسر عمه یِ خانومشه از امین فیاض

دعوت کرده بعنوان مهمان بیاد و چند تا آهنگ هم اجرا کنه.

البته اینارو از سینا شنیدم.

امیدوارم بخوبی برگزار بشه.

..............

هر چقدر میخوام بهت نگم که دلم برات تنگ شده،نمیشه.

میدونم شاید با نوشتن این جمله ناراحت بشی ولی نگاری دلم برات خیلی تنگ شده و

دارم از دوری و بی خبری دق میکنم.......

نگاری توروخدا یه چیزی بگو

تاریکم ای یلدا مهتاب می خواهم

لب تشنه ام ای اشک سیلاب می خواهم

در حسرت موجم باران کفافم نیست

درمان درد من باران نم نم نیست

پس تشنه می مانم غرق پریشانی

تا آسمان ها را بر من بگریانی

 نگاری جوووووووونم توروخدا هر جا که هستی مواظب خودت باش و بخودت خوب برس.

خدایا مواظب عروسک کوچولوی خوشگلم باش.

نگاری جوووووووونم منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگااااااارییییییییی جوووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%

ساعت 15:50

 [love_me_by_nama86.jpg]

در آنجا بر فراز قله کوه

دو پايم خسته از رنج دويدن

به خود گفتم که در اين اوج ديگر

صدايم را خدا خواهد شنيدن

به سوي ابرها ي تيره پر زد

نگاه روشن اميد وارم

ز دل فرياد کردم کاي خداوند

من او را دوست دارم ، دوست دارم

صدايم رفت تا اعماق ظلمت

به هم زد خواب شوم اختران را

غبار آ لوده و بيتاب کوبيد

در زرين قصر آسمان را

ملائک با هزاران دست کوچک

کلون سخت سنگين را کشيدند

زتوفان صداي بي شکيبم

به خود لرزيده در ابري خزيدند

خدا در خواب رويا بار خود بود

به زير پلکها پنهان نگاهش

صدايم رفت و با اندوه ناليد

ميان پرده هاي خوابگاهش

صدا صد بار نوميدانه بر خاست

که عاصي گرددو بر وي بتازد

صدا مي خواست تا با پنجه خشم

حرير خواب او را پاره سازد

صدا فرياد مي زد از سر درد

به هم کي ريزد اين خواب طلايي؟

من اينجا تشنه يک جرعه مهر

تو آنجا خفته بر تخت خدايي

مگر چندان تواند اوج گيرد

صدايي دردمند و محنت آلود ؟

چو صبح تازه از ره باز آمد

صدايم از صدا ديگر تهي بود

ولي اينجا به سوي آسمانهاست

هنوزم اين ديده اميد وارم

خدايا اين صدا را مي شناسي ؟

من او را دوست دارم دوست دارم

 

+ تاريخ شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 14:51 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

 
چنگی همه از پرده‌ی عشاق سراید/گر نقش نگارین تو بر چنگ نگارد

 

سلام نگاری جووووووونم.

صبح قشنگ اولین روز هفته ت بخیر باشه پرنسس رویائی و جووووون جوووووونیِ من.

خوبی قربونت برم الهی؟

حالت چطوره عشق من؟

خوبی فدات شم الهی؟

عشق من چه خبر؟

نگاری چیکار میکنی؟

نگاری دلم برات خیلی تنگ شده....

زرد و سرخ و ارغوانی برگ درختان پاییز

می ریزند بر زمین آرزوهای ما نیز

درختان پاییز در خون قنودند سرودی به یاد بهاران سرودند

ریخت ز چشم شاخه ها خون دل زمین چو برگ

از همه سو روان شده اشک خزان برین چو برگ

ریخته در زمین سرد این همه برگ سرخ و زرد

آه بهار آرزو بر سر ما گذر نکرد

توشه ای از بهاران ندارند یادگاری ز یاران ندارند

گرد خاموشی و خستگی روی قلبم نشسته


همچو خزان خموش و زرد در ره تو نشسته ام

تا تو مگر قدم نهی باز به چشم خسته ام

نگاری جووووونم حالت خوبه؟

بازم نیومدی نه؟؟؟؟؟

دیشب هر کاری میکردم که بخوابم نمیشد. همش فکرای جور واجور میکردم و آروم و قرار نداشتم.

این اهنگ امین رستمی هم که هم همش تو گوشم بود و صدای خنده هاتم شده بود بک گراندش

و شده بود نور علی نور

پای پنجره نشستم؛کوچه خاکستریه باز؛ زیر ِ بارون

من چه دلتنگتم امروز

انگار از همون روزاس ،حال و هوام رنگ توئه،کوچه دلتنگه توئه

دلم گرفته دوباره هوای تورو داره 

چشمای خیسم واسه ی دیدنت بیقراره

این راهِ دورم خبر از دله من نداره

آروم ندارم،یه نشنه میخوام واسه قلبم

جز این نشونه واسه چیزی دخیل نمی بندم

این دله تنهام دوباره هوای تورو داره

هوای شهره تو بوی گلاب

پیچیده تویِ اتاقک مثل خواب

داره بدجوری غریبی میکنه

آخه جز تو دردمو کی میدونه

دلم گرفته دوباره هوای تورو داره 

چشمای خیسم واسه ی دیدنت بیقراره

این راهِ دورم خبر از دله من نداره

نگاری آخه کجائی....

هه هه خنده داره بیشرف!!!!

به من میخندی  باااااااشهههههههه دارم برات.Wink Wink Wink Wink

الهی قربون اون خنده های نازت برم من.Very Happy Very Happy Very Happy Very Happy

درست شدن دیگه؟ دیگه تیکه تیکه که نیستن!

الهی من فدات بشم. عاشقتم نگاری.

نگاری یکی از بچه ها ایمیل زده که 27 و 28 آبان سیروان خسروی تو اریکه ایرانیان کنسرت

داره. چون میدونه من از تنظیم و بعضی از آهنگهای سیروان خوشم میاد بهم میل زده.

امروز میخوام بهت بگم هیشکی نیومده بجات....

...

 نگاری تو یه دونه ای ....

این دل و قلب و جونِ من فقط برای توئه فقط تو نگاری....

دوس داشتم این کنسرت رو با هم میرفتیم یا کنسرت دو هفته پیش محسن یگانه یا هفته

پیش حمید عسگری یا دیروز پریروز رضا صادقی  که همشون تو برج میلاد برگزار شد....

اعصابم خرده....

خدایا من پس کی میتونم با نگاریم برم بیرون....

دوست دارم نگاری.

دوس دارم بلغت کنم و ولت نکنم.

انقدر بلغت کنم تا تو بلغت خوابم ببره...

چشمای خیسم برای دیدنت بیقراره....

نگاری دیشب فقط خدا میدونه چند دفعه سرود ملی رو خوندم و تکرار کردم

نگارِ من عزیزه

گوشت تنش لذیذه

ببین ممش چه ریزه

قره کمرش میریزه

بخدا تو اون سرما با لباس خواب رفته بودم روی پشت بوم و داشتم به  عشق تو به ماه نگاه میکردم

نگاری دیشب که من به ماه نگاه میکردم تو کجا بودی؟؟؟؟ چیکار میکردی؟؟؟؟

دلم برات خیلی تنگ شده....

خیلی نگاری خیلی خیلی خیلی خیلی دلم برات تنگ شده....

نگاری خوبی؟

مهوشی جووووونم که اذیتت نمیکنه!

الهی من قربونش برم.فدای توپولی خودم بشم من.

مهوشی جوووونم، عزیزم تو که میدونی چقدر دوست دارم پس جونِ من نگارمامان رو اذیت نکنی آآآآ

الهی که من فدات شم سفید برفی من.

نرمک و عسل عزیزم چطورن؟

حالتون خوبه عزیزای من.

بر وبچز استاندارد، عاشقتونم. کاش اینجا بودین تا باهم میرفتیم کنسرت و یه حالی تو کنسرت

بهتون میدادم که کف کنین یا نه بعد از منسرت یا نه قبل از کنسرت یا اینکه اصلاً کنسرت

نمیرفتیم میرفتیم  تا یه حال خفن بهتون بدم و بعد اگه دوس داشتین میرفتیم کنسرت....

الهی من قربونتون برم. عاشقتونم. توروخدا نگاریم رو اذیت نکنین آآآآ

دلم برات خیلی تنگ شده نگاری.

من خوبم نگاری. نگران و ناراحت من نباش. من فقط دلتنگتم . از این بی خبری و سکوت

حالم گرفته ست، دارم .... میکنم نگاری....

توروخدا گه اومدی حرف بزن نگاری باشه؟؟؟؟

الهی فدای بانوی اردیبهشتی ناناز و ملوس و خوشگلم برم من. قربون دل کوچولوت برم من نگاری.

الهی که من قربرونت برم.

نگاری توروخدا مواظب خودت باش.

به خودت و نینیمون خوب برس.

نگار من باید هر روز بهتر از دیروز باشه

خدایا اونو به تو سپردم.مواظب نگاریم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگاااااااارییییییی جوووووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%

ساعت 10:30

 [390.jpg]


ای زندگی من خسته ام تا کی سکوت تا کی اسیر

ای مرگ تلخ  این دست من دستم بگیردستم بگیر

در سینه ام ای آرزو  محض خدا  دیگر بمیر

ای لحظه ها من از شما سر خورده ام ترکم کنید

ای روز و شب من آدمی دل مرده ام ترکم کنید ترکم کنید

من تا گلو در حسرتم افسرده ام ترکم کنید

از وحشت فردای خود آزرده ام ترکم کنید

ای اشک گرم آروم بریز بر گونه بیمار من

لذت ببر ای غم تو هم از این همه آزار من

در لحظه بیداد غم کی میشود غمخوار من

ای لحظه پایان این امشب و فردا نکن

درد بزرگ بودنم را ای زمان حاشا نکن

+ تاريخ شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 8:50 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

 

سلام نگاری جوووووونم

الهی فدات شم عشق من

نیومدی نه!!!!!!!!!!!!

دوست دارم تا پای جوووووووووونم تو که خوب میدونی عشق من

دلم بد گرفته رئیس....

رئیس یه وقت ملاقات میخوام....

میخوام باهات حرف بزنم....

خواهش میکنم....

.........

پای پنجره نشستم؛کوچه خاکستریه باز؛ زیر ِ بارون

من چه دلتنگتم امروز

انگار از همون روزاس ،حال و هوام رنگ توئه،کوچه دلتنگه توئه

دلم گرفته دوباره هوای تورو داره 

چشمای خیسم واسه ی دیدنت بیقراره

این راهِ دورم خبر از دله من نداره

آروم ندارم،یه نشنه میخوام واسه قلبم

جز این نشونه واسه چیزی دخیل نمی بندم

این دله تنهام دوباره هوای تورو داره

هوای شهره تو بوی گلاب

پیچیده تویِ اتاقک مثل خواب

داره بدجوری غریبی میکنه

آخه جز تو دردمو کی میدونه

دلم گرفته دوباره هوای تورو داره 

چشمای خیسم واسه ی دیدنت بیقراره

این راهِ دورم خبر از دله من نداره

مواظب خودت باش

خدایا من عشقمو بخودت سپردم مواظبش باش

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی

نگااااااارییییییی جوووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم٪

ساعت ۲۳:۲۰

 

خودت گفتی این آهنگ چقدر قشنگه یادته!!!!

 

آغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن

منو از این دلخوشیها آرامشم جدا نکن

من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم

واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر میکشم

منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه

بوسیدنت برای من تولد یک نفسه

چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه

نوازشه دستای تو عادت ترکم نمیشه

فقط تو آغوش خودم دغدغه ها تو جا بذار

به پای عشق من بمون هیچکسو جای من نیار

مهر لباتو رو تن و روی لب کسی نزن

فقط به من بوسه بزن به روح و جسم وتن من

+ تاريخ جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 22:50 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

 سلام نگاری جووووونم

خوبی فرشته کوچولوی خوشگل من....

الهی من فدات بشم

نگاری بازم نیومدی نه؟؟؟؟

نگاری چرا پس نیومدی آخه!!!!

دلمو کلی خوش کرده بودم که امروز میای آآآآ ولی.....

.................

  من تنها نيستم ،

 اشکهايم را دارم ,

 اشکهايي که از غم تو بر گونه هايم جاريست من تنها نيستم ,

لحظه ها را دارم ,

 لحظه هايي که يکي پس از ديگري عاشقانه مي ميرند تا حجم فاصله را کمرنگ تر کنند

من تنها نيستم چرا که خيالت حتي يک نفس از من غافل نمي شود.

چقدر دوست دارم لحظه هايي را که دلتنگ چشمانت مي شوم

هر لحظه دوريت برايم يک دنيا دلتنگي است

 و چقدر صبور است دل من , چرا که به اندازه تمام لحظه هاي عاشق بودنم از تو دور هستم ولي

 من باز چشم براهم ...

 چشم به راهم تا آرامش را به قلبم هديه کني مهربان من ............

نگاری توروخدا مواظب خودت باش.

خدایا مواظب عشقم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگااااااریییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%

ساعت ۲۲:۳۰

 

      روياهايت را رها مكن...

       بگذار هر روز رويايي باشد

       بگذار هر روز دليلي باشد براي زندگي

                                                     ر وياهايت را رها مكن...

        ميدانم بسيار دشوار است

        و گاهي ترديد مي كني كه به اين همه مي ارزد؟

         به زندگي اعتماد كن

          در آمدن آفتاب را بنگر و خدايت را ستايش كن

                                                              و من به تو ا يمان دارم...

شب های ملال آور پاییز است 


 هنگام غزل های غم انگیز است

 
 گویی همه غم های جهان امشب


 در زاری این بارش یکریز است


ای مرغ سحر ناله به دل بشکن


 هنگامه ی آواز شباویز است


 دورست ازین باغ خزان خورده


 آن باد فرح بخش که گلبیز است


 ساقی سبک آن رطل گران پیش آر


 کاین عمر گران مایه سبک خیز است


خاکستر خاموش مبین ما را


 باز آ که هنوز آتش ما تیز است


 این دست که در گردن ما کردند


 هش دار که با دشنه ی خونریز است


 برخیز و بزن بر دف رسوایی


 فسقی که در این پرده ی پرهیز است

 
 سهل است که با سایه نیامیزند


ماییم و همین غم که خوش آمیز است

+ تاريخ جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 21:50 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جووووووونم

شبت بخیر عشق من

خوبی قربونت برم الهی.

چطوری ملوسک من

الهی قربونت برم تاج سرم

چه خبر؟

نمیدونم تو چی از دنیا میخوای             تو تو تو

من که از دنیا فقط تورو میخوام             تو تو تو

نمیدونم تو چی از خدا میخوای             تو تو تو

من که از خدا فقط تورو میخوام              تو تو تو

خیلی دلم برات تنگ شده .

دارم آهنگای بنیامین رو گوش میکنم

نگاری داری چیکار میکنی؟

خوبی نگاری؟

نگاری جوووووونم الهی قربونت برم خوبی؟

اوضاع چطوره؟

از دائی بهرام چه خبر؟

حالشون خوبه؟

چیکار میکنن؟

سلام برسونین و بهشون بگین دائی این رسمش نبود....

این رسمش نبود دائی بهرام...

این رسمش نبود....

...

دلم خیلی گرفته نگاری

خیلی دلم گرفته

آره دارم داد میزنم بقول امین با یه جیغ بنفش بخون: دلم گرفته... دلم برات تنگ شده....

نگاری آخه کجائی که نیومدی!

تو حتی به من عیدی ندادی....

هر چی من به روی خودم نمیارم تو هم انگار نه انگار نگاری...

حاج آقا زنگ زده بود و طبق روال معمول اینجوری با من حرف زد:

سلام آقا،چطوری؟ چه خبر؟ از استان قزوینت چه خبر. بعد یه خنده یِ کش دار و بعد میگه

 از نگار خانوم چه خبر؟ خبری ازش شد یا نه.... توکلت بخدا باشه....

حسین هم بعدش زنگ زد که واسه چهارشنبه که میخواد بیاد وسائلاش رو فریت کنه یه بار دیگه

قرارمون رو فیکس کنه.

اونم عین دائیش حرف میزنه.

سلام آقا. شما خوبی. ممنونم. از نگار جان چه خبر؟ عیبی نداره عزیزم خدا بزرگه. ایشالله که خوبه

میبینی نگاری همه تورو از من میپرسن ولی من چی باید بگم؟؟؟؟

من خودمم ازت خبر ندارم....

من نمیدونم عشقم کجاست و داره چیکار میکنه....

من از خانوم گلم خبر ندارم....

میبینی توروخدا.

دلم گرفته نگاری

خیلی دلم هواتو کرده

عین امروز

عین دیروز

عین پریروز

عین پس پریروز

عین یه هفته پیش

عین یه ماه پیش

عین یه سال پیش

من هر روز بیشتر از دیروز عاشقت میشم و دوست دارم بیشرف

دوست دارم نگاری.

نگاری خیلی دوست دارم

کاش میدونستی چه حالی دارم نگاری

نگاری توروخدا مواظب خودت باش

گاهی زندگی مثل نفس تنگی می شود..

                                            مثل ایست قلبی!

گاهی نفسم تنگ می شود...

                                   گاهی قلبم می ایستد...

و هیچکس نفس نمی شود...

                         و هیچ کس شوک نمی شود...

و خدا با کتابی زیر بغل

                             و ریشی تا روی زمین

                                                       با پوزخندی فیلسوف مآبانه

                                   مرا از جهنمی می ترساند

                                                                 که سالهاست  در آن می سوزم..

                                        جهنم همین جاست!!

                                                                         بی تو در اینجا

                                                                   شک نکن....

نگاری توروخدا مواظب خودت باش.

خدایا مواظب نگاریم باش.

نگاریم منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگااااااارییییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم٪

ساعت  ۲۱:۰۰

+ تاريخ جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 20:1 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

 سلام نگاری جووووووونم

خوبی عزیزترینم

الهی فدات شم عشق من

چه خبر پرنسس؟

هنوز نیومدی بیشرف؟

باشه طلبت.....

چه خبر؟

ناهارتو خوردی یا نه؟

ببین تو باید به خودت خوب برس پس اگه ناهار نخوردی همین الان میری و ناهارت رو میخوری

تا من ناراحت نشم...

منو ناراحت نکنی آآآآ

باشه؟؟؟؟

الهی قربونت برم عشق من.

عین روز برام روشنه که میای ولی نمیدونم باز به چی فکر میکنی که چیزی نمیگی؟؟؟؟

به چی فکر میکنی؟

تا چند روز میخوای چیزی نگی؟

با عرض معذرت اشتباه فکر میکنی عزیزم.

عشق من با تو شادم آخه نمیری تو از یادم

روزی که تورو دیدم دلمو به دله تو دادم

حالا من میدونم بی تو یه لحظه نمیتونم

تا دنیا باشه پا برجا به پای عشقت می مونم

من عاشقتم نگاری، عاشقتم....

عشق من باش جونه من باش

نذاری این دلُ یه روزی تنهاش

ای دیوووونه دوست دارم

نمیتونم از تو چشم بردارم

نگاری من مبپرستمت و فکر نکن که من خسته میشم یا از این قبیل فکرا....

عمراًَ!

آره عزیزم عمراً!!!!

.....

امروز از جام جُم نخوردم و همش دراز کشیدم و عین همیشه به تو فکر میکردم و میکنم....

دست و دلم به هیچ کاری نمیره....

از اینجا خسته شدم

از ایران خسته شدم

کاری از دستم برنمیاد. تو هم که اینجا نیستی و این خیلی بیشتر رو مخمه....

آخه تو هوائی که تو نیستی و تنفسش نمیکنی واسه من نفس کشیدن تو این هوا لذتی نداره

نگاری خیلی دلم برات تنگ شده....

نگاری تو دلت برام تنگ نشده؟

تو دلت نمیخواد با من حرف بزنی؟

نمیخوای چیزی بهم بگی؟

نمیخوای بهم بگی که اینو بپوش یا این کارو انجام بده یا اینکه اینجوری کن و اونجوری کن؟

هان؟

من اونجوری که دوس داری فیفیل گذاشتم البته به اون پرپشتی نیست ولی خودشو نشون میده

من تمامه کارائی که دوس داری رو انجام میدم و اون چیزائی که بهت گفتم و قول دادم رو

سمتش نمیرم؛ تحت هیچ شرایطی...

........

فکر کنم تا دو سه روز دیگه جهاز ماری رو بیارن و آپارتمانش رو آماده کنن.

همه چیش آماده س.

فکر کنم فقط یه سری از خریداشون مونده که اونم زیاد مهم نیست.

نمیدونم والا چی بگم فقط ایشالله که خوشبخت بشن....

میبینی توروخدا اینم از عروسی داداشامون. همه لحظه شماری میکنن که عروسی خواهر و

برادراشون باشه اونوقت من.....

ولش کن حوصلشون رو ندارم برام مهم نیست

دیگه برام مهم نیست

آره عزیزم دیگه برام مهم نیست.

شاید مجبور خواهم بود نبودت را برای همیشه تحمل کنم .

 اما هرگز توان نخواهم داشت که تو را برای همیشه فراموش کنم .

کسی که در نفس هایم٬ کسی که در کلامم٬ کسی که در نگاهم ٬ همیشگی است.

کسی که مثل سایه ام ٬ سایه به سایه با من است.

 از زندگیم خط نخواهد خورد. هر چند که بخواهد حق بودنش را از من دریغ دارد٬

رد پای گذرش همیشگی است.

و شاید همان چند لحظه یعنی زندگی٬

زندگیم که مقارن با ثانیه های بودن توست برای یک عمر بودن در این دنیای کوچک

 کافی است .

نگاری، 

نگاری هوای حوصله ابری است، 

چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا!

نگاری،

نگاری هنوز عشق در حول و حوش چشم تو می چرخد، 

از من مگیر چشم،

دست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگرد، 

یادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تمامی دلها معنا شود،

یادم بده چگونه نگاهت کنم که طری بالایت در تندباد عشق نلرزد.

نگاری آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس می کنم،

آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم، 

آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است، 

نگاری چشم تو شعر، چشم تو شاعر است،

من دزد شعرهای چشم تو هستم!!! 

نگاری،

نگاری کنار حوصله ام بنشین،

بنشین و مرا به شط غزل بنشان،

بنشان مرا به منظره ی عشق،

بنشان مرا به منظره ی باران،

بنشان مرا به منظره ی رویش،

من سبز می شوم!!! 

نگاری، نگاری ستاره های کلامت را در لحظه های ساکت عاشق بر من ببار، 

بر من ببار تا برویم بهاروار! 

چشم از تو بود و عشق، بچرخانم بر حول این مدار! 

نگاری، 

نگاری تمام حرف دلم این است: 

"من عشق را به نام تو آغاز کردم،

 در هرکجای عشق که هستی آغاز کن!!" 

.........

........

.......

.......

باید برم آرایشگاه ولی حوصله ندارم.

حالا باشه برای بعد.

اصلاً حوصله اینکه تو این روز مزخرف بزنم بیرون رو ندارم....

.....

.....

.....

.....

نگاری تو چیکار میکنی؟

پیشه کی هستی ؟

با کیا میری بیرون؟

کجاها میری؟

حالت خوبه؟

اونجا چی میپوشی نگاری؟

سبک لباس پوشیدنت فرقی کرده یا اینکه همونجوری عین قبله؟

موهات رو چه مدلی بستی؟ به موهات که خوب میرسی هان!!!!

نگاری جووووووونم الهی قربون اون ابروهای کشیده و کوتاهت برم من که اینهمه به اون صورت

نازت میاد. فدای اون فیس باحالت برم من. کلی بوووووووووس با یه عالمه بلغ.

دوست دارم نگاری.

عاشقتم پرنسس یکی یه دونه ی من

الهی که من فدات بشم.

نگاری توروخدا بخودت خوب برس.

تو باید همیشه تک باشی همیشه.

نگاری توروخدا مواظب خودت باش.

خدایا مواظب نگاریم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگااااااارییییییی جووووووونم منتظرت می مونم تا برگردی.

نگاااااااااریییییی جوووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم٪

ساعت  ۱۷:۰۰

+ تاريخ جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 15:46 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جوووووونم

ظهرت بخیر عزیزترینم

خوبی قربونت برم الهی.

چه خبر فدات شم!

الهی دورت بگردم

الهی پیش مرگت بشم خانوم گلم

منم خوبم.

دیشب سرم درد میکرد خیلی اذیتم میکرد دیگه مجبوری قرص انداختم اَ َی نمیدونی چقدر بده

دیگه مجبوری .... وای دوس ندارم اصلاً قرض بخورم منتهی دیگه دیشب به مرز انفجار رسیده بود و 

اگه قرص نمیخوردم خیلی خیلی ....

واسه همین صبح دیر از خواب بیدار شدم.

جمعه هارو دوس ندارم نگاری.

امروزم جمعه س

یه جمعه یِ مزخرف دیگه

دیشب وتق از پیشت رفتم تا ساعت ۲ نشسته بودم جلو پنجره.

اول باز بود ولی بعد دیدم که خیلی هوا سرد شد و نمیشه اونجوری نشست.

آره عزیزم انقدر سرد شد که سردم بشه.بعد اومدم وسائلام رو جمع و جور کردم و رفتم دوش گرفتم

نگاری وقتی که میری زیر دوش و انگشتات رو میذاری رو گوشت یه صداهائی تو گوش آدم میپیچه

یکی از استادای معارف میگفت این همون صدای خلسه س...

منم هر وقت میرم زیر دوش چند دقیقه ای صورتم رو میگیرم زیر دوش و گوشام رو با انگشتای

 اشارم کیپ میکنم و همونجوری می مونم....

دیشب شبه خوبی نبود....

نگاری وقتی تو نیستی هیچ چی خوب نیست

هیچی نگاری

نگاری آخرین بار یادته کی بلغم کردی؟؟؟؟

آخرین بار یادته کی منو بوسیدی؟؟؟؟

آجرین بار یادته کی....

نگاری آخه کجائی؟

نگاری جووووونم الهی قربونت برم میدونی چقدر دلم برات تنگ شده...

تو که میدونی چقدر دلتنگتم نگاری....

تو که میدونی بدون تو چه حالی دارم....

لعنت به این زندگی انقدر دیر میگذرن که دارن دیووووونم میکنن

انگار همه عوامل دارن دست به دست هم میدن که منو دیوووونه کنن

انگار همه عوامل دارن دست به دست هم میدن تا .....

نگاری بیا توروخدا....

نگاری دله فخلادیت خیلی برات تنگ شده....

من با شاخه گلي به خريداري يك دل امده ام
من به تو مي بخشم همه خويشتن را
كاش كه صاحب دنيا بودم
تا به تو هديه مي دادم امروز
پر ز باران گل سرخ آسمانی را

نگاری خوبی؟

این موضوع داره دیوووونم میکنه که نکنه چیزی شده که نیومدی....

اه دوس ندارم به این موضوع فکر کنم چون تو قول دادی خوب باشی و بخودت خوب برسی مگه نه!

تو باید خوب باشی

تو باید هر روز بهتر از دیروز باشی..

هر روز بهتر از دیروز....

نگاری .....

بی تو آسمون زندگیم خیلی گرفته،خیلی تاریکه...

ماه آسمون زندگی من چند وقته که از زیر ابر بیرون نیومده و بقول معروف رخ به من نشون نمیده

ماه آسمون من مگه خبر نداره که یه زمینی آرزوش اینه که هر شب اونو ببینه و با خیاله راحت بره

رو تختش دراز بکشه و از شیشه پنجره اتاقش که ماه از اونجا میاد به مهونیش نگاه کنه و آروم بشه.

ماه آسمون من، زندگی من،عمر من، من به عشق تو دارم زندگی میکنم....

نگاری بعد از مدتها یه بغض بدی تو گلوم جمع شده که فقط خدا میدونه....

نگاری دلم برات خیلی تنگ شده....

نگاری آخه تو که میدونی من بدون تو نمیتونم....

نگاری تورو جون هر کسی که دوس داری یه چیزی بگو...

نگاری قرارمون این نبودا!!!!

یعنی هنوز نشده به نت دسترسی داشته باشی؟

یعنی هنوز شرایط انقدر بده که نشده بیای....

نگاری منم فرهاد....

.....

.....

.....

.....

نگاری جووووووونم از بروبچز چه خبر؟

حالشون خوبه؟

مهوشیم چطوره

 الهی قربونت برم توپولیه خوشگل من.

الهی من فدات شم.

نگاریم رو اذیت نکنی آآآآ

دختر خوبی باشی آآآآآ

الهی فدات شم عزیزم.

نرمکی چطوری؟

فدات شم نانازم.

عسل بانو در چه حاله؟

دوس دارم بخورمت عسلی....

برو بچز استاندارد عاشقتونم

فدای اون فد و بالاتون بشم من

میدونم نگاریم شمارو از همه بیشتر اذیت مینه تا چشه پروا رو دربیاره ولی خوب دیگه بخاطر خودتونه

پس تحمل کنین و جیکتون درنیاد که میام میخورمتون آآآآ

الهی فداتون بشم

نگاری قربون قد و بالات برم من؛ پرنسس.

دیوووووونتم بیشرف

.....

.....

.....

.....

نگاری دیشب خواهر ندا زنگ زد.

از اینکه برخلاف بقیه به تلفنش جواب دهده بودم خیلی خوشحال شده بود.

گفت شنبه داره میاد فرودگاه و گفت اگه میشه تو مسیر بیاد منو ببینه وگفت که کارم داره.

صبح دانشگاهه و از اونجا میاد.

نمیدونم کجا میخواد بره که گفت داره میره فرودگاه.

منم ازش نپرسیدم چون دلیلی نداشت که بخوام بپرسم.

خیلی دختر خوبیه. کاری،زحمتکش،دلسوز.

بهش گفتم اگه تنها قراره بیاد عیبی نداره ولی اگه قراره با کسی بیاد  بهم زنگ نزنه.

قول داد که داره تنها میاد  و با کسی نمیاد.

دیشب بهم میگفت که تا حالا چند دفعه بهم مسیج داده ولی من جواب ندادم و از این موضوع ناراحت

بود ولی من اصلاً به روی خودم نیاوردم که ناراحتش کردم . گفتم که دوس نداشتم جواب بدم و اونم

گفت که فرهاد واقعاً تخس و مغروری.....

واقعاً!!!!

.....

....

....

.....

وای نگاری عاشقتم....

نگاری جووووووونم دل فخلادیت خیلی برات تنگیده....

نگاری جووووووونم،خانوم گلم،تو همه چیزه منی.

نگاری جووووووونم میمیرم برات.

نگاااااااریییییی جووووووونم توروخدا مواظب خودت باش.....

توروخدا نگاری....

خدایا مواظب پرنسس رویائیم باش.

فرشته کوچولوی خوشگلم منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگااااااااریییییییی جوووووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم٪

ساعت ۱۲:۴۵

"با هر چه عشق

نام تو را می‌توان نوشت

با هر چه رود

                راه تو را می‌توان سرود

بیم از حصار نیست

                که هر قفل کهنه را

                                با دست‌های روشن تو می‌توان گشود."

 

+ تاريخ جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 11:40 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

 

سلام نگاری جوووووونم.

شبت بخیر قربونت برم الهی.

حالت چطوره عشق من.

خوبی فدات شم.

الهی من دورت بگردم

الهی من پبش مرگت بشم  خانوم گلم.

منم خوبم بد نیستم مرسی.

کمی سرم درد میکنه که اونم واسه این ترافیک مسخره س

آره عزیزم واسه ترافیکه نه چیزه دیگه.

نگاری الهی فدات شم تو چقدر تو ترافیک سر گیشا گیر کردی؟

تو ترافیک چمران؟

صدر؟

اتوبان کرج؟

الهی فدات بشم شوماخر من.

الهی من فدای اون دس فرمونت برم.

دلم برات خیلی تنگ شده نگاری....

خیلی دلم برات تنگ شده.....

.....

امروز عصر از دفتر شرکت زنگ زدن که شنبه رفتنی با خودم پاسپورتمم ببرم.

نگاری فکر کنم منم عروسی بهزاد نمیرم

اینجوری که خیلی خوش بحالشون میشه .همینجوری که الان تو دست و بالشون نیستم

کلی حال میکنن و راضین.

خوب منم مزاحمشون نمیشم.

اه اصلاً حرفشو نزنیم

این آلبوم حمید عسکری هم قشنگه آآآآ

سر دو راهی موندم

بگو برم یا باشم

چیکار باید میکردم

تا تو دله تو جا شم

من که با هر چی که میشد

خواستم عااااشقت کنم

خواستم بگم دوووووست دارم

باورت اما نمیشد

بخدا دوست دارم

بخدا عاشقتم

هیکش مثل من تورو دوس نداره گله من

دلم بی دوا شده

به تو مبتلا شده

آخه کی تورو اینجوری که هستی میخواد غیره من

ای گلِ من، ای گل من....

نگاری چیکارا میکنی؟

اوضاع چطوره؟

شرایطط خوب هست یا نه؟

امروز تو مسیر برگشت تا آزادی با بچه های کلاس برای اولین بار اومدم.

حرف نمیزدم و فقط گوش میکردم.

خانوم موسوی که متاهله از بوشهر اومده.البته شوهرش اینجائیه و اینجا هم درس میخونه. ساکن

تهرانسره.

خانوم خلیل ساکن ولیعصره و از اون خر خوناس که عشق زبان انگلیسی و ادامه تحصیل

 تو مقطع دکتراس.

خانوم کاسب  که بچه تجریشه و همه جاشو عمل کرده تا رو فرم بیاد ولی اه اه اه.

یاده پروا افتادم.... گونه های اونم جابه جائه. وای نگاری یه صدای بدی داره که بیا و ببین

میدونم زشته که یه آقای محترم و نخبه پشت خانوما اینجوری حرف بزنه ولی نگاری این

حقشه....

نگاری یادته میگفتم نازی رو باید بندازیم تو صندوق عقب و ببریم بیابونی...

نمیدونم چی شد یه دفعه یاده این حرف افتادم... ای بیشرف....

جواد طبا طیا، البته محمد جواده ولی من بهش میگم جواد.انقدر از دستم حرص میخوره که

حس میکنم ولی هیچی بهم نمیگه و هر وقت میگم جواد پشت بندش میگه محمد جواد و بعد

همه میخندن. بچه ۱۳ آّبانِ.

سید که خوابگاهیه. نمیدونم از کجا اومده ولی متاهله.

مسلم که اونم از بوشهر اومده و خوابگاهیه

مصطفی شاهرضائی که اونم بچه تهرانه و سمت رسالت میشینه

خانوم بخش که متاهله و ساکن قمه

خانوم بخشی زاده که اونم بچه نارمکه.

حالا اونا از من چی میدونن، هیچی!

دلیلی نداره.

بقول خانوم کاسب من فقط تا اونا حرف میزنن سوتیشون رو میگیرمو ضایعشون میکنم.

میگه چقدر مارو مسخره میکنین.

جوابشو ندادم. وای نگاری از این بچه ها اصلاًً خوشم نمیاد.

 این خانوم موسوی باز ار بقیه باحالتره یا اون سید.اصلاً این متاهلا خیلی باحالترن.اونا خیلی

مزخرفن و فضول. من واسه ثبت نام خوب چون دیر رفته بودم خیلی اذیت شدم  و اینا هم دیده

بودن البته جواد دیده بود و از اونجا منو میشناختن.

امروز همه منتظر بودن که من حرف بزنم. تنها چیزی که گفتنم این بود که من دیرم شده و باید

زودی برم خانومم منتظره. همه با دهنه باز نگام میکردن.

بعد جواد آروم گفت که این برنامه که همه با هم داریم میایم واسه این بوده که با تو

بیشتر آشنا بشن.

 یه پوزخندی بهش زدم و گفتم کار دارم جواتی.

جواد میگه تو منبع اعتماد بنفسی و قاتل ما. تا میایم حرف بزنیم چنان ضایعمون میکنی که نگو

ازشون جدا شدم و سوار ماشین شدم و اومدم.

باهاشون راحت نیستم

یعنی میتونم باهاشون راحت باشم؟

نگاری یادته دوستام با من چیکار کردن.....

تو که خوب یادته نگاری....

تو که خوب میدونی دوستای گرمابه و گلستان با من چیکار کردن....

نیمیخوام....

نگاری نمیخوام. اصلاً به اینگه بخوام باهاشون راحت باشم رو هم نمیتونم تصور کنم

چه نا برابر است ، جنگ ِ من و تو

قبول ندارم

به جنگ آمده ای و تیغ عشق آوردی

حساب نکردی که من

به جز تو

هیچ ندارم ؟

امروز دانشگاه بد بود.

سر کلاس کامپیوتر استاد با من خیلی خوب برخورد میکنه و میگه تو خیلی با جنمی

نمیدونم چرا همچی حرفی میزنه ولی در کل آدم باحالیه.

تحلیل آماری هم باهاش داریم.

بهم میگفت تو خیل بچه زرنگی هستی.

تا راجع به مسئله ای حرف میزنه من از اینترنت مقاله ش رو میگیرم و بعد میمونه که بهم چی

بگه و فقط نگام میکنه.

امروزم که یه نرم افزار آماری که تو بورس کاربرد داره رو داشت میگفت که من کمی باهاش آشنا

بودم و کمی توضیح دادم و ....

ولی نگاری اینا اون چیزائی که من میخواستم نیستن.

من همه چیزم توئی نگاری...

تو همه زندگی منی نگاری.

تو عمره منی نگاری....

انقدر غمم زیاده نگاری که....

آره واسه اینکه از تو هیچ خبری ندارم و نمیدونمم که داری چیکار میکنی و حالت چطوره و یه

سراغی هم که از خودت ندادی تا خیالم راحت بشه

دلم گرفته

دوباره هوای تورو داره

چشمای خیسم واسه ی دیدنت بیقراره

این راهه دورم خبر از دله من نداره

آروم ندارم یه نشونه میخوام واسه قلبم.....

این دله تنهام دوباره هوای تورو داره...

من و تو مي شــــــود آيا که مال هم باشيم؟

نه مـــــــال هم .. که فقط احتمال هم باشيم؟


بريز قهـــــــــــــوه ي خود را درون فنجانم

بيا به هــــــــــــر کلکي توي فال هم باشيم


به بال خود نتوانسته ايم پَــــــــــــــر بزنيم

از اين به بعــــــــــد بيا تا که بال هم باشيم


بدون دست تو تهـران براي من قطب است

بپيـــــــــــچ دور تنم دست ، شال هم باشيم


پـــر است ذهن من امسال از جدايي و رنج

بيا که خاطـــــــــــره ي پارسالِ هم باشيم !


نگو در عشق ِميان ِمن و تو سيب کم است

اگر که سيـــــــــب نشد پرتقال هم باشيم !!


اگر که قسمـــــــــــت ما به وصال ختم نشد

نرو ! بمــــــــان که اقلاْ وبال هم باشيم !!!

خیلی سر درد بدی گرفتم. البته دیگه بهش عادت کردم.

باید برم دوش بگیرم تا کمی آروم بشم.

نگاری من دارم به ماه نگاه میکنم....

ماه آسمون من، من عاشقتم

نگاری توروخدا اگه اومدی واسم بنویس آآآآ

نگاری توروخدا مواظب خودت باش.

خدایا مواظب نگاریم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میپرستمت.

میمیرم برات.

نگااااااارییییییی جوووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم٪

ساعت ۲۲:۰۰

 

+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 20:55 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جوووووونم

خوبی قربونت برم الهی

چطوری عشق من....

الهی من فدات بشم

الهی من دورت بگردم

دلم برات لک زده نگاری..

کجائی بیشرف....

امروز میای دیگه!!!

امروز هم چهاردهمه هم شب جمعه ست...

میبینی توروخدا چه باحال با هم این دو مناسبت با هم مچ شدن!!!!

نگاری فقط یه چیزی کمه که اونم توئی!

الهی که من دورت بگردم بانوی اردیبهشتی من

الهی من فدات بشم پرنسس رویائی من

دیگه چطوری نگاری؟

الهی قررررربونت برم من که اینهمه ماهی.

منم بدنیستم. مرسی.

فقط فقط دلم برات خیلی تنگ شده.

حالم خوب نیست. کلافه ام.

از صبح هیچکدوم از کلاسا خوب نبودن.

سر کلاس تحلیل آماری داشتم های بای میخوردم. گشنم شده بود و اصلاً هم حوصله نداشتم

اتفاقاً چند تا از بچه ها هم ازم های بای گرفتن و خوردن.

کلاسای امروز فوق العاده مزخرف بودن نگاری...

نگاری امروز ۳۳ امین شب جمعه سال ۸۸.

بیشترش رو نبودی....

تو همیشه با منی همه جا نفس.

نگاری مهوشیم چطوره؟

حالش خوبه؟ الهی قربونش برم. اذیتت که نمیکنه هاااااان!!!!

الهی که من فداش بشم. دلم براش لک زده. اگه بدونی چقدر دوس دارم نوازشش کنم...

چقدر دوس دارم باهاش بازی کنم....

چقدر دوس دارم قربون صدقش برم....

وای نگاری خیلی دلم براتون تنگ شده....

مخصوصاً امروز و دیشب....

نگاری خیلی حسود شدم تا دو نفر رو با هم میبینم فوری حسودیم میشه...

آخه من که حسود نبودم ولی از وقتی با تو آشنا شدم از بس که نازی و تکی و لنگه نداری که

هم به همه فخر فروشی میکنم که تورو دارم همه اینکه حسودیم میشه که نیستی تا ما هم

مثل بقیه با هم بریم بیرون، با هم قدم بزنیم، با هم بچرخیم....

الهی قربونت برم شوماخر من.

دلم برات لک زده...

یاده اون وقتی افتادم که قرار بود با نیمااینا بریم کردان ولی نشد....

لعنت به اون کسی که این شرایط رو برای تو بوجود آورد....

دلم گرفته نگاری

دلم از این دنیالی مزخرف و مسخره خیلی گرفته...

چرا مائی که اینجوری عاشقونه همدیگرو دوس داریم نمیتونیم پیشه هم باشیم؟؟؟؟

این چرا رو کی باید جواب بده....

نرمک خوشگلم،الهی قربونت برم من با این فرمی که راه میری،خوبی؟ دلم برات خیلی تنگ شده

مامان نگار اصلاً به من توجه نمیکنه و انگار نه انگار..

میبینی چقدر بیشرفه این نگار مامان....

عسل خوشگل و خوش فرمم. قربونت برم من. دوس دارم بخورمت . حقا که اسم عسل برازندته

الهی فدات بشم....

نگاری یادته بهم میگفتی که پائین از بالائیه کلفت تره...

دلم برات خیلی تنگ شده....

از بچه های با معرفت استاندارد که دیگه حرفی نزن که دارم از دوریشون دق میکنم....

نگاری پرتقال رو تجسم کن وقتی محکم فشارش میدی میترکه.این همون مثال تو بود.

بهت گفتم من چون جنبم میدوسنتم تو این زمینه پائینه هیچوقت راجع به پرتقال حرف نمیزدم

چون با دیدن پرتقال و هلو نمیتونم خودمو کنترل کنم ولی تو میگفتی :

نه میخوام بدونم چه جوری میشی که میگی بی جنبه میشم...

یادته نگاری....

من خیلی بی جنبه ام...

بی جنبه تر از قبل...

خیلی دلم برات تنگ شده نگاری....

الانی که دارم اینارو مینویسم سیاوش داره اذیت میکنه.

نمیدونم دیگه چیکارش کنم ...

زبون نفهم شده.

هر چی میگم گوش نمیکنه...

نگاری دیگه حرف گوش کن نیست...

 دیگه بزرگ شده و هر سازی که خودش دوس داره میزنه.

نگاری از نینیمون چه خبر؟

خوب بهش میرسی که هااااان؟؟؟؟

الهی قربونت برم من.

الهی فدات بشم عشق من.

امروز ۷ ماهش میشه...

نگاری ۷ ماه....

الهی من فدای نگار مامان و نینیش بشم من.

وای فکر کن الان شکمت اومده جلو....

مهوشی حسودی که نمیکنه!

الهی فدای جفتشون بشم من.

خیلی دلم برات تنگ شده نگاری....

دوس دارم صدای ضربانش رو حس کنم..

دوس دارم سرم رو بذارم روی شکمت و صداشو بشنوم

وای خدا کنه به تو کشیده باشه...

عین تو بیشرف شبشه چه حالی میده... دو تا بیشرف تو یه خوووونه چه حالی میده..

ولی دهنه من سرویسه دیگه مگه نه!!!!

نگاری و نینی با هم دست به یکی میکنن و .....

عاشقتم مامان نگار....

نگار مامان عاشق عطر هلوتم که آدمو مست میکنه

نگار مامان عاشقتم

نگار مامان فدای اون مدل موهائی که بستی برم من.

فدای اون لباسائی که پوشیدی برم من.

نگار شلوار بارداری میپوشی یا اینکه...

ای بیشرف...

خیلی بیشرفی نگاری..

خیلی....
 

... دارم


به جاي نقطه چين هر چه مي خواهي بگذار


درد، بغض، نياز

اما دوستت را نياور

نگاری توروخدا مواظب خودت باش.

خدایا مواظب عشقم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

                نگااااااریییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%

ساعت۱۶:۰۰

امروز نینیمونم ۷ ماهه میشه. الهی قربونش برم من.

نگين سبز(سياوش قميشي)

من همون جزيره بودم

خاكي و صميمي وگرم

واسه عشق بازي موجا

قامتم يه بستر نرم

يه عزيز دوردونه بودم

پيش چشم خيس موجا

يه نگين سبز خالص

روي انگشتر دريا

تا كه يك روز تو رسيدي

توي قلبم پا گذاشتي

غصه هاي عاشقي رو

تو وجودم جا گذاشتي

زير رگبار نگاهت

دلم انگار زير و رو شد

براي داشتن عشقت

همه جونم آرزو شد

تا نفس كشيدي انگار

نفسم بريد توسينه

ابر وباد و دريا گفتن

حس آشقي همينه

اومدي تو سر نوشتم

بي بهونه پا گذاشتي

اما تا قايقي اومد

از من و دلم گذشتي

رفتي با قايق عشقت

سوي روشني فردا

من ودل اما نشستيم

چشم براهت لب دريا

ديگه رو خاك وجودم

نه گلي است نه درختي

لحضه هاي بي تو بودن

ميگذره اما به سختي

دل تنها و غريبم

داره اين گوشه ميمي

رهولي حتي وقت مردن

باز سراغت رو ميگيره

ميرسه روزي كه ديگه

قعر دريا ميشه خونم

اما تو درياي عشقت

باز يه گوشه أي مي مونه


 
+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 14:30 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جووووووونم.

صبحت بخیر عزیزم.

خوبی عشق من.

خوبی بانوی اردیبهشتی من.

الهی من قربونت برم عشق من.

الهی من دورت بگردم پرنسس زیبای من.

الهی قربونت برم عروسک کوچولوی صورتی پوش من.

الهی فخلادیت پیش مرگت بشه نفسه من.

قررررررربووووووونت برم من

چهاردهی می مانیم

تا بیاید ماه شب چهارده

در شب چهارده بارانی ...

نگاری ۱۶ ماه گذشت...

16 ماه

 67 هفته

475 روز

11400 ساعت

684000دقیقه

41040000 ثانیه

نگاری میبینی چقدر ۴ توش زیاد داره.

الهی فدات بشم عشق من...

الهی من دورت بگردم بانوی اردیبهشتی من

کاش واژه حقیقت آنقدر با زبان ما  صمیمی بود ،که برای بیان کردن

 “دوستت دارم”

           نیاز به قسم خوردن نبود . . . 

دلم خیلی برات تنگ شده نگاری

نگاری دارم از بی خبری دق میکنم

نگاری حالم خوبه بخدا خوبم فقط....

نگاری آخه الان کجائی....

الان چیکار میکنی؟

پایِ پنجره نشستم ،کوچه خاکستریه باز،زیره بارون،من چه دلتنگتم امروز

انگار از همون روزاست،حال و هوام رنگه توئه،کوچه دلتنگه توئه

دلم گرفته دوباره هوای تورو داره؛

چشمای خیسم واسه یِ دیدنت بیقراره؛

 این راهه دورم؛ خبر از دلِ من که نداره

آروم ندارم یه نشونه میخوام واسه قلبم؛

 جز این نشونه، واسه چیزی دخیل نمیبندم؛

این دله تنهام دوباره هوای تورو داره

هوایِ شهرِ تو و بوی گلاب،

 پیچیده تویِ اتاقم مثل خواب؛

 داره بدجوری غریبی میکنه؛آخه جز تو دردمو کی میدونه؟؟؟؟

آره نگاری خیلی دلم گرفته....

عشق من توئی،تو همه چیزمی،تو زندگیه منی، فخلادیت بدون تو مرده میفهمی.

فخلادیت بدون تو نمیتونه. فخلادیت بدون تو هیچی نیست نگاری....

نگاری توروخدا اگه میای با من حرف بزن. بخدا دست و دلم به هیچ کاری نمیره.

عاشق توام نگاری،عشق تویِ بیشرف،عاشق توئی که من بدجوری عاشقت کردی

نگاری نه هوائه نه هوس،نگاری تو شدی نفس من،نفسِ من،نفسه منی نفس،نفس منی نگاری.

دیشب تا صبح همینجوری داشتم قدم میزدم. انقدر از اینور رفتم اونطورف پذیرائی برگشتم که

 پاهام بخدا درد میکنه، فقط به این فکر میکنم که کجائی که نیومدی؟؟؟؟

 کجائی؟؟؟؟

میدونم که امروز تحت هر شرایطی میای....

میدونم نگاری

نگاری دیشب  داشتم به آلبوم حمید عسگری و بنیامین و سیاوش قمیشی گوش میکردم و

 بارونی شده بودم....

بارونی....

نگاری من نمیتونم بدون تو زندگی کنم.

برام وحشتناکه.

برام مردن شیرینتر از اینه که ازت خبری نداشته باشم.

 نگاری لااقل حرف بزن تا من کمی آرومتر بشم

من فکره چشمای توام

تو بی خیاله چشم من

اصلاً حال و حوصله کلاس رو ندارم.

شاید نرم سر کلاس.

خوب حوصله ندارم برم بشینم چیکار کنم!

 فقط اینجوری اغصابم خورد میشه.

قلبه من آروم نمیشه از روزی که رفتی بی من

دیگه برگشتی نداری،میدونم دلگیری از من

تا عمر دارم شرمندتم عشق من....

شرمندتم نگاری....

خیلی شرمندتم

نگاری دیشب با یه لباس خواب نازک تو سرمای هوا تو تراس ایستاده بودم و زل زده بودم به

آسمون.

از تراس آپارتمان ماه معلوم نبود.

دلم ماه میخواست،دلم ماه آسمون زندگیمو میخواست...خیلیم ماه میخواست واسه همین رفتم

 روی پشت بوم، ساعت 1 نصفه شب رفتم بالا و تو تاریکی فضا و نشستم رو زمین...

 زمین سرد بود ولی بعد از چند دقیقه نشستن به هوا و سردی عادت کردم....

تو اون سرما داشتم به گرمای وجودت فکر میکردم....

نگاری گرمای وجوده تو به زندگی من سر وشکل داد...

منو از این رو به او رو کرد...

منو متولد کرد....

 نگاری تو خیلی گردن من حق داری...

 خیلی نگاری....

نگاری جز تو درد منو هیشکی نمیدونه...

دلم گرفته

 دوباره هوای تورو داره

چشمای خیسم

واسه یِ دیدنت بیقراره

 این راهه دورم

 خبر از دلِ من که نداره

آروم ندارم یه نشونه میخوام واسه قلبم

 جز این نشونه، واسه چیزی دخیل نمیبندم؛

 این دله تنهام دوباره هوای تورو داره

چشمایِ خیسم

نگاری بخدا عاشقتم....

هیشکی مثل من تورو دوس نداره گلِ من

ای گلِ من....

گل ِ من کجائی؟؟؟؟

گل من در چه حالی؟؟؟؟

خانوم گلم دلم برات خیلی تنگ شده....

دلم صد پاره شده، بی تو آواره شده نگاری بیشرف

نگاری توروخدا مواظب خودت باش.

خدایا مواظب عشقم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگااااااریییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%

ساعت ۱۰:۳۰

ماندن پای کسی که

                 عاشقانه دوستش داری

قشنگترین اسارت است...

اردیبهشت
فال روز متولدین اردیبهشت: ستارگان اراده زیادی به شما می دهند. اکنون به همه چیز و هیچ کس اجازه نمی دهید سد راه شما شوند. اعتماد به نفس خود را مجدداً به دست آورده اید و قوه خلاق شما تمام شک و تردیدها را از بین می برد. احساس می کنید هر چیزی ممکن است که البته درست است. ...

مهر:
شما احساس می کنید که امروز آخرین فرصت برای تمام کردن چندین پروژه شماست. خوش بختانه امروز یک روز فوق العاده است و شما با سخت کوشی می‌توانید کارهای متنوعی انجام دهید. اما با یک دست نمی‌توان دو هندوانه برداشت! بنابراین به جای این که تمام کارهایتان را با هم انجام بدهید شما می‌توانید برای کارهای مختلف خود برنامه ریزی کرده و بعد هم به اندازه کافی استراحت کنید.

برقرار باشی و سبز

گل من تازه بمون

نفسم پیش کش تو

جای من زنده بمون

باغ دل بی تو خزون

موندنی باش مهربون

تو که از خود منی

منو از خودت بدون

غزل وقافیه بی تو همه رنگ انتظاره

این همه شعر وترانه همه بی عطر و بهاره

موندنی باشی همیشه

لب پاییزو نبوسی

نشه پرپر شی عزیزم

مهربون گلم نپوسی...

+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 9:32 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جوووووونم.

شبت بخیر.

خوبی قربونت برم الهی.

چه خبر عشق من

خوبی قربونت برم الهی.

نگاری خیلی دلم برات تنگ شده.....

نگاری دارم از بی خبری دق میکنم ..

نگار.....

نگاری.......

نگاری جوووووونم.....

تو مسیر داشتم سنت رو تا امروز محاسبه میکردم که چقدر گذشته....

از روز تولدت تا امروز ۲۲ سال و ۶ ماه و ۲۵ روز گذشته

یا بعبارتی ۲۷۰ ماه- ۱۱۷۰ هفته-۸۱۹۳ روز-196632ساعت- 11797920 دقیقه-707875200 ثانیه

گذشته...

خوب قربونت برم الهی تو همه چیزه منی.تو همه وجوده منی.

خوب من هر کاری که میکنم بایدم برای تو باشه.

خوب دیگه!!!! ما اینیم.

الهی فدات بشم. ایشالله ۱۲۰ سال زندگی کنی....

نگاری تو مسیر پر از مامور بود. عین مور و ملخ ریخته بودن بیرون و با موتور میچرخیدن

خیلی بد بود.....

امروز برخلاف روزای قبل ترافیک نبود و خیلیم خلوت بود ولی دله من پر از دلشوره بود

دلشوره ای که باعث شده خیلی ناراحت باشم و دق کنم...

خانوم گلم کجائی؟؟؟؟

خانوم گلم خیلی دلم برات تنگ شده....

من خوبم فقط منتظر اینم که تو بیای و با من حرف بزنی

من حاظرم...

هر روز...

هر ساعت...

هر دقیقه...

و هر ثانیه...

پیش هر کسی...

بلند...

داد بزنم...

دوستت دارم...

نگاری جووووونم خوبی؟

معده ت اینا که خوب شدن آره؟

خدا کنه خوبه خوبه خوب باشی.

شما تاج سرمی نگاری.عاشقتم عشق من.....

خوب باش نگاری باشه؟؟؟؟

کی می شود که من سکوت کنم و تو بگویی؟

ای بانوی  مهربانی ها ...

خیلی دلم برات تنگ شده نگاری......

ماه رو میبینی نگاری؟؟؟؟

قرص کامل شده و داره به من پز میدهولی من گند زدم بهش رفت آخه آخه بهش یادآوری کردم

که یادت نره نگاریم از تو خیلی سرتره ولی الان نیست ولی اگه بیاد باید کاسه کوزه ت رو جمع

کنی و بری.

حالا دیگه حواسش رو جمع کرده...

با من بمون نگاری....

وای نگاری بغض اومد تو گلوم...

انقدر دلم برات تنگ شده نگاری.....

....

نگاری دو تا از بچه های کلاس انصراف دادن رفتن.

یکیشونم اون دختره بود که گفتم همه جاشو عمل کرده اون بود.

 از اینور همینجوری دارن دانشجو اضافه میکنن از اونورم دارن انصراف میدن...

معلوم نیست چه خبره.

نگاری هر چی میخوام نگم نمیشه دلم برات تنگ شده خانوم گلم.

سرم درد میکنه. میرم دوش بگیرم و برم بشینم رو تراس...

نگاری هنوز جور نشده که بیای؟؟؟؟

نگاری؟؟؟؟

توروخدا مواظب خودت باش.

خدایا مواظب نگاریم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میپرستمت.

چاکرخاتم بیشرک.

نگااااارییییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم٪

ساعت ۲۱:۱۰



در شب اکنون چیزی می گذرد/ماه سرخ است و مشوش/و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است/ابرها همچو انبوه عزاداران/لحظه ی باریدن را گویی منتظرند/لحظه ای و پس از آن هیچ ... *

پ.ن :  و امشب و هر شب من این است . . .

* فروغ فرخزاد

هر چی آرزوی خوبه مال تو

هر چی که خاطره داری مال من

اون روزای عاشقونه مال تو

این شبای بی قراری مال من


+ تاريخ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 20:20 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جوووووونم.

خوبی عزیزم.

بیدار شدی بیشرف یا هنوز خوابی؟

الهی قربونت برم عشق من که اینهمه ناز میخوابی.

الهی فدات شم.

نگاری بازم از اون لباسای باحال موقع خواب میپوشی دیگه هااااان!!!!!

نگاری چند تا از بچه هائی که کلاس نداشتن و رفته بودن سمت طالقانی میگن از ۷ تیر

شلوغه تا خود لانه جاسوسی.

میگن خیلی خفنه و طرفدارای موسوی ترکوندن.

میگه همه جا پر از مامور و لباس شخصی و از این حرفاست...

نگاری بچه های امیرکبیر ترکوندن. دمشون گرم.

البته یه کوچولو رفتما ولی زود برگشتم. نه زود اومدم نگاری

اعصابم خورده.....

نگاری تیراندازی میکردن سمت مردم. گاز اشک آور میزدن.

از فردوسی تا هفت تیر عین گوسفند مردم رو میزدن و میگرفتن.

 اگه تو میدیدی چه خبر بود...

 اگه میدیدی...

یه کاری کردن که آدم به حال مردم فلسطین غبطه میخوره...

خیلی بد بود نگاری....

خیلی کلافه ام...

خیلی بهم ریختم.

 یعنی اینائی که اونوریارو میزنن ایرانین؟؟؟؟

نگاری خیلی بد بود....

خیلی....

اعصابم خورد شده نگاری....

میخواستم بیشتر بمونم ولی خوب فکر کنم همون قدری که بودم کافی بود

چقدر دوس داشتم که میشد بیشتر بمونم یعنی تا آخرش ولی هم تو نمیخوای هم این

بی انصافا یه کاری کردن که نمیشد تا آخرش موند و سر کلاس نرفت...

 باورت نمیشه سر کلاس دو دفعه حضور وغیاب انجام دادن.

یه بار اول کلاس یه بارم تقریباً آخرای کلاس.

 آخه یکی دو تا از بچه ها رفتن بیرون وبرگشتن واسه همون استاده خواست مطمئن بشه که

 همه هستن.

اینم از دانشگاه....

خوب الان که ساعت ۱۴:۳۰ و تا سه کلاس ندارم و بعد دیگه تا ۶ کلاس دارم.

ناهار که نمیخورم چون میل ندارم. یه سر باید برم تحصیلات تکمیلی و آموزش بعد هنوز

 نمازمم نخوندم. خوب پس اول میرم نماز میخونم و بعد میرم آموزش بقیه شم بمونه واسه بعد

شاید از کلاس پیچوندم و اومدم بیرون و رفتم کارمو انجام دادم.

وای نگاری اومدنی تو اتوبان چشمم خورد به این باشگاه سوارکاری سرخه حصار...

وای چقدر دلم سوارکاری میخواد با یه اسب سیاه و ناز مثل اسب عمو علی نه مثل اسب تو

که خیلی بی ریخت بود

الهی قربونت برم نگاری.اتفاقاً اسبت خیلیم نازه. واقعاً اسبه چون خیلی نجیبه.

اگه سوار اسبه من میشدی متوجه منظورم میشدی که چی میگم.

وای نگاری یادته گفتم وقتی اسبه کره بود داده بودن به من و بعد تو اصطبل عمو علی میموند،

اون کره اسب رو بابای زن عموم یه مادیون عرب از این نژاد اصیلا داشت که خیلی هم دوسش

داشتبعد چوندیگه خاطره من براش خیلی عزیز بود واسم یه کره ازش گرفت و داد بهم

 (آره منظورم همونی بود که فهمیدی...بیشرف).

بابای زن عموم همونی بود که چند وقت پیش فوت کرد... خدا بیامرزتش.

خیلی آدم باحالی بود و اهل دل...

......

از این حرفا گذشته نگاری خیلی دلتنگتم. بخدا همش تو کلاس داشتم به این فکر میکردم که یعنی

تو تا الان نیومدی؟؟؟؟

باورم نمیشه...

توئی که من میشناسم تا الان اومدی و خوندی و رفتی اونم ۱۰۰بار ولی چرا بی سر و صدا...

نگاری بخدا خیلی دلم برات تنگ شده.

نگاری ببین چقدر ناراحتم که نیومدی....

ببین....

نگاری خدا کنه تا وقتی از کلاس میام بیرون بیای وبا من حرف بزنی....

راستی امروز با استاد زبان صحبت کردم  و گفتم که دو هفته دیگه سر کلاس نمیام، آخه آخه....

ایشونم موافقت کردن و گفتن که مشکلی نداره.

حالا ببینیم چی میشه یه میرم یا نمیرم دیگه!!!!

وای که دارم از دوریت دق میکنم نگاری.

نگاری خیلی دلم برات تنگ شده....

نگاری خیلی خیلی خیلی خیلی دلم برات تنگ شده.....

نگاری این تصاویری که دیدم از ذهنم دیگه پاک نمیشه...

خیلی بهم ریختم....

کلی آدم داغون و خونین و مالین دیدم....

خیلی بد بود نگاری...

نگاری توروخدا مواظب خودت باش.

من مواظب خودم هستم تو مواظب خودت باش.

خدایا مواظب نگاریم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم بیشرف.

عاشقتم عشق من.

میپرستمت پرنسس رویائی من.

میمیرم برات بانوی اردیبهشتی من.

نگااااااارییییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم٪

ساعت ۱۵:۰۵

دلم گرفت از آسمون 

هم از زمین ، هم از زمون

تو سینه ام پر از غمه

دلم گرفته از همه


یک بار به خواب دیدیم که بیگانه ایم.

بیدار شدیم ،

یافتیم که عزیزان همیم.

دلم امواجش را به ساحل جهان می کوبد و
گریان بر آن می نویسد :

"دوستت دارم ."

+ تاريخ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 14:15 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جووووونم

صبحت بخیر پرنسس یکی یه دونه ی  من

خوبی عشق فخلادی

خوبی فرشته کوچولوی خوشگل من....

الهی من فدات بشم

الهی من دورت بگردم نگاری....

بس که من از تو بی وفا خواسته ام وفا کنی

هر نفسی که می کشم بوی وفات می دهد...

نگاری هنوز نیومدی نه؟؟؟؟

حال من نه بده و نه خوب....

من تو بهشتم و تو فرشتمی فرشته کوچولوی خوشگله من

مگه میشه تو بهشت پیشه فرشته یِ خوشگلی مثل تو بود و بد بود؟؟؟؟

الهی فدای عروسک  خوشگل صورتی پوش خودم برم من.

عاشق لباس پوشیدنتم نگاری....

فدای اون مدل موهائی که بستی گلِ من.

اگه بدونی چقدر حسرت به دل دیدنتم عشق من....

اگه بدونی.....

اگه بدونی چقدر دوست دارم...

گلِ من هیشکی تو این دنیا اندازه من دوست نداره...

هیشکی نگاری حتی مامان سارا

حتی بابا عرشیا....

حتی بیشتر از دائی بهرام....

از همه بیشتر دوست دارم نگاری....

چیکار باید بکنم تا دل اونارو بدست بیارم...

چیکار کنم تا تو دلت جا شم و بدونی که از ته دل دوست دارم نگاری؟؟؟؟

بخدا دوست دارم

بخدا عاشقتم

هیشکی مثل من تورو دوس نداره خانوم گلم

..............

هوا خیلی سرد شده....

از دیشب زیر پل گیشا گرفته ...

ترافیک سنگینیه...

از سر آل احمد تا دم دانشکده تو تاکسی 1 ساعت طول کشید تا برسم.

تازه اینور چمران پیاده شدم و بقیشو پیاده اومدم...

از این ترافیک خسته شدم....

حوصلم اینهمه ترافیک رو نمیکشه.....

تحمل ترافیک رو دیگه ندارم....

همه جا پر از ماموره.واسه۱۳آبان ایستادن.

مثل اینکه قراره بازم شلوغ بشه.

به ما که گفتن اگه سر کلاس حاضر نشین محروم میشین.

فکر کن

حوصله ندارم. تو تاکسی همش این بغلیم خمیازه میکشید کلافم کرد.

خوب رو آدم تاثیر میذاره دیگه!!!!

کلاس زبان هم بد نبود. یعنی نه بد بود نه خوب.۲ ساعت دیگه داریم.

بین دو تا کلاس اومدم پیشت....

خیلی مخلصیم نگاری.

خدا کنه لااقل به خاطر ۱۳ آبان این بچه های نچسب نیان سر کلاس.

 اینا برن تظاهرات منم بیام پیشت...

آخ که چقدر حال میده....

نگاری دلم خیلی بلغ میخواد.... انقدر دلم بلغ میخواد که فقط خدا میدونه

میدونی از کیه که منو بلغ نکردی؟؟؟؟

ببین یه کاری میکنی که بهت بگم خسیس ولی من نیییییمییییییگم

دل خراب من دگر خراب تر نمی شود

که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند

نگاری جووووونم تو خوبی؟

خوبه خوبه خوبه خوب؟؟؟؟؟

بایدم خوب باشی آخه آخه من اینجوری دوس دارم نگاری

نگاری من باید هر روز بهتر از دیروز باشه.. هر روز بهتر از دیروز...

مهوشی چطوره؟

حالش خوبه؟ الهی که من قربونش برم. جیگملتو بخورم مهوشی. دلم برات خیلی تنگ شده.

نگاری حواست به مهوشی باشه که اذیتت نکنه آآآآ.

خواستم یه یادآوری کنم که این دخترت خیلی بیشرفه. من سفارشتو میکنم ولی خوب دیگه،

خودت گفتی که دیگه اون مهوشی نیست و خیلی عوض شده... الهی فدات بشم عشق من.

نرمک چطوره؟ رو فرم هست که! عسل چطوره؟ بروبچز استاندارد خوبن؟

الهی قربونشون برم.

پروا چشات دربیاد

الهی فدات بشم.

چشام کف پات.

توروخدا مواظب خودت باش.

نگاری بجون نگاری به مرگ فخلادیت من هر روز صبح برات صدقه میندازم و یک روز هم فراموش

نمیشه. آخه آخه مگه میشه اصلاً فراموش بشه.

الهی فدات بشم نگاری...

تو دلم پر غصه ست.

یه موقع هایی از همه چیز این دنیا بدم می یاد. از همه چیز .....

خیلی دلم برات تنگ شده....

چقدر سرد است

وقتی که نیستی و می خواهمت ....


 عاشقتم عشق من.

نگاری توروخدا مواظب خودت باش.

خدایا مواظب عشقم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگااااااریییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%

ساعت ۱۰:۳۰

  

اردیبهشت

فال روز متولدین اردیبهشت: شاید با یک نفر آشنا شوید که اخلاق او را خوب نشناخته اید. این موضوع شما را ناراحت می کند. خوشبختانه این قدرت را دارید تا احساس درونی تان را بیان کنید و این کار باعث می شود رابطه قوی با دیگران برقرار کنید. ...

مهر

فال روز متولدین مهر: ممکن است اکنون شما فکر کنید که برای فکر کردن و تصمیم گیری راجع به هدایا و کارت های عید خیلی زود است ولی سیاره مرکوری عقیده دیگری دارد.مرکوری امروز وارد بخشی از چارت شما می شود که حاکم بر روابط شماست و ذهن شما را یک ماه زودتر متوجه آماده شدن برای عید می کند.به  علاوه مری کوری قبل از این که ماه تمام بشود وارد مسیر بازگشتی خواهد شد و در نتیجه در ارتباطات شما ایجاد هرج و مرج می کند، پس از این که می خواهید قبل از آن،در زمانی خوب و مناسب همه کارها را انجام داده و به اتمام برسانید خوشحال باشید. ...


قلبت که می‌زند سرِ من درد می‌کند
این روزها سراسرِ من درد می‌کند

قلبت که... نیمه‌ی چپ من تیر می‌کشد
تب کرده، نیم دیگر من درد می‌کند

تحریک می‌کند عصبِ چشم‌هام را
چشمی که در برابر من درد می‌کند

شاید تو وصله‌ی تن من نیستی، چه‌قدر
جای تو روی پیکر من درد می‌کند

هی سعی می‌کنم که ترا کیمیا کنم
هی دست‌های مس‌گر من درد می‌کند

دیر است پس چرا متولّد نمی‌شوی؟
شعر تو روی دفتر من درد می‌کند

وقتی عاشق یه نفریم ،

وقتی یه نفر رو خیلی دوسش داریم ،

اون شخص میشه تک تک لحظاتمون.

عطر یادش تو تموم تک ثانیه های زندگیمون می پیچه و مشاممون سرشار میشه از این عطر و

خودمون مست.

وقتی چشمامون رو می بندیمو یه نفس عمیق با تمام وجودمون می کشیم،

این عشق اون چنان لذتی بمون میده،

اون چنان سرمستمون می کنه که با هیچ چیزی تو دنیا عوضش نمی کنیم.

وقتی یه عشق پاک تو زندگیمون جاری میشه، اگه هم معشوقمون رو مدت ها نبینیم ،

حتی ذره ای از احساسمون بش کم نمیشه که هیچ،

هر روز هم عاشق تر می شیم و مشتاق تر به دیدارش و بودن در کنارش.

دقیقا مثل یه رودخانه ی زلال و خروشان که پیوستن به دریا هیچ وقت از خاطرش نمیره و

هر بار از نو می جوشه و می خروشه و فرسنگ ها راه را طی می کنه تا خودشو به دریا

برسونه و وقتی به دریا پیوست، می شه دریا و رودخانه ای بر جا نمی مونه و در طی این سفر

با این که دریا را نمی بینه اما خاطر یکی شدن با دریا، در وجودش همیشه زنده ست.

و چه لذتی دارد وصال ...

در روی زمین سعادتی بالاتر از یک عشق پاک و بادوام متصور نیست. (مترلینگ)

 

                          عاشقتم نگاری

+ تاريخ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 9:50 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جوووووونم.

شبت بخیر.

حالت چطوره عشق من.

خوبی رئیس جوووووونم.

خوبی قربونت برم الهی.

خوبی فدات شم.

منم خوبم مرسی.

وای نگاری اگه بدونی چه هوائی شده اینجا.....

وای که حسابی جات خالیه...

حسابی جاتو خالی کردماااا ولی خوب اگه خودت بودی که یه صفایه دیگه داشت

نگاری هوا فوق العاده عالیه...

حاج آقا همیشه این مواقع زنگ میزد و میگفت هوا دو نفریه.

منم میگفتم پس حاج آقا میام که بریم بیرون . کلی میخندیدیم

وای نگاری ولی واقعاً جات خیلی خالیه....

نگاری از آریاشهر تا آزادی پیاده اومدم. تمامه خیابون آب گرفته بود...

وای نگاری از کناره درختا که رد میشدم آب بارون که خورده بود یه بوی عجیبی از درختا

و برگا و خاک که بارون بهش خورده بود بلند شده بود و یه بوی عجیبی تو فضا پخش شده بود

چه نا برابر است ، جنگ ِ من و تو

قبول ندارم

به جنگ آمده ای و تیغ عشق آوردی

حساب نکردی که من

به جز تو

هیچ ندارم ؟

و حال عجیبی به آدم میداد....

وای نگاری چقدر جات خالیه....

وای نگاری چقدر دلم برات تنگ شده...

دور از نفس هایت دق میکنم،

برایم بادکنکی باد کن ....

وای نگاری خیلی دوست دارم....

نگاری دلم حیلی گرفته...

شرمندتم که نگاری نتونستم هیچ کاری برات کنم...

الهی قربونت برم ماه آسمون من....

الهی فدات بشم تک ستاره آسمون عشقم....

الهی دورت بگردم نگاریم...

خدا حفظت کنه عشق من....

دارم دق میکنم نگاری...

دل آسمون بد ترکید...

دله منم همینطور... 

صدای قلب نیست

صدای پای توست

که شبها در سینه ام می دوی

کافیست کمی خسته شوی

کافیست  بایستی. . .

آهنگ جدید حمید عسگری اومده و دارم گوش میکنم.

وای این آهنگش اشکمو درآورده نگاری.

دارم دق میکنم...

میبینی جنبه یِ بارونُ ندارم....

  اصلاً خیلی بی جنبه ام نگاری....

خیلی بی جنبه ام میبینی توروخدا

من تو فکر چشمایِ توام تو بیخیال قلبه من

با من بمون تنها نمون  قید همه چی رو نزن

دیگه فکر نمیکنم    که یه روزی برمیگردی

به چه قیمتی منو   بخودت وابسته کردی

انقدر غمم زیاده که دارم میسوزم اینجا

 ولی تو خیالتم نیست که دارم میمیرم اینجا

قلبه من آروم نمیشه از روزی که رفتی بی من

دیگه برگشتی نداره میدونم دلگیری از من

مسیر همه جا آب گرفتگی شده بود.... خیلی حالم گرفته بود و هست نگاری.

اصلاً دوس ندارم که قردا برم دانشگاه...

آروم ندارم یه نشونه میخوام برا قلبم....

جز این نشونه برا چیزی دخیل نمیبندم

دلم گرفته دوباره هوای تورو داره... چشمای خیسم واسه دیدنت بیقراره

این راهه دورم خبر از دله من که نداره این دله تنهام دوباره هوای تورو داره

دلم برات خیلی تنگ شده نگاری

نگاری توروخدا مواظب خودت باش

خدایا مواظب نگاریم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگاااااارییییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم٪

ساعت 23:00

ما چون دو دریچه روبروی هم ،

آگاه ز هر بگو مگوی هم ،

هر روز سلام و پرسش و خنده ،

هر روز قرار روز آینده.

عمر آینه ی بهشت ، اما ... آه

بیش از شب و روزِ تیرو دی کوتاه

اکنون دل من شکسته و خسته ست ،

زیرا یکی از دریچه ها بسته ست.

نه مهر فسون ، نه ماه جادو کرد ،

نفرین به سفر  ، که هر چه کرد ، او کرد .

                                                                                                                        اخوان ثالث

+ تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 21:50 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگااااریییییی جووووووونم.

الهی قربونت برم عشق من.

الهی فدات شم پرنسس رویائی من.

الهی من قربونت برم که اینهمه ماهی بیشرف.

خیلی دلم برات تنگ شده نگاری.

انقدر دلم برات تنگ شده که نگو....

خوبی نگاری ؟

خوبه خوبه خوبه خوب!!!!!!

بایدم خوبه خوبه خوبه خوب باشی چون من اینجوری دوس دارم

الهی من قربونت برم نگاری.

عاشقتم عشق من.

حالت خوبه  خانوم گلم؟

خوبی قررررربوووونت برم؟

الهی من دورت بگردم رئیس،خوبی؟

چه خبر؟

نگاری هنوز نیومدی؟

عجب آدم بیشرفی هستی آآآآآ

نگاری امروز  میرم تهران تا یه سری کتاب بگیرم. کتابخونه دانشگاه دو تا بیشتر نداشت که اونم

بچه های سال بالائی گرفتن و واسه پایان نامه ازش استفاده میکنن بعدشم بعدشم از اونجائی

که این کتابا خیلی استفاده  میشه واسه همین باید حتماً برم بگیرم.

وای نگار از دست این زبان تخصصی . اعصاب برام نذاشته.

نشستم کلی ترجمه کردم بعد دیدم که نه نمیخواد مثل اینکه تموم بشه دیگه رفت رو مخم

همونجوری ولش کردم تا فردا هر چی میخواد بشه بذار بشه.هفته بعد که تشکیلی نمیشه

هفته بعدشم که من نیخوام برم خدارو شکر تا یکماه دیگه نمیبینمش.

الان یه نیم ساعت وقت آزاد گیر آوردم و نشستم جزوه هام رو پاکنویس کردم.

البته منظورم از وقت آزاد همون وقت ناهاریه که از اونجا که من اینجا ناهار نمیخورم به جاش

نشستم و کارامو انجام دادم.

این دفتر انتشاراتی تو سعاد آباده ، بالای میدون سرو. فکر کنم بازم باید با مهندس علیزاده

برم. امروز صبح بهش گفتم مهندس خیلی بهت حسودیم میشه.

با خنده گفت چرا؟

گفتم آخه یه دوست توپ و با کلاسی که تازه مهندسم هست و اسمش فرهاد ... داری.

فکر کن داشت دیوووونه میشد. همه میخندیدن و من خیلی ریلکس داشتم نگاش میکردم

یه خورده بد دهنه ولی خوب هر کاری میکنه از دهنه من از این حرفا بشنوه نمیتونه که!!!!

بقول مانی من همه اخلاقام خوبه فقط یه اخلاق بد دارم اونم اینه که فحش نمیدم

خوب دیگه ما اینیم.

نگاری هنوز بارش بارون شروع نشده.

هوا شدید گرفته کمی هم سرد شده.

خدا کنه بباره...

آره قربونت برم دوس دارم بباره.

خیالات من شب تاب اند
ذره های زنده روشنایی
که در تاریکی می درخشند

الهی من قربونت برم.

نگاری از دائی بهرام چه خبر؟

حالشون خوبه؟ سلام برسونین خدمتشون.

نگاری از معده ی خودت چه خبر؟

خوب شده؟

بهتر از قبل که شده؟ خدا کنه خوبه خوبه خوبه خوب شده باشه نگاری.

همش تقصیره منه که معده ت بدتر شد مگه نه!

حرف نزن خودم خوب میدونم.

روزی هزار بار به این موضوع فکرمیکنم و به خودم لعنت میفرستم.

من خودم میدونم که چقدر کارام باعث شد که تو....

خجالت میکشم.

خیلی خجالت میکشم نگاری.

تا عمر دارم شرمندتم نگاری

خیلی شرمندتم

.............

پس نگاری من میرم تهران و بعد که برگشتم اولین کاری که میکنم اینه که بیام خدمت شما.

منتظرتم که بیای....

نگاری بیا ، یاشه؟؟؟؟

الهی من پیش مرگت بشم.

......

عشق من خوب بخودت برس.

فرشته کوچولوی خوشگل من،

عروسک نازنین من، پرنسس رویائی من،

عشق رویائی من،

مواظب خودت باش.

خیلی دوست دارم نگاری.

نگاری یادت باشه که فخلادیت عاشقته،

فخلادیت برات میمیره.

میپرستمت عشق من.

توروخدا مواظب خودت باش.

خدایا مواظب نگاریم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگاااااااریییییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم٪

ساعت 16:10

باران

سر زد به دل دوباره غم کودکانه ای

آهسته می تراود از این غم ترانه ای

باران شبیه کودکیم پشت شیشه هاست

دارم هوای گریه خدایا بهانه ای*

پ.ن : شکر برای باران ، شکر برای بهانه ها

* قیصر امین پور

 

http://harfkade.persiangig.com/image/Weblog/couple-seaside.jpg

و عشق صدای با هم بودن هاست

صدای با هم بودن هایی که غرق تداومند

نه صدای با هم بودن هایی

که مثل نقره تمیزند و

با شنیدن یک هیچ

می شوند کدر.

 

+ تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 15:11 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جوووووونم

ظهرت بخیر عزیزترینم

خوبی قربونت برم الهی

چه خبر عزیزمالهی من فدات بشم

نگاری داشتم میترکیدم  آخه آخه تو راه تصادف شده بود و یه ترافیک خفنی شده بود که بیا و ببین.

انقدر تو راه علاف شدیم که خدا میدونه.

همین الان رسیدیم.

الان ساعت 11.

وای انقدر داشتم بال بال میزدم که مهندس علیزاده شاکی شده بود که چته،

چرا اینجوری میکنی و از این حرفا،

ولی ایشون که خبر نداشتن من چرا دارم بال بال میزنم...

الهی من فدات بشم عشق من.

الهی من دورت بگردم

دلم خیلی برات تنگ شده نگاری.

آخ نگاری اگه بدونی چه حالی دارم...

هوا فوق العاده ابریه و گرفته یه هوای عجیبیه.

آسمون سیاهه و وحشتناک گرفته...

فکر کنم اگه قرار باشه بباره که بد میباره.....

الهی من قربونت برم.

نگاری خیلی دلم برات تنگ شده....

نگاری خیلی دلتنگتم نگاری ....

نگاری کجائی آخه...

چرا چیزی نمیگی...

میدونی چه حالی دارم...

بخدا عین آسمون دلم گرفته،

بخدا بدتر از آسمون دلم گرفته....

نگاری یه چیزی بگو....

نگاری ببین منو، تو چشام نگاه کن ببین چه حالی دارم....

ببین..

خیلی دلتنگتم نگاری....

وای خدایا تو از همه بهتر میدونی این 33 روز  چی بهم گذشته ....

تو از همه بهتر میدونی که چه حالی داشتم...

بخدا نگاری قدرت عشق تو منو سرپا نگه داشته...

اگه عشق تو نبود من میمیردم...

بخدا میمیردم.

نگاری دیشب انقدر کلافه بودم که خدا میدونه.

وای آخه مگه میشه اینهمه ترافیک قفل بشه و ماشینا تکون نخورن.

دیروز روزنامه نوشته بود فقط تو شهر تهران 3 میلیون ماشین بیشتر از ظرفیت خیابونها دارن

تردد میکنن؛فقط شهر تهران!

فکر کن 3 میلیون....

.......................

الهی قربونت برم من.

الهی دورت بگردم.

نگاری جوووووونم خیلی دلم برات تنگ شده...

در حال حاضر دارم به آهنگهای ریچارد کلایدرمن گوش میکنم  وای که چقدر قشنگ میزنه.

البته من که میدونم تو از اون قشنگتر میزنی و منتظری تا یه قطعه خوشگل برام بزنی و

من حالشو ببرم ...

الهی که من فدای اون دل کوچولوت برم من.

عاشقتم عشق من.

نگاری از مهوشیم چه خبر؟

الهی که من فداش بشم.

الهی که من دورش بگردم .وای قربون اون قد و هیکلت برم عزیزم.

جیگملتو بخورم کوچولوی من.

وای نگاری خیلی عوض شده نه!!!!

خودت گفتی بیشرف که خیلی عوض شده.....

الهی من فداش بشم....

دوست دارم عشق من.

الهی من فدات بشم. میمیام چطورن؟ الهی قربونتون برم من که اینهمه ماهین. الهی فداتون بشم من که اینهمه با معرفتین. یه دونه این. حال میکنی نگاری. واسه خودمن. قربونتون برم با این طرز ایستادنتون.

پروا چشات دربیاد.

عسل و نرمک چطورن؟

الهی قربونتونبرم من.

نگاری میخوام از صورت نرمک یه گاز محکم بگیرم جوری که جای دندونام روی صورتش بیفته....

دوس دارم...

ایهیم.

نگاری بیدار شدی؟

آخه با توجه به اختلاف زمانی که داریم اینو پرسیدم...

اگه بیدار شدی الان چی پوشیدی؟؟؟؟

چه رنگی؟؟؟؟

مدلش چطوریه؟

خوب من که کوتاه دوس دارم اصلاً شک نکن ولی بازم خوب دوس دارم بدونم که چی پوشیدی....

الهی من فدای اون موهای خوشگلت بشم عاشق دونه به دونشونم .

فدای اون موهای رنگ و وارنگت برم من که اینهمه نازن.

نگاری توروخدا خوب بهشون برسی آآآآ.

خوبم تقویتشون کن.

حواستم خوب بهشون باشه.

نگاری چقدر دوس دارم موهات رو درست کردنی ببینم....

دوس دارم وقتی با هنرمندی هر چه تمام بهشون میرسی و حالت بهشون میدی اونجا باشم

و بشینم و از نگاه کردن بهت لذت ببرم، عین همیشه....

عین همیشه....

دوست دارم نگاری...

خیلی  دوست دارم...

 نگاری توروخدا مواظب خودت باش...

بخودت خیلی خیلی خیلی خیلی خوب برس.

اگه هنوز دارو مصرف میکنی سر وقت بخور.

به دستورات غذائی دکترت خوب عمل کن تا دیگه مشکلی نداشته باشی و ایشالله همه

مشکلاتت هر چه زودتر حل شه

به این نکته خیلی توجه کن که نگاره من باید هر روز بهتر از دیروز باشه

خدایا مواظب عشقم باش.

تاج سرم؛ نفسم، عمرم،آیندم، منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمرم برات.

میپرستمت.

نگاااااارییییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%

ساعت 12:30


اردیبهشت

فال روز متولدین اردیبهشت: اگر دانشجو هستید انرژی زیادی خواهید داشت افراد زیادی دوست دارند که شما را بیشتر بشناسند. به شدت از شما تعریف می کنند و این موضوع به شما احساس خوبی می دهد. ...

مهر

فال روز متولدین مهر: ستارگان بیانگر این هستند که شما می خواهید کارهای زیادی را با هم و در یک زمان انجام دهید،گر چه سروصدای زیادی به راه خواهید انداخت و خود را بسیار خسته خواهید کرد،ولی نمی توانید چیز زیادی را که نتیجه تلاشتان باشد به دیگران نشان دهید.اگر انرژی خود را در هر زمان برروی کار خاصی متمرکز کنید،نتیجه بسیار بهتری خواهید گرفت چرا که در این صورت می توانید بیشترین سعی خود را در جهت کار بکنید.در غیر این صورت انرژی خود را هدر خواهید داد و در نتیجه از دست خود بسیار عصبانی می شوید. ...


مگه می شه یه پرنده
بمونه بی آب و دونه
مگه می شه که قناری
توی بغض آواز بخونه
اگه تو بری ز پیشم
من همون قناری می شم
که تو بغض و گریه هاشم
میگه میخوام با تو باشم
مگه میشه که ستاره
توی آسمون نباشه
یا گلی به خاطراتم
عطر یاد تو نپاشه
اگه تو بری ز پیشم
من همون ستاره می شم
که تو هفتا آسمونم
نمی خوام بی تو بمونم

مگه می شه ماهیا رو
بگیریم از آب چشمه
یا گلای باغ عشقو
بزاریم یه عمری تشنه
اگه تو بری ز پیشم
من همون ماهیه می شم
که بدون آب و دریا
میمیرم بی کس و تنها
مگه میشه گلدونا رو
بذاریم تو حسرت آب
یا شب قشنگ عاشق
بمونه بی نور مهتاب
اگه بری ز پیشم
من همون گلدونه می شم
که واسه یه قطره آب
می کشم حسرت توی خواب

مگه می شه یه پرنده
بمونه بی آب و دونه
مگه می شه که قناری
توی بغض آواز بخونه
اگه تو بری ز پیشم
من همون قناری می شم
که تو بغض و گریه هاشم
میگه می خوام با تو باشم
مگه می شه که ستاره
توی آسمون نباشه
یا گلی به خاطراتم
عطر یاد تو نپاشه

اگه تو بری ز پیشم
من همون ستاره می شم
که تو هفتا آسمونم
نمی خوام بی تو بمونم

+ تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 10:59 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جوووووونم.

شبت بخیر.

خوبی قربونت برم الهی.

حالت چطوره عشق من.

خوبی فدات شم.

خوبی رئیس جوووووونم.

منم بد نیستم.

وای نگاری دارم از سردرد میمیرم

امروز اومدیم بریم مثلاْ سر میرداماد تا رئیس هیئت مدیره رو قبل از رفتن ببینیم.

نگاری از خوده میدون ولیعصر ترافیک بود تا خود پارک وی.

حالا چرا پارک وی!

آخه آخه انقدر ترافیک سنگین بود و قفل شده بود که نرسیدیم بریم و وقت پرواز ایشون شد

بعد منشیشون تماس گرفتن و گفتن که دیگه مهندس رفتن.

البته تلفنی چند دقیقه ای با هم حرف زدیم.

 نگاری از ساعت ۵:۳۰ که ولیعصر بودیم تا برسیم پارک وی شد ساعت ۸.

دوس داشتم بشینم زار بزنم آخه اینهمه هم ترافیک میشه.

حالا فکر کن داشت بارونم میومد دیگه نور علی نور شده بود. خیلی افتضاح بود خیلی.

من از اونجا مستقیم اومدم آزادی و بعد اومدم کرج. تازه رسیدم یا بهتر بگم تا رسیدم سیستم

رو روشن کردم و اومدم یه عرض ادب خدمتتون داشته باشم بعد میرم دستامو میشورمو لباسامو

عوض میکنم.

آره قربونت برم ۱۸ بارونم اومد. شیشه پائین بود و دستم رو گرفته بودم بیرون.

مهندس علیزاده همش میگفت: مهندس شیشه رو بده بالا و منم میگفتم نمیخوام.

بهم میگفت بچه پر رو بهت میگم بده بالا. میگفتم که خوب خودت که داری میگی پررو پس نمیدم

خلاصه هر چی گفت ندادم بالا و همینجوری اومدیم.

لباسام خیسه خالی شدن. نگاری تازشم صورتم رو گرفته بودم بالا چند تا قطره بارون با سرعت

هر چه تمام خوردن تو چشمم و چشمم قرمز شد ولی خیلی فاز داد.

فکر کن بخاطر عشقت و بعشق اون بری زیر بارون بایستی و بارون بگیری و خیس بشی....

وای نگاری اگه بدونی چه حالی داره....

نگاری خیلی دلم برات تنگ شده....

هنوز نیومدی نگاری؟؟؟؟

نگاری....

خیلی دلم برات تنگ شده نگاری....

نگاری حالت خوبه؟

نکنه مشکلی پیش اومده و من خبری ندارم،هان؟؟؟؟

نگاری خیلی نگرانتم،میفهمی!

الهی قربونت برم من یه چیزی بگو دیگه...

خواهش میکنم...

خواهش میکنم....

الهی من فدات بشم

خیلی دلم تنگه نگاری خیلی دلم گرفته..

منم خیلی ابریم نگاری....

خدا میدونه کی ببارم ولی اگه ببارم شدید میبارم.... شدید

نگاری توروخدا اگه اومدی بنویس آآآآ

باشه ؟؟؟؟

نگاری ندا تماس گرفته بود.باهاش حرف نزدم ولی مسیج داد که یه زنگ بهش بزنم

اصلاً حال و حوصله دوستای سابق رو ندارم... اصلاً

فکر کنم دارم دیگه سرما میخورم بدن دردم بیشتر شده.

البته بماند که بادمجون بم آفت نداره ولی بعضی مواقع آفت میزنه

نمیدونم دارم مریض میشم یا نه ولی الان دوس ندارم مریض بشم ... دوس ندارم

دلتنگتم نگاری دلتنگ....

ماه امشب معلوم نیست...

آسمون ابریه و معلوم نیست...

آسمونم عین دل من ابریه و گرفته....

بد گرفته نگاری بد....

حوصله ندارم....

اصلاً.

دلم برات خیلی تنگ شده نگاری

نگاری توروخدا مواظب خودت باش

خدایا مواظب نگاریم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگاااااارییییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم٪

ساعت ۲۲:۵۰

چه کنم دست خودم نیست! تو شدی تموم دنیام!

از تو می گریزم اما ! باز می بینم تو رو می خوام!

چه کنم دست خودم نیست ! دستام از تو می نویسه!

هر چی خط می زنم عشقو، باز دلم به تو حریصه!

به خدا دست خودم نیست ! از نگاهت مست مستم!

هی می خوام بگذرم از تو ، ولی باز عاشقت هستم!

من نمی خوام! دست من نیست! اما هرشب روبرومی!

زدی خیمه روخیالم !مث این شب ، نا تمومی!

نمی خوام تو رو ببینم ! شاید از یادم بری باز!

اما هر لحظه که نیستی ، می کنم گریه رو آغاز!

عاشقم ! دیوونه تو ! به خدا دست خودم نیست!

آسمون دل خسته م ، این روزا ابری ابریست!

تو شدی تموم حرفام ! رخنه کردی توی جونم!

معنی این همه عشقو ، به خدا من نمی دونم!

به خدا دست خودم نیست ! کار روزگاره انگار

که تو چشمای غریبت، می خورم به خط تکرار!

چه کنم دست خودم نیست ! شدی آواز شبونم!

اسمتو جای ترانه ، با چه بغضی من می خونم!

+ تاريخ دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 21:55 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جوووووونم.

ظهرت بخیر پرنسس.

خوبی فدات شم

الهی که من دورت بگردم

وای من که دیگه دارم میمیرم از سردرد.

یه مسئله حسابداری بود که بالاخره حلش کردم.

ولی مغزم اومد تو دهنم انقدر زور زدم تا جوابش درست دربیاد ولی خدارو شکر حل شد.

حالا باید بفرستم برای بقیه بچه های گروه تا همه استفاده کنن و بنویسن و به استاد بدن،

خوب دیگه ما اینیم.

نگاری تو چطوری؟

چیکار میکنی؟

نمیخوای هنوز بگی چطوری، چه خبر و چیکار میکنی؟

نمیخوای هنوز بگی چی پوشیدی و موهات رو چه مدلی بستی؟

نمیخوای؟؟؟؟

عجب آدم بیشرفی هستی تو.

الهی من فدات بشم عشق من

نگاری خیلی دلم برات تنگ شده....

آخه کجائی عشق من...

هوا بازم گرم شده...

البته از صبح گرفته بود و منتظر بودم که یه بارون درست و حسابی بزنه ولی مثل اینکه نبارید.

البته یه نمه خیلی کوچولو اومد بباره که ولی پشیمون شد...

نبارید حیف شد....

نگاری جووووونم حالت خوبه؟

خوبه خوبه خوبه خوبی؟

نگاری منو از نگرانی دربیار باشه!

منتظرما!!!!

نازنينم!

فصلْ سرد و روحْ سرد،

بي‎حضورت،

زنده‎گاني سردِ سرد!

خیلی دلم برات تنگ شده.

وای چقدر خسته شدم.

امروز ساعت 5 باید برم دفتر رئیس هیئت مدیره تو ونک.

وای بازم باید برم تو ترافیک و معطلی و علافی

امشب میخواد بره شیراز و دیگه وقت نکرد که بیاد اینجا واسه همین منشیش زنگ زد که برم اونجا.

یه سری تغییر و تحولاتی داره انجام میشه که خیلیا دارن عوض میشن و خیلیا دارن میرن

البته تو سطح مدیریت کلان.

حالا معلوم نیست که چی میخواد بشه ولی اون جیزی که معلومه اینه که مدیر کل عوض میشه.

البته واسه ما که مهم نیست.

وای نگاری آخه معلومه کجائی؟

هر چقدر میخوام هیچی نگم نمیشه

خوب دلم برات تنگ شده دیگه!!!!

الهی من قربونت برم.

دوست دارم عشق من.

نگاری توروخدا اگه میای بنویس آآآآ

دیگه سفارش نمیکنماآآآآ

تازشم باید خیلی خیلی خیلی خیلی مواظب خودت باشی

خدایا مواظب عشقم باش.

عشق یکی یه دونه یِ من منتظرت میمونم تا برگردی

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگااااااریییییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%

ساعت 15:50

چه

چه بگویم؟ سخنی نیست

می وزد از سر امید، نسیمی؛

لیک تا زمزمه ای ساز کند

در همه خلوت صحرا

به روش

نارونی نیست

چه بگویم؟ سخنی نیست

***

پشت درهای فرو بسته

شب از دشنه دشمنی پر

به کنج اندیشی

خاموش

نشسته ست

بام ها

 زیرفشار شب

کج،

کوچه

از آمدو رفت شب بد چشم سمج

خسته ست

***

چه بگویم ؟ سخنی نیست

در همه خلوت این شهر،آوا

جز زموشی که دراند کفنی

نیست

ونذر این ظلمت جا

جزسیا نوحه شو مرده زنی

نیست

ورنسیمی جنبد

به رهش نجوا را

نارونی نیست

چه بگویم؟

سخنی نیست...

 

                                   احمد شاملو

+ تاريخ دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 14:55 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جووووووونم.

صبحت بخیر فرشته کوچولوی خوشگل من

الهی فخلادیت قربونت بره.خوبی عزیزترینم؟

الهی دورت بگردم تاج سرم

دلم چقدر برات تنگ شده ناز گل من

دلم برات خیلی تنگ شده نگاری

منم خوبم مرسی

آره بهترم.

دیشب حالم خوب نبود.

علیرغم میل باطنی قرص انداختم و پریدم رو تخت و یه پتو کشیدم روم و خوابیدم تا ساعت 12 شب. انقدر عرق کرده بودم که خدا میدونه. ب

بعدش رفتم یه لیوان آب پرتقال خوردم و بعدشم یه دوش گرفتم و اومدم نشستم رو تخت تا ساعت 2. بعدش بازم دراز کشیدم.

عین همیشه بهت فکر میکردم...

نفس به نفس...

ضربان به ضربان...

ثانیه به ثانیه...

نه نگار تو دیگه همه وجودم رو فرا گرفتی.

خیلی از این مسئله خوشحالم.

من خیلی آدم خوشبختی هستم که تورو دارم.

میدونمم که نیومدنت به همون خاطره که بهم گفتی.

باشه من صبر میکنم و دعا میکنم هر چه زودتر ردیف بشه که بیای و با من حرف بزنی.

دلم خیلی برات تنگ شده....

بدنم گیز گیز میکنه نگاری.

کل کارای دانشگاه مونده و هیچ کدوم از تکالیفم رو انجام ندادم.

ولی امشب و فردا همه رو انجام میدم.

خیالت راحت.

کمی سردرد دارم.

خدا کنه فقط نندازتم که حوصله مریضی رودیگه ندارم.

نگاری تو چطوری؟

تو چیکار میکنی؟

اوضاع چطوره؟

خوش میگذره؟

الهی قربونت برم عشق من. الهی من فدات بشم.

هنوز نیومدی نه؟؟؟؟؟

دیشب چقدر دوس داشتم تو بالا سرم بودی و با من حرف میزدی....

ولی زیاد طول نمیکشه.میدونم که بالاخره وقتش میرسه...

بالاخره نوبت ما هم میشه که دنیا به کاممون بشه اگه غیر از این باشه که باید به خدا و

وعده هاش شک کرد.

ولی میدونم که خدا خیلی باحالتر از این حرفاست و یه حال اساسی بهمون میده.

مطمئنم...

خیلی هم مطمئنم

بده دستاتو تودستم تا باهم کلبه بسازم

کلبه ای پرازمن وتو ازمن وتو ما بسازیم

کلبه ای اندازه ی عشق , باغچه ای وحوض وگلدون

توبشی مادر گلها , من بشم بابای بارون

از دائی بهرام چه خبر؟ حالشون چطوره؟ خدا کنه خوب باشه.

آره واقعاً دوس دارم که خوب باه و بدونه که برخلافه ایشون من دوسشون دارم.

مهوشی چطوره؟ حالش خوبه؟ الهی قربون بچه توپول و سفید و نازم برم من.

دلم براش خیلی تنگ شد.

حالا بماند که تو سراغی از بروبچز نمیگیری ولی خوب دیگه من وظیفمه که هر روزحال

مهوشی و عسل و نرمک و بروبچز استاندارد رو که الهی قربونشون برم رو ازت بگیرم.

فدای همشون بشم من. 

عاشقتونم.

میدونی چرا خدا همه  ی چیزارو(گوش , چشم , دست , پا و...) جفت

 آفریده به جز زبان , بینی وقلب ؟

 برای پیدا کردن یک هم صحبت , یک هم نفس ویک هم دل.

 دیدی همه کاراش رو حساب وچیزی رو بدون حساب نیافریده, پس قدر

 خودت بدون!

...

دیشب مامان زنگ زد و حالم رو پرسید.

از وقتی که اومدن ازشون خبر نداشتم.

تابلو نکردم که حال ندارم و اندازه سه چهار دقیقه ای با هم حرف زدیم و بعد قطع کردم.

نگاری امروز تو مسیر رو درختا خرمالو دیدم.

وای اگه بدونی چه حالی شدم

البته هنوز نرسیدن ولی همین که دیدمشون خیلی برام مهم بود.

نگاری میدونم که عین من خرمالو دوس داری...

کاش اینجا بودی انقدر برات خرمالو میگرفتم که خودت کف کنی.

بجای دوره لبات کل بدنت رو گس میکردم.

چقدر دوس دارم پیشت بودم و اون چیزائی رو که دوس داری رو برات میگرفتم..

خرمالو...شیرموز... ایستک... آلبالو... گیلاس..

وای نگاری....

وای نگاری عاشقتم...

تو فقط مواظب خودت باش

تو خوب باش،

تو شاد باش

تو خوشبخت باش همین برام کافیه نگاری.

من دوس دارم تو همیشه لبات خندون باشه اونم از ته دل....

خدایا مواظب تاج سرم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرسمت.

نگااااااااریییییییی جوووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%

ساعت 10:25

+ تاريخ دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 8:55 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جوووووووونم

شبت بخیر

خوبی عشق من

چه خبر قربونت برم

خوبی فدات شم

الهی من دورت بگردم

منم خوبم مرسی

راستشو بخوای کمی سرم درد میکنه

از عصری که رسیدم تو مسیر کمی دلم درد گرفت و بعد سرم درد گرفت تا الان.

فقط خدا کنه سرما نخورده باشم.

نه خدا دوس ندارم. الان نه....

نگاری هنوز نیومدی؟

منتظرتما!!!!

تو که بهتر از هر کسی میدونی چقدر دلم برات تنگ شده و چقدر چشم براهتم پس بیا..... بیا

خوبی نگاری؟

خدای نکرده مشکلی که نداری.

خدا کنه خوبه خوبه خوبه خوب باشی و هیج مشکلی نداشته باشی

اين روزا خيلي دلم گرفته

حس غريبي دارم حسي شبيه دلتنگي و بيقراري

تا حالا شده دلت بگيره اما دليلش رو ندوني ؟

تا حالا شده دلتنگ باشي اما ندوني چته و واسه چي اينجوري شدي ؟
شايد هم خودت بدوني دليلش رو اما فقط و فقط خودت

شايد هم اصلا دليل خاصي نداشته باشه و همش دنبال دليلش بگردي

اين روزا خيلي دلم گرفته

مثل وقتي كه هوا ابري ميشه و ميخواد بباره

چشماي منم حس باريدن داره باريدن اشكهاي بيقراري

اين روزا حس عجيبي دارم

حسي شبيه حس زل زدن به شيشه اي كه از قطره هاي بارون خيس شده

حسي شبيه ابرهاي آسمون كه در اثر وزش باد اين طرف و اونطرف ميروند

البته خيلي عجيب نيست اين حس ها

آخه بگو دختر ، مي خوام بدونم تو كي اينجوري نبودي ؟

درسته با داشتن اينجور حس ها و دلتنگي ها و بيقراري ها آدم خيلي دلش مي گيره

اما فقط با وجود اينهاست كه وجودم و بودنم رو حس مي كنم

واسه همين همه لحظه ها هميشه برام قشنگه

حتي اشكهاي لحظه هاي بيقراري و دلتنگي

نگاری توروخدا اگه میای نکنه حرف نزده بری آآآآ

انقدر ازت دلگیر میشم که فقط خدا میدون

هیچوقت تو این زمینه بیشرف بازی درنیار که اصلاً طاقتش رو ندارم

واس سرم خیلی سنگین شده

نگاری میرم دراز بکشم

الهی من قربونت برم عشق من

نگاری دیگه سفارش نمیکنما: خوب بخودت برس و مواظب خودت باش

الهی فخلادیت دورت بگرده فرشته کوچولوی خوشگل من

نگاری توروخدا مواظب خودت باش

خدایا مواظب فرشته کوچولوی خوشگلم باش

پرنسس منتظرت می مونم تا برگردی

دوست دارم

عاشقتم

میمیرم برات

میپرستمت

نگاااااااارییییییی جووووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم٪

ساعت۲۰:۱۵


+ تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 19:30 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جووووووونم

خوبی قربونت برم.

دلم خیلی برات تنگ شده

این عکسارو دیدم دیووووونه تر شدم...

کجائی نگاری؟

من بلغ میخوام؟؟؟؟

نگاری من بلغ میخوام....

اگه ازم گریزونی، از عاشقی پریشونی

داری اشکامو میبینی، از تو چشمام نمیخونی

قدره تورو ندونستم،تورو خواستم نتونستم

از تو شکایتی ندارم، تورو دنیام میدونستم

فرصتی بده به دستام، بزار دستاتو بگیرم عاشقونه

نگو ما با هم غریبیم، به من احساسی نداری بی بهونه

بی تو دلخوشی ندارم،دیگه طاقت نمیارم

ای تمومه زندگیم،هستیه من دارو ندارم

وقتی اسمت روی لبامه،نفسام آروم میگیره

بی تو حرف تازه ای نیست، بی تو من دلم میگیره

عشق من چیزی بگو،نذار که زود تموم بشم

نذار احساسی که دارم، بدون تو حروم بشم

کمی نوازشم بکن،عشقه منو ازم نگیر

نذار حسه تورو خواستن، اینطوری ناتموم بشه

فرصتی بده به دستام، بزار دستاتو بگیرم عاشقونه

نگو ما با هم غریبیم، به من احساسی نداری بی بهونه

....

خیلی دلم برات تنگ شده نگاری...

خیلی....

توروخدا مواظب خودت باش

خدایا مواظب عشقم باش

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی

نگاااااارییییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%

ساعت 15:50


 

 


دنـــيـاي آدمـــا رو بــبـيــن عــزيـز

ايـنقده جلـوي مـن اشک نـريز

تواين دنيا يکي لبهاش پرخنده وشاده

يکي غمگينه و همزاد فرهاده

يــکي مجنــونه و ليــلا نـداره

تو شبهاش نداره تک ستاره

يکي از بس که گريونه چشاش کوره

راه رسيدن به يوسفش دوره

يکي تو غصه ها رفيقه راته

تاجون داره رفيق باوفاته

يکي خنجر زده به يار جونيش

مثه يه مار زخمي اون زده نيش

يکي تو روياها مي بينه يارش

قسمت خدا،ميشينه اون کنارش

يکي فقط تو شاديا باهاته

بي وفا رفيق نيمه راته

يکي دلتنگه و گريونه چشماش

عزيزش رفته و گذاشته تنهاش

يکي زندونيه توعمق قلبش

اونو دوسش داره ميدونه قدرش

يکي کارش شده گريه و دعا

يوقت نشه زمعشوقش جدا
يکي دلش مي خواد تو قلب تو خونه بسازه

شدي عاشق ديگه باهات نسازه

يکي مثل يه مادر مهربونه

محبت و توقلبت مي نشونه

يکي مثل من دلتنگ صداتم

آره همون رفيق باوفاتم


+ تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 15:30 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جووووونم.

ظهرت بخیر پرنسس رویائی من.

الهی قربونت برم خانوم چطوری؟

خوبی؟

الهی من فدات بشم.

چه خبر رئیس؟

چیکار میکنی؟

خوبی؟

بیدار شدی نگاری؟

البته تو همیشه سحر خیز بودی تحت هر شرایطی

الان اگه اشتباه نکنم باید ساعت 11 باشه.

آب و هواشم نمیدونم چطوره ولی الان از بچه های هواشناسی آمار میگیرم که چه خبره.

زنگ زدم پرسیدم میگن که آب و هواي مشخص..... شامل يخبندان و سرماي فوق العاده در

ميانه زمستان به همراه اندكي برف و تابستاني خوشايند با روزهاي آفتابي با درجه حرارت

بين 20 تا 25 درجه سانتيگراد است .

در فصل بهار و پاييز هوا بسيار دلپذير اگرچه اغلب باراني است

/* /*]]-->*/

هوووووورا پس تو هم اونجا میتونیبرای من بارون بگیری

مرسی نگاری

من دوس ندارم بری زیر بارون مریض بشی آآآآ از الان گفته باشم. من جاب هر دوتامون زیر بارون

می مونم.

الهی که من قربونت برم.

نگاری دو تا عکس پایئن رو میبینی چقدر نازن مخصوصاً سمت چپیه، ببین عین بچگی های توئه

تو خیلی خوشگلتر بودی و هستی آآآآ ولی کمی شبیهت بود گذاشتم تا ببینی.

بین من بازم بهت میگما من نینی دختر دوس دارم،دخترمم باید اسمش از ن باشه همونی که

تو خواستی و تو گفتی.

من همشون یادم مونده و یادم می مونه.

نگاری چی پوشیدی ؟ ببین من تو اینکه آخر تریپ خفنی شکی ندارم ولی توروخدا

مواظب باش که سرما نخوری. نگاری خوب به خودت برسی آآآآ

الهی قربونت برم عشق من.

نگاری راجع به موهاتم (البته اونا واسه منن) بنویس.

مو قشنگ من،الهی من فدات بشم پرنسس رویائی من

دوست دارم نگاری.

نگاری منتظرتما، اومدی حتماً برام بنویس

بیشرف بازی درنیاری آآآآ

الهی که من قربونت برم.

توروخدا فقط مواظب خودت باش.

خدایا مواظب نگاریم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.
نگاااااااارییییییی جوووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%

ساعت 14:20

    

برای تو مينويسم . مينويسم از عشق و دل . مينويسم كه تو را دوست دارم .

مينويسم كه هميشه پيشم بمونی . تو رو مينويسم كه يادم نره

يه زمانی دوسم داشتی. تو رو ياداشت ميكنم تا فراموش نكنم كه چه قدر

بی وفايی .

 تو رو نقاشی ميكنم كه يادم نره زيبايی . با صورت قشنگت

يه گلدون ميكشم تا همه نرگسای دنيا تو اين گلدون جون بگيرن .

خودمو مينويسم تا يادم نره آدمم . خودمو مينويسم تا يادم نره محتاجم .

خودمو نقاشی ميكنم تا همه بدونن كه چه قدر عاشقم.


دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

دارممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم 

+ تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 13:30 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جوووووونم

صبحت بخیر

خوبی خانوم گلم؟

چه خبر هشق من؟

الهی فدات بشم نگاری.

چه خبر؟ خوش میگذره؟

منم خوبم عزیزترینم.فدات شم بیشرف

وای نگاری جات اینجا خالیه تا ببینی عجب هوائی شده

هوا آفتابی با یه سوز سرد...

فکر کنم مردم رو غافلگیر کرده که همه سردشون بود. البته منم از در که اومدم بیرون یه لحظه

یه لرز کوچولو افتاد تو جونم ولی زودی باهاش اخت شدم.

هوا در کل خیلی خوبه.

خوبه من میخوامت ، آرزومه بیام تو خوابت

عزیزم بخندیم ، بشم محو صورتِ ماهت

دوس دارم بمیرم اما اون اشکاتُ نبینم

بردی تو دیگه قلبه من،میخوام اون دستاتُ بگیرم

عشقِ من باش، جونِ من باش،نذارِی این دلُ یه روزی تنهاش

ای دیوووونه دوست دارم، نمیتونم از تو چشم بردارم

عشق من با تو شادم، آخه نمیری تو از یادم

روزی که تورو دیدم،دلمو به دل تو دادم

حالا من میدونم، بی تو یه لحظه نمیتونم

تا دنیا باشه پابرجا، به پای عشقت می مونم

عشقِ من باش، جونِ من باش،نذارِی این دلُ یه روزی تنهاش

ای دیوووونه دوست دارم، نمیتونم از تو چشم بردارم

برای داشتن تو حتی واسه یِ یه لحظه

جونمو زنگیمو بدم بازم می ارزه،دلم می ارزه

عشقِ من باش، جونِ من باش،نذارِی این دلُ یه روزی تنهاش

ای دیوووونه دوست دارم، نمیتونم از تو چشم بردارم

الهی قربونت برم نگاری

نگاری دلم خیلی برات تنگ شده

دیشب انقدر زیر بارون ایستادم که همسایه بغلی از رو تراس داد زد:

مهندس قصد خودکشی داری. مریض میشی . دو ساعته ایستادی زیر بارون خدای نکرده

اتفاقی برات میفته.

با خنده جواب دادم که نه حواسم هست و مشگلی نیست

دیشب میخواستم برم یه دوش آب گرم بگیرم ولی نرفتم.

اصلاً حوصله نداشتم که بخوام دوش بگیرم.

دیشب شیما مسیج داده که ثبت نام دانشگاه پودمانی تا کیه.

بهش گفتم فردا آخرین مهلتشه.

مسیج داده که چرا به من دیر گفتی حالا من چیکار کنم.

چنان شستمش گذاشتمش کنار که سازمان هواپیمائی و آتش نشانی هر دوتاشون با هم

نمیتونن براش کاری کنن.

انگار من مسئول ثبت نام و اعلام خبر به اونم.

بیشعور چنان میگه چرا بهم دیر خبر دادی انگار من وظیفه ای داشتم.

بهش گفتم دیگه حق نداره نه بهم زنگ بزنه نه اینکه حتی بطور اشتباهی شمارم رو بگیره.

اینکارو باید همون یه ماه پیش میکردم.

خیر سرم اینهمه درس خوندم یه بار از یکی کاری نخواستم برام انجام بده و همیشه خودم

همه کارامو انجام دادم.

مردم توقعاتی دارن.

بدبخت اون کاپیتانی که میخواد با این کلاغ عروسی کنه.

غیبت بسه بگذریم.

دیشب هر چقدر دنبال ماه گشتم ندیدمش.

ماه آسمونم عین ماه آسمون زندگی من معلوم نیست کجا رفته.

باز از ماه آسمون میشه سراغی گرفت ولی از ماه من هیچ خبری نیست....

آسمونِ من که خیلی تاریکه.

نگاری وقتی که ازت خبری نیست همه چی بده، همه چی مزخرفه ،

همه چی افتضاحه اصلاً دوس ندارم.

نگاری کجائی آخه؟؟؟؟

بیا توروخدا نگاری.

بیا و دوباره اسممو صدا کن نگاری،

بازم سرت رو بذار رو شونم و باهام حرف بزن....

بخدا بی تو خیلی تنهام نگاری

............

مامانینا از مسافرت برگشتن.

از دائی مسعود شنیدم.

دائی سرما خورده و رفته بود دکتر و از اونجا بهم زنگ زده بود و گفت.

البته بیشتر واسه این زنگ زده بود که یه تحقیق برای امیر انجام بدم و براش ببرم

دیگه عروسی آقا بهزاد نزدیکه و همه تو تکاپو جنب و جوشن و میخوان یه عروسی بترکون

برگزار کنن .

خلاصه اولین عروسی تو خانواده مائه .

همه منتظرن ببینن که چه جوری میخواد برگزار بشه....

مثل اینکه همه عوامل دارن دست به دست هم میدن که من اون موقع تو ایران نباشم و تو

عروسی شرکت نکنم آخه آخه کمی هم دلم ازشون گرفته...

دلم خیلی ازشون گرفته....

مخصوصاً از بابا و بهزاد.

بی تو امشب دارم آتیش میگیرم

تو نباشی تک و تنها میمیرم

دله تنگ دیگه طاقت نداره

با خیالت دوباره جون میگیرم

نمیدونم چرا بغض اومد تو گلوم....

یعنی میدونما ولی آخه...

نگاری خیلی دوست دارم

نگاری عاشقتم.

نگاری تو همه چیزه منی ،

نگاری یه چیزی بگو دیگه!

ببین دست و دلم بجز اومدن پیشت به هیچ کاری نمیره.

تازشم تازشم هیچکدوم از کارای دانشگاه رو انجام ندادم تازشم تازشم چهارشنبه میخوام برم

واسه راهپیمائی روز 13 آبان شرکت کنم

بیقرارم واسه چشمات

اون نگاهی که به یک دنیا می ارزه

میخوام از تو بنویسم

اما اسمت که میاد دستم میلرزه

چیکه چیکه آّب شدم من

وقتی گفتی نمیخوام با تو بمونم

حالا تنهام، یه پریشون

خیلی وقته که دیگه بی همزبونم

من هنوز از تو میخونم عاشقونه

جای دستایِ تو خالی تویِ خونه

نگاری توروخدا اگه اومدی بگو آآآآ

نگاری از بروبچز چه خبر؟

الهی قربونشون برم من.

الهی من فداشون بشم.

مهوشی جووووونم  خوبی قربونت برم الهی.

الهی من فدات بشم. الهی من دورت بگردم

جیگملتو بخورم جیگرم.

بروبچز استاندارد در چه حالی هستن? الهی قربونتون برم من. دیوووونتم....

آخ اگه دستم بهتون برسه من میدونم و شما! یه حاله اساسی و خفنی بهتون بدم که کف کنین!

وای نگاری امروز میواستم سوار تاکسی بشم یه پسره هم کنارم ایستاده بود. به ایشون تعارف

کردم که اول سوار بشه بهم گفت: نه داداش چاکریم شما بفرمائید. خندم گرفته بود...

نه داداش،چاکریم شما بفرمائید...

اصلاً ادبیات رو میبینی، خدائیش حال میکنی

الهی قربونت برم نگاری.

شما تاج سرمی، منم چاکرخاتم بیشرک. الهی من دورت بگردم عشق من.

نگاری به چه زبونی بگم که عاشقتم....

به چه زبونی بگم....

ای ایهاالناس من برای نگاریم میمیرم

من عاشقشم

من دیووووونتم

من میپرستمتش

من دوسش دارم... نگاری من دوست دارم...

نگاری توروخدا مواظب خودت باش.

خدایا مواظب تاج سرم باش.

عشق من منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگااااااارییییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%

ساعت 10:30

دوست دارم     كه بداني مست چشمان تو ام

دوست دارم     كه بداني مجنون عشق تو شدم

دوست دارم     كه بداني دوستت دارم بي نهايت

دوست دارم     كه بداني. . . . . . . . .. . .  . . . . . .  . ..

 

و ميدانم كه ميداني عشق چه شور انگيز و زيباست

پس بدان  دوستت دارم و ميدانم كه عشق بي تو يعني هيچ و هيچ من به پوچي و فنا ختم مي شود

پس با هم مي مي مانيم تا اخر دنيا

مجنون شدن زيباست زماني كه تنهايي رهسپار نيستي شود

و اين بوسه را تقديمت مي كنم تا بداني كه شدم مجنون مجنون

 

اردیبهشت

فال روز متولدین اردیبهشت: امروز هر نوع اتفاق غیرمنتظره ای ممکن است بیفتد که از علت آن بی خبر هستید. همکاران تان رفتار عجیبی دارند و شما را متحیر می کنند. نمی توانید برای بهبود این شرایط کاری انجام دهید. بنابراین سعی کنید با افرادی که دوستتان دارند مشورت کنید. ...

مهر

فال روز متولدین مهر: سعی کنید امروز با برخی از تغییرات شما هم تغییر نکنید تا احساس ناآرامی و کسلی بر شما غلبه نکند.لازم نیست که خیلی ماجراجویی کنید و ممکن است تنها بخواهید که از همراهی کسی بهره مند شوید.در حال حاضر شما بسیار ماجراجو شده اید و ممکن است بخواهید دست به اقدامی بی احتیاطانه بزنید.به خصوص اگر می خواهید با ماشین بیرون بروید بسیار مراقب باشید چرا که اکنون مایلید که با سرعت رانندگی کنید. ...

 

با بودنت دنیای من                           رنگی تر از همیشه

قلب تموم ادماش                            از جنسی مثل شیشه

با بودنت رنگین کمون                        یه رنگ اضافه داره

رنگی که زیباییش تورو                      تو ذهن من میاره

با بودنت تو گلخونه                           هیچ گلی کم ندارم

هیچ گلی اونجا نمیخوام                    وقتی تویی کنارم

با بودنت غصه میره                         شادی جاشو میگیره

با دیدنت هر چی غمه                      تو قلب من میمیره

با بودنت شعرای من                       معنای تازه دارن 

گلهای اطلسی برام                      شکلی دوباره دارن

با بودنت دلم میخواد                      که از سینه جدا شه

پر بکشه به سمت تو                    تو راه تو فدا شه

با بودنت دوست دارم                    رو زبونم میشینه

سهم من از با تو بودن                 این عشق نازنینه

با بودنت یه زندگی                      یه عمر تازه دارم

برای دیدن تو                            یه عمر در انتظارم

هر شب که به

من دیگه شک ندارم

یه روز میاد با من باشی

بمونی در کنارم

+ تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 8:59 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جوووووونم.

شبت بخیر عشقم

خوبی؟

من نه خوب نیستم

دلم خیلی گرفته

دارم آهنگ شادمهر رو گوش میکنم

یه کاری کن که میتونی

یه خونه شو تو میرونی

از این بیشتر نژرس از عشق

نمیدونم نمیدونی

تو تقویم دل مرده

کسی اشکاشو نشمرده

کجا دیدی که تنهائی

غماشو با خودش برده

یه کاری کن از این بیشتر

نیفتم تو غمه آخز

نذار شمع وجوده من

یه شعله شه تو خاکستر

نگو دوره نگو دیره

 نگو این غصه دلگیره

یه عمری رفته از دستم

نیای عشق تو میمیره

دلم خیلی گرفته نگاری...

داره ۱۷ بارونم میاد

بدون لباس رفتم زیر بارون

خیسه خیسه خیسه خیس شدم

لرز افتاده تو جونم ولی مهم نیست میرم یه دوش آب گرم میگیرم درست میشه

نگاری چرا نیومدی؟

خیلی بهت احتیاج دارم نگاری

کجا دنبالت بگردم،کجا دیدی بهتر از من

کحا رفتی بی نشونه،انگاری که سیری از من

کجا پیدات کنم آخه،تویِ این شلوغی شهر

تنها دلخوشیم تو بودی،اینم از عاقبت من

مگه ماله تو نبودم،بگو از من چی میخواستی

عاشق عشق تو بودم،ولی هیچوفت ندونستی

تو چشام نگا نکردی،وقته رفتنت عزیزم

دیگه هیچ اشکی نمونده که برای تو بریزم

خیلی دلم برات تنگ شده...

دیووووونتم نگاری

هر روز بیشتر از دیروز دوست دارم

دیوووووونتم نگاری

دیوووووونه میدونه میمیرم اگه نباشی

میترسم احساسم از هم بپاشه،اگه نباشه،ازم جدا شه....

خیلی دلتنگ نگاری....

تو این یه ماه این بدترین شبی بود بعد از شب اول که داشتم...

خدایای بالاس سر کجائی پس؟؟؟؟

اصلاً هستی؟

قشنگم؛عمرم،نفسم،عشم،خانوم گلم،آیندم،همه چیزم دلم برات تنگ شده...

خدا کنه بتونم ماه رو تو این هوای ابری و بارونی ببیم حتی اگه بشه یه کوچولو

هیکش مثل من عاشقت نمیشه، بی تو تک و تنها میشم همیشه،

چشمام تا همیشه پی تو میگرده،این دل تا ابد ،پره غصه و درده

توروخدا مواظب خودت باش.

خدایا مواظب نگاریم باش.

نگاری متظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم

عاشقتم

میمیرم برات

میپرستمت

نگااااااارییییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم٪

ساعت ۲۲:۳۰

 

ازکدامین ستاره وام گرفته ای زیبایی چشمانت را؟
یاکه شبانه با خنجری بدست چشمان حوری بهشتی را دزدیدی؟
مات و مبهوتم هنوز که چگونه یک جفت چشم دل و دینم را در لحظه ای بربود
ایمانم را از من گرفت و ایمانی دگر به من هدیه کرد
نکند این جمعه بیاید و من بی ایمان تر از دیروزم باشم


روانه ای در دست این همه باد
رودخانه ای در دل این همه خاک لیکن
یادی از عشق بودی و با بوسه
سوزاندی تاریکی این همه شب بی فردا را
از تو سخن میگویم به من نگاه کن

 

+ تاريخ شنبه نهم آبان 1388ساعت 21:50 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

  سلام نگاری جووووووونم.

شبت بخیر قربونت برم الهی.

حالت چطوره عشق من؟

خوبی فدات شم؟

نگاری خوبی؟

بیشرف هنوز نیومدی؟

دلم برات خیلی تنگ شده.

پیش خودم فکر کردم که امروز میای؛البته هنوز امروز تموم نشده اآآآآ

ساعت ۶ رسیدم.حسش نبود که بخوام برم امیرآباد.هوا از صبح ابریه ولی هنوز نباریده یعنی

یه کوچولو خیلی کوچولو که من اصلاً ندیدم بارید البته اگه بگم نبارید سنگینترم ولی هوا سرد شده

الان هوا ،هوا شده آآآآ،کاش اینجا بودی نگاری.

خیلی دوس داشتم با هم تو این هوای فوق العاده باحال میرفتیم بیرون و قدم میزدیم...

خدایا....

خوب دوس دارم دیگه!

دوس دارم با عشقم برم بیرون و بچرخم....

دوس دارم عشقم بازوم رو محکم بگیره و بچسبه بهم و بیرون قدم بزنیم....

نگاری تو این هوا بستنی میچسبه نه؟؟؟؟

ای بابا من هر چی که میگن تو هوس میکنی!

الهی من قربونت برم.الهی من فدات بشم عشق من

و هر چی دوس داری بگو،۳ سوت که سهله به ۱ سوت نکشیده برات فراهم میکردم.

نگاری عاشقتم.

همه دیگه لباس گرم پوشیدن

هر کسی رو که میبینی کاپشن تنشه یا یه بافت خفن پوشیده ولی من تابلو با یه پیراهن مشکی

رنگ با خطوط ریز با یه جین فاق کوتاه مشکی یه دست با یه کتانی مشکی پوشیدم؛

آره قربونت برم تریپ مشکی در حد تیم ملی زدم تازه میخواستم کلاهم رو هم بذارم که اونم

رنگش مشکیه،ولی دیگه چون هم جو اونجا نمیطلبه هم اینکه دیگه خیلی مشکی میشد

نذاشتم،آهان تازه عینک آفتابیم رو فراموش کردم!!!!

آره خیلیا بهم چپ چپ نگاه میکردن آخه آخه هم لباسام نازک بودن هم اینکه خدائیش خیلی

 لباسام قشنگن،البته عمراً به گرده پای تو نمیرسم و همچین جسارتی هم نمیکنم

 ولی خوب وقتی به پرنسس نازم با اون لباسای خوشگلش فکر میکنم خوب منم باید خوب بپوشم

 که یه وقت بهونه دست مخالفان ندم دیگه!!!!

الهی من فدات بشم.

نه حواسم بخودم هست که یه وقت مریض نشم .

در مشرق عشق دشت خورشيد تويي

در باغ نگاه ياس اميد تـويـي

در بين هزار پونه آنكس كه مرا

چون روح نسيم زود فهميد تويي

امشب باید میرفتم مهرآباد ولی نرفتم.حوصله نداشتم.

گوشیم رو هم خاموش کردم. اصلاً حوصله ندارم که بخوام با کسی حرف بزنم.

بنده خدا آنا تو مسیر مسیج داده بود که اگه رفتم تهران ببینمش ولی خوب نرفتم دیگه،فردا

باید برم هم اون چیزی که مد نطرم هست رو بگیرم هم اینکه یکی از همکلاسیهام رو ببینم تا

یکی از جزوه های دوران کارشناسی رو بهش بدم.

جزوه یه نرم افزاره مهندسی به اسم WIN QSB که من تو دوران کارشناسی ارائه داده بودم و

این ترم هم مثل اینکه خیلی کاربرد داره ولی چون بچه ها بلد نبودن من قرار شد که مسائل

رو حل کنم و جواب رو به بچه ها ایمیل کنم و بعد جزوه رو هم بدم به یکیشون تا به بقیه برسونه.

اسمش نمیدونم چیه ولی فامیلیش طباطبائیه،پسر بدی نیست ولی خیلی خرخونه.

لیسانسش از پیام نوره.اتفاقاً یه بار سر کلاس بهش گفتم که خدا رحم کرد که تو پیام نوری

هستی اگه سر کلاس میرفتی چیکار میکردی که کلاس منفجر شد و ....

خوب بعضی مواقع باید برجک بعضی هارو آورد پائین ! خوب منم که تو این زمینه تخصص دارم.

الهی قربونت برم.

نگاری همه دارن از فضولی میمیرن که بدونن من از کجا اومدم و شمارم چیه و چی بودم و

 چی شدم و کجا لیسانس گرفتم و از این حرفا،تو هیچکدوم از بحثاشون تو خارج از کلاس

 شرکت نمیکنم و زودی گازش رو میگیرم و میام تا به تو برسم.

 یه جورائی خیلی نچسبن،یه جورین،نمیدونم شاید من اینجوری حس میکنم!

ولی من که حسم هیچوقت بهم دروغ نگفته! پس همین برخورد خوبه!

من همینم!!!!

عاشقتم نگاری.واسه من فقط مهم توئی و بس.

نگاری جووووووونم دلم برات خیلی تنگ شده....

کجائی خانوم گلم؟

فرشته کوچولوی خوشگل من،حالت خوبه؟

الهی قربونت برم مو قشنگ من

الهی دورت بگردم بانوی اردیبهشتی من

الهی پیش مرگت بشم یکی یه دونه یِ قلبم

مخلصیم رئیس تا آخر عمر تا جائی که دیگه تائی نباشه

نگاری توروخدا مواظب خودت باش.

خدایا مواظب شاه بیت غزل زندگیم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی

دوست دارم

عاشقتم

دیووووونتم

چاکرخاتم بیشرک

نگاااااارییییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم٪

ساعت ۲۰:۵۰

 

ببين كه چگونه لبهاي ساكتم در شهوت بوسيدن لبهاي معصوم تو سكوت كرده اند ،

شاخه گل سرخي به روي چشمانت ميگذارم و با چشماني بسته براي اولين بار تو را ميبوسم ،

آن هنگام كه هر دو در شهوت تن غرق بوديم ديدي كه خداوند ميخنديد ،

خداوند خوشحال شده بود ،

خداوند خوشحال شده بود .

پس بيا نترسيم و تا ابد لبهايمان را به هم گره بزنيم تا ابد.

اي تنها منجي من ، مرا تنها مگذار ،

اگر آسمان شوي برايت زمين خواهم شد تا به رويم بباري ،

براي چشمان معصومت نگاه خواهم شد و براي گوشهايت صدا ،

براي نفسهايت گلو خواهم شد و در رگهايت از خون خود خواهم دميد ،

و پس از مرگت نيز براي جسد ت كفن خواهم شد ،

مرا تنها مگذار ، مرا تنها مگذار  .

روزي كه خداوند تو را مي آفريد از او زمان مرگت را پرسيدم !

ميداني چرا ؟

براي اينكه پيش از تو بميرم و هيچ گاه مرگت را نبينم .

ميخواهم تا هميشه برايم زنده باشي تا هميشه  .

 تو ديگر تنها نيستي ،

خانه اي خواهم ساخت برايت ، از استخوانهايم برايش ستون و از پوستم برايش سقفي ،

قلبم را با برق شكاف ميان سينه هايت ميشكافم واز گرمي خون رگهايم براي شبهاي تاريك تنهاييت

آتشي مي افروزم و تا هميشه در كنارت ميسوزم تا هميشه  . . .

و در عوض فقط از تو ميخواهم گونه هاي خيسم را پاك كني  .

+ تاريخ شنبه نهم آبان 1388ساعت 19:44 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________



مدتهاست که من عاشق شدم.

عاشق يار مهربون و دوست داشتنيم که با ورودش به زندگيم منو شاعر کرد ....

شد دنياي من...

شد تنها ستاره زندگيم....

شد تنها بهانه من واسه زندگي...

شد کسي که به هر جا نگاه ميکنم اونو ميبينم...

 ومن در هر لحظه هزاران مرتبه خالق بزرگ رو به خاطر اين هديه اش که

تمام زندگيه منه شکر مي کنم


نگاری جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%

ساعت 16:30

+ تاريخ شنبه نهم آبان 1388ساعت 16:0 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

 

  سلام نگاری جووووونم

ظهرت بخیر.

خوبی عشق من

چطوری بانو! خوبی؟

بانوی اردیبهشتی من چیکار میکنی؟

خوبی فدات شم؟

نگاری جووووونم بیدار شدی؟

صبحانه خوردی؟

دلم برات خیلی تنگ شده

......

هوا هنوز گرفتس و هنوز بارون نگرفته.خیلی هوای دلگیریه.

البته من خیلی دوسش دارم ولی خوب میره رو مخ آدم.

منم که آدم نیستم،فرشته ام!!!! الهی من قربونت برم.

نگاری استاد زنگ زد و یادآوری کرد که امروز ناهار کردان فراموش نشه،ولی ازش عذر خواستم

و گفتم که نمیام ولی اگه جای دیگه ای باشه میام.

گفت چرا؟

گفتم آخه به استان قزوین قول دادم.

با خنده گفت امون از دست این استان قزوینت. راستی حالش چطوره

که گفتم از اون وقت دیگه هیچ خبری ازت ندارم....

چرا من هیچ خبری ازت ندارم نگاری؟؟؟؟

بهم گفت به بهی بگم بیاد که به بهی مسیج دادم و گفتم که استاد دعوتش کرده.

گفت که ماشین نداره شاید نتونه بره.

استاد کمی ناراحت شد ولی وقتی دید خیلی مصمم پی حرفم ایستادم چیزی نگفت و قرار شد

حالا یه روز تو طول هفته همدیگه رو ببینیم.

حالا قسمت هر چی باشه همون میشه.

نگاری جووووونم دیگه چطوری؟

خوبه خوبه خوبه خوبی؟

باید خوب باشی آآآآ. من نمیدونم باید خوب باشی.

كاش ميدانستي وزن ثانيه هاي بي تو بودن را

 كاش مي دانستي حجم سكوت بر لبانم را

 كاش از بغض شكسته خبر داشتي و حرف هاي نگفته

 و قلب گرفته را حس مي كردي 

چشمانم در خلا به دنبال تو مي گردد و قلبم به ياد تو مي تپد

 صدايي آشنا تر از صداي تو نيست و كسي محتاج تر از من به تو نيست 

نگاری جوووووونم از حال خرابم خبر داری؟

نازنینم،عزیزترینم دل فخلادیت خیلی برات تنگ شده....

نذار که سفره دلت پیشه غریبه وا بشه

این بغض نشکسته باید سهم خوده خدا بشه

پا به دنیایِ فرشته ها بذار،دنیایِ فرشته ها حقیقته

واسه تو که بویِ آسمون میدی،گم شدن تو زندگی مصیبته

آخرین نشونه ِِ رسیدنی،که واسه همیشه بی نشون میشی

پا رو مخمل ستاره ها بذار،داری همسایه یِ آسمون میشی

وارث نجیب زخمای درشت،طاقت دلای پرپر نداری

سرتُ رو شونه هایِ من بذار،وقتی عاشقی و سنگر نداری

آخرین نشونه یِ رسیدنی،که واسه همیشه بی نشون میشی

پا رو مخمل ستاره ها بذار،داری همسایه یِ آسمون میشی

آره نگاری دارم محسن یگانه گوش میکنم،البته قبلش سیاوش گوش میکردم

دلم مثل آسمون گرفته....

دل آسمونم مثل اینکه بدجوری از کارای خدا گرفته....

نمیدونم چرا خدا اینجوری میکنه دیگه!

گفتم اگه خسته شدی بهم بگو تنهام نذار شاید من حقی دارم پا رویِ عشقمون نذار

به من بگو اگه میخوای یه مدتی نبینمت،شاید یه کم کم بیاری خودت بگی تنهام نذار

باشه منم میرم،تا نگی دلگیرم،بدون تو میرم،بدون میمیرم

باشه منم میرم،تا نگی دلگیرم،بدون تو میرم،بدون میمیرم

این آهنگای امروز بد کلید کردن تا یه بغض درست و حسابی بیارن تو گلوم....

نمیدونم....

ولی اینو میدونم و مطمئنم که دوست دارم و عاشقتم. تو زندگیم تو این مدتی که از خدا عمر

گرفتم تو هیچ چیزی به اندازه اینکه اینهمه دوست دارم و عاشقتم مطمئن نبودم.

من منتظرت می مونم نگاری تا برگردی. حالا هر چقدر که میخواد طول بکشه

کجا دنبالت بگردم کجا دیدی بهتر از من

کجا رفتی بی نشونه،انگاری ه سیری از من

کجا پیدا کنم آخه، تویِ این شلوغی شهر

تنها دلخوشیم تو بودی،اینم از عاقبت من

مگه ماله تو نبودم،بگو از من چی میخواستی

عاشق عشق تو بودم،ولی هیچوقت ندونستی

تو چشام نگاه نگردی،وقت رفتنت عزیزم

دیگه هیچ اشکی نمونده تا برای تو بریزم

دیووووونه میدونه،میمیرم اگه نباشه!

میترسم یه روزی احساسم از هم رها شه اگه نباشه ازم جدا شه

..............

دلم خیلی برات تنگ شده

نگاری احوال موهات چطوره؟

موهات رو چه مدلی بستی؟

الهی قربونشون برم من.

قربون تک تک تار موهات برم من.

الهی من قربونت برم با این موهات نگاری.

دوست دارم نگاری.

نگاری چی پوشیدی؟

نه کامل بگو !

الهی قربونت برم مانکن من.

الهی فدات بشم باربیِ من.

دوست دارم نگاری. میمیرم برات

نگاری توروخدا مواظب خودت باشی آآآآ. خیلیم خوب باید مواظب خودت باشی.

خدایا مراقب نگاریم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگاااااارییییی جووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%

ساعت 13:50

به جستجوی تو بر درگاه کوه می گریم

در آستانه ﻱ دریا و علف

به جستجوی تو در معبر بادها می گریم

در چارراه فصول

در چارچوب پنجره ﻱ شکسته ای که آسمان غبار آلوده را قابی کهنه می گیرد

به انتظار تصویر تو این دفتر خالی

تا چند   تا چند   ورق خواهد خورد                                            

(احمد شاملو)


+ تاريخ شنبه نهم آبان 1388ساعت 12:38 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________

سلام نگاری جوووووونم.

عشق من سلام


,•’``’•,•’``’•,

’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’......
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•


صبح قشنگ پائیزیت بخیر پرنسس رویائی من.

خوبی قربونت برم الهی؟

حالت چطوره عشق من؟

خوبی فدات شم الهی؟

عشق من چه خبر؟

خوبی قربونت برم الهی؟

منم خوبم مرسی.

الهی دورت بگردم عشق من

نگاری جووووونم چیکار میکنی؟

نگاری جوووووونم دلم برات خیلی تنگ شده....

وای که چقدر دل آسمون گرفته...

نگاری آسمون خیلی ابریه،ابریه خفن.

وای که اگه بارون ببیاره چه بارونی میشه

منتظرم تا وقتی شروع شد زودی برات بارون بگیرم...

نگاری تا وقتی زنده ام برات بارون میگیرم....

یک ماه گذشت....

یک ماهی که اندازه ده سال طول کشید

وای نگاری خیلی سخت بهم گذشت اگه بدونی ....

به خاطر تو می نويسم ، به خاطر تو می خونم ، به خاطر تو زنده ام ،
به خاطر خودت ، وجودت ، نگاهت ، غرورت . تويی که شدی همه چيزم ،
دوست دارم هميشه باهام باشی . نمی دونی چقدر دوست دارم ،
 به خدا نمی دونی ، اگه می دونستی . . . . . .

 نگاری جووووونم حالت خوبه؟

پس کی میای باهام حرف بزنی؟

دیروز تولد بود و تو هنوز عیدیمو ندادی.

برام کادو گرفتی؟

قرار شد تو هر مناسبت برام کاو بگیری.

من امروز میرم برات کادو بگیرم.

تازشم باید هم برای 13 آبان که 4NOV میشه و هم برای 16 آذر  7DEC که روز دانشجوئه

تازه بین این دو تا مناسبت هم عید قربان هست هم عید غدیر ...

نگاری اینا همش بهانه س خودت که خوب میدونی.

تو خوب باشی انگار بهترین کادوی دنیا رو بهم دادن،تو فقط خوب باش و شاد و خوشبخت من

دیگه هیچی ازت نمیخوام.

تو فقط مواظب خودت باش و بخودت برس همین برام کافیه.

نگاری اگه بدونی چه حال دارم.

تو این یکماه گذشته همش تو فکر اون چند روزی هستم که....

آخه چرا باید اینجوری بشه.

من که برای اون لحظه داشتم لحظه شماری میکردم پس چرا اینجوری شد.

دارم دق میکنم. نفسم درنمیاد.

روزی نمیشه که بهش فکر نکنم.

چه راحت و الکی این فرصت رو از دست دادم انگار خدا با من لجش گرفته.

خدیا آخه اونجوری درست بود؟

تو که بهتر از هرکسی میدونی که من چه حالی داشتم تو که بهتر از هر کسی میدونستی....

نگاری بخدا خیلی دوست دارم. بخدا عاشقتم میفهمی نگاری...

خدایا یکی از تو شکایت داشته باشه باید بازم بیاد پیشه خودت؟؟؟؟

من ازت شکایت دارم خودتم دلیلش رو خوب میدونی.

من عین تو بزرگ نیستم که بتونم ببخشم و رضایت بدم من میخوام دادخواست برات پر کنم

تا جواب بدی که چرا اینجوری میکنی.... چرا؟؟؟؟

تو که خوب میدونی چقدر دلم برای نگاریم تنگ شده...

تو که خوب میدونی چقدر دوسش دارم....

تو که خوب میدونی همه چیم نگاره،

تو که خوب میدونی جونم به جون نگاریم بسته س ولی آخه چس چرا اینجوری میکنی....

.....................

دیشب سیا گیر داده بود و بهونه گیری میکرد. هر چقدر بهش کم محلی میکردم بی خیال نمیشد.

اعصابم رو خورد کرده بود. بچه به این تخسی نوبره بخدا. آخرم کار خودش رو کرد.

دیشب کتابامو باز کرده بود جلوم و داشتم خیره سرم درس میخوندم ولی مگه میشد...

هی بلند میشم و قدم میزدم بعد از دوباره میومدم سر کتابام.

آهان راستی نگاری دیشب بعد از مدتها از رو میز تحریر به روی زمین نقل مکان کرده بودم.

وای نمیدونی بعد از مدتها چه حالی داد.

یه حالی میده دمر بخوابی روی زمین و یه بالش بذاری زیر شکمت و شروع کنی به نوشتن.

اولش خودم خندم گرفته بود که گه یکی بیاد ببینه چی میگه!

نمیگه پسر به این گندگی آخه این چه وضع درس خوندنه بعد یادم افتاد که کی میخواد بیاد ببینه

اینجا که بجز من و تو کسی نیست!!!!!

ولی خوب دیگه من همینم. دوس دارم! ایهیم.

بووووووووووس

نگاری جوووووونم از مهوشی چه خبر؟ حالش خوبه؟ چیکار میکنه؟  الهی قربونش برم. الهی که من فداش بشم. ببین انقدر  حواسش به من نیست که دیشب سیا دهنمو سرویس کرد. مهوشی جووووونم الهی قربونت برم با ما به از این باش عزیزم. الهی قربونت برممن. الهی فدات بشم سفید برفی من. دوست دارم بیشرف. عسل و میمی و نرمک چطورن؟ حالشون خوبه؟ الهی قربون برو بچز استانداردبرم من. الهی من فدات بشم عشق من. دوستون دارم. عاشق عکس العملاتونم.

پروا چشت دربیاد ببین و حالشو ببر. عمراً اگه به گرد پای نگاری برسی.عمراً!!!!

نگارِ من عزیزه

گوشت تنش لذیذه

ببین ممش چه ریزه

قره کمرش میریزه

الهی من قربونت برم نگاری.

امروز بعد از ظهر شاید برم روبروی دانشکده سر امیرآباد که ویزیت بشم. البته هنوز معلوم نیستا.

نمیدونم امروز چقدر کارم طول میکشه ولی یه چکاپ میخوام برم. بازم میگم هنوز معلوم نیست.

من خوبم.خوبه خوبه خوبه خوب.

دلم برات خیلی تنگ شده نگاری.

نگاری توروخدا اگه میای عین همیشه مرام بذار و بنویس.

بگو که کجائی و چیکار میکنی.

از خودت بگو. درست و حسابی بگوآآآآآ.

نگاری جانِ فخلادیت بگو باشه؟

الهی که من قربرونت برم.

نگاری توروخدا مواظب خودت باش.

به خودت و نینیمون خوب برس.

نگار من باید هر روز بهتر از دیروز باشه

خدایا مواظب نگاریم باش.اونو به تو سپردم.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگاااااااارییییییی جوووووووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااارم%

ساعت 10:30



فرق عشق و دوست داشتن

عشق در لحظه پدید میاد
دوست داشتن در امتداد زمان
عشق معیارها را در هم می ریزد
دوست داشتن بر پایه معیارها بنا می شود
عشق ویران کردن خویشتن هست
دوست داشتن ساختنی عظیم است
عشق ناگهان و نا خواسته شعله می کشد
دوست داشتن از شناختن سرچشمه می گیرد
عشق قانون نمی شناسد
دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین طبیعی است
عشق فوران می کند چون اتشفشان

دوست داشتن جاری می شود چون رود خانه
عاشقانه دوستت دارم نگارم

 

اردیبهشت

فال روز متولدین اردیبهشت: در زمينه مسائل عاطفي و احساسي متولدين سال خرگوش هميشه با شانس بلندي همراه هستند گرچه خيليها قدر نميدانند و آنرا از دست ميدهند. ولي در جمع خانواده ها، زوج هايي خوشبخت و هميشه عاشق بسياري را مي بينند. به جرات نود درصد از زندگيهاي مشترک اين ماه بامقاومت طولاني همراه هستند.در مورد برنامه های هنری همه چیز را به خوبی بررسی کنید زیرا ممکن است مشکل غیر قابل انتظاری پیش آید . شما از آن دسته افراد منطقه البروج هستید که به شدت به شرایط عادت می کنید و ایجاد تغییر برایتان بسیار مشکل است. ...

مهر

فال روز متولدین مهر: جوان ترها نبايد بهيچ وجه خود را اسير اعتياد و وسوسه هاي ويرانگر آن سازند .با بعضي دوستان و آشنايان خود دچار اختلاف نظر شده اند که بهتر است در رفع آن بکوشند و درضمن دور بعضي دوستان ناباب را هم براي هميشه خط بکشند . امروز نهایت سعی خود را بکنید تا اموال خود را در جای مناسب شان بگذارید چرا که هر کدام از آنها را گم کنید باید ساعت های زیادی را صرف دوباره یافتن آنها کنید.یادآوری می کنم،اگر کمی به عقب برگردید مرور کنید،مکان همه آن چیزهایی که گم کرده بودید،به ذهن تان خطور می کند.به جای این که همانجا آنها را می یابید،آنها را رها کنید چرا جدی فکر نمی کنید و تصمیم نمی گیرید که آنها را درست نگه داشته و یا اگر نمی خواهید همه آنها را یک جا دور بیاندازید و یا به کسانی بدهید که لازم دارند. ...

 

الهی من قربونت برم.

نگاری مواظب خودت باش.

خدایا مواظب نگاریم باش.

نگاری منتظرت می مونم تا برگردی.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

نگاااااااارییییییییی جووووووووونم خییییبلیییی دووووسسسست داااارم٪

ساعت ۱۲:۵۵

 

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
   فریبنده زاد و فریبا بمیرد

 شب مرگ، تنها نشیند به موجی
  رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

 در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
  که خود در میان غزلها بمیرد

 گروهی برآنند کاین مرغ وحشی
  کجا عاشقی کرد، آنجا بمیرد

 شب مرگ از بیم، آنجا شتابد
  که از مرگ غافل شود تا بمیرد

 من این نکته گیرم که باور نکردم
  ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

 چو روزی زآغوش دریا برآمد
  شبی هم در آغوش دریا بمیرد

 تو دریای من بودی، آغوش واکن
  که می خواهد این قوی زیبا بمیرد!

+ تاريخ شنبه نهم آبان 1388ساعت 8:45 نويسنده نگااااااااریییییییِ فرهاد |

________________ عاشقتم نگاری______________________