عاشقتم نگاری

منتظرم تا خانوم گُلم بیاد پیشم اگه نیاد مدیونش کردم.هر کدوم بخاطر اون یکی شاد باشه
 
 

تقدیم به:

نگار برزگر:

که پاره ای ست از صفای آبی آسمان

و صمیمانه است با حرف های دلم!

و
امسال بهار، بی تو یعنی پائیز ...

(دلتنگی های یک متولد پاییز)

پاییز اگر آمده باشی،

برگها زرد شده اند دیگر،

از واهمه خشاخش آ؆ها که از شاخه جدا مانده اند.

پاییز اگر آمده باشی،

یادمانی از بهار نمی یابی،

که همه در گذر از عطشان تابستان سوخته است.

برگهایی که با بهار آمده بودند،

با پاییز رفتند.

پاییز اگر آمده باشی،

زمستان در انتظار توست،

می رسد پیش از آ؆که امید به بهاری باز جوانه زند.


"آنها که رنگ پریدگی پاییز را دوست ندارند نمیدانند که پاییز همان بهار است که عاشق شده


رو در و دیوار این شهر ، همش از تو یادگاره
توی این کوچه یِ تاریک منو تنها نمیذاره
یاده حرفای قشنگت، که تو قلبم لونه میکرد
یاده دلتتگیِ چشمات ، که منو بهونه میکرد
میزنه آتیش به جونم پس کجائی مهربونم
آخه من ترانه هامو واسه یِ کی پس بخونم
دلِ من هواتُ کرده آخ کجائی نازنینم
کاش که بودی ؈ میدیدی بی تو من تنها ترینم
تویِ این بازی که ساختی،من همه هستیمُ باختم
زیرپات گذاشتی آخر عشقی که ؅ن از تو ساختم
تو اگه دوسم نداشتی از دلم خبر نداشتی
دلت از سنگ شده انگار، که منو تنها گذاشتی
دلِ من هواتو کرده آخ کجائی نازنینم؛
کاش که بودی و میدیدی بی تو من تنهاترینم
میشینم منتظر اینجا، تا تو برگردی دوباره
تا بشینی پای حرفام بریم تا ماه و ستاره
میدونم میای یه روزی، یه روزی که خیلی دیره
یه روزی دل شکسته م سر این کوچه میمیره
میزنه آتیش به جونم پس کجائی مهربونم
آخه من ترانه هامو واسه یِ کی پس بخونم
دلِ من هواتُ کرده آخ کجائی نازنینم
کاش که بودی و میدیدی بی تو من تنها ترینم


 

برچسب‌ها

عاشقتم عشق من

 

پیوند ها

 

مطالب اخير

بیست و پنجمین شب جمعه....

ماهگرده تولدت ....

ماهگرده تولدت به روایت من....

 

آرشيو مطالب

هفته چهارم شهریور 1393

هفته سوم شهریور 1393

هفته دوم شهریور 1393

هفته اوّل شهریور 1393

هفته چهارم مرداد 1393

هفته سوم مرداد 1393

هفته دوم مرداد 1393

هفته اوّل مرداد 1393

هفته چهارم تیر 1393

هفته سوم تیر 1393

هفته دوم تیر 1393

هفته اوّل تیر 1393

هفته چهارم خرداد 1393

هفته سوم خرداد 1393

هفته دوم خرداد 1393

هفته اوّل خرداد 1393

هفته چهارم اردیبهشت 1393

هفته سوم اردیبهشت 1393

هفته دوم اردیبهشت 1393

هفته اوّل اردیبهشت 1393

هفته چهارم فروردین 1393

هفته سوم فروردین 1393

هفته دوم فروردین 1393

هفته اوّل فروردین 1393

هفته چهارم اسفند 1392

هفته سوم اسفند 1392

هفته دوم اسفند 1392

هفته اوّل اسفند 1392

هفته چهارم بهمن 1392

هفته سوم بهمن 1392

هفته دوم بهمن 1392

هفته اوّل بهمن 1392

هفته چهارم دی 1392

هفته سوم دی 1392

هفته دوم دی 1392

هفته اوّل دی 1392

آرشيو

 
 

رویای با تو بودن...

سلام نگاری جووووونم. خوبی خانومم. خوبی قربونت برم الهی. الهی فدات بشم من. وای نگاری این انترنت بازم بازیش گرفته بود و هی قطع و وصل میشد و سایت اصلاْ باز نمیشد. وای دیوونم کرده بوداااا. خوبی قربونت بشم. نگاری جوووونم خانومم خوبی؟؟ نگاری نیومدی؟ فکر کردم الان اومدی و نوشتی... وای چقدر کلافه بودم... الهی فدات بشم من. یه دونه ای همه هستی ی من. الهی فدای ناز گلم بشم من. خانومم کجائی  که نیومدی؟ حالت خوبه؟ خستگیت در رفته یا اینکه هنوز خسته ای؟؟؟؟؟ میخوای بیام ماساژت بدم؟ میخوای ببرمت دوش بگیری و حالت جا بیاد؟ میخوای بریم سونا؟ نمیدونم هر چیزی که از این حال درت بیاره.... الهی قربون اون موهات بشم من که با هر تکونی که بهشون میدی منو دیووووونه میکنی.... الهی فدای اون ناز کردنت بشم من که با هر نازی که میکنی منو میکشی ... دیوووونتم نگار....خوبی عشقم؟ دائی خوبه؟ رها خوبه؟ رها رو از طرف من ببوس.دائی بهرام توروخدا نگار همه چیزه منه؛ همه هستیِ منه؛ هستی ِ منو ازم نگیر دائی .... میدونم پیشِ نگار من هیچی نیستم، میدونم نگار یه چیزه دیگه س ولی آخه من دوسش دارم، دائی بگو برو بمیر میرم میمیرم ولی .......   نگاری تو ماله منی فقط من.بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس.


 

تقديم به عشقم

دوستت دارم.

             میپرستمت.

آرزوی دروباره در آغوش کشیدنت را در عمق جانم میپرورم  تا شاید اگر دوباره به حقیقت پیوست برایت

گرمترین آغوش باشم.

من طعم بوسه هایت را ؛ گرمای لبان پاکت را از پس هزاران فاصله بی انتها لمس میکنم.من دستان

 نجیبت را نوازش میکنم.من میپرستمت خوب من.میدانی؟

تو کجایی؟ تو کیستی؟ تو کدامین معبودی که اینچنین مرا به بند کشیده ای؟

تو کیستی؟

نمیشناسمت.نمیدانمت اما...

امشب نیز با یاد تو ....

دوست دارم.

عاااااااشقتم نگاری.

میپرستمت.

میمیرم برات.

دیوووووووونتم.

نگاااااارییییییی جوووووونم خیییییلیییییی دووووسسسست داااااارم٪

یکشنبه هفتم تیر 1388 |

 

وای بازم نت گند زد

سلام نگاری جوووووونم خوبی ... وای نمیدونم این میرسه بهت یا نه... بازم نت قطع شده..

گند بزنه...

نگااااااریییی جوووووونم خییییلییییی دووووسسستتتتت داااااررررم٪

یکشنبه هفتم تیر 1388 |

 

میپرستمت عشق من

سلام نگاری جوووووونم. خوبی قربونت برم الهی . بیدارشدی پرنسس یا نه؟ حالت خوبه فدات شم؟ بهتری قربونت برم؟ ناهارتو خوردی؟  بخوری آآآآآآآآآ. بخودت خوب میرسی آآآآآآ. نگاری جوووووونم الهی قربونت برم الان چند کیلو شدی؟ نگاری توروخدا بگی آآآآآ. بعدشم بعدشم الان چی پوشیدی؟؟؟؟؟ الهی قربون اون قد و هیکل مانکنیت بشم من. عاشقتم پرنسس. نگاری دوست دارم. میمیرم برات.نگاری جوووووونم الهی قربونت بشم من هوا خیلی گرمه مواظب خودت باشی آآآآ.دوست دارم نگاری. دوست دارم. نگاری جوووونم الهی فدات شم، الهی فرهادیت قربون اون قد و بالات بشه خوب بخودت میرسی آآآآ. عین همیشهباید نگاری من، هر روز بهتر از دیروز باشه تحت هر شرایطی. بیشرف میپرستمت. عاشقتم. بووووووووووس بووووووووووووس.بوووووووس. بووووووووووس.بوووووووووس.بوووووووووووس.بوووووووووووووووس+ بلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللغ

منم خوبم.آره عزیزم خوبم. ناهار نخوردم.گشنمه ولی نخوردم.دلم هوس اسپاگتی با چیپس و ماست موسیر کرده. آره عزیزم مگه میشه بدون تو خورد.مگه میشه جای تورو خالی نکرد. وااااایییییی نگاری این حرفا چیه عزیزم. ای بابا خانوم قربونت برم الهی میدونم دلت آب افتاد ولی خوب دیگهههه!!!!! همیشه مهوشی آب میوفته که الهی من قربونش برم، یه بارم دلت آب بیوفته... الهی فدات بشم من. نه شوخی کردم. عین همیشه، عین روال همیشگی قاشق اول مخصوص نگاریمه.به مرگ فخلادیت همیشه همینجوری بوده و هست و میمونه تا ابد. قربونت بشم من.

به دائی جان بهرام و رها خوشگله سلام برسون. رها رو ببوس.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

دیوووووونتم.

چاکرخاتیم بیشرک.

نگاااااارییییی جووووونم خیییییییلییییییی دووووسسست دااااارم%

یکشنبه هفتم تیر 1388 |

 

منتظرت میمونم...واسه همیشه!!!!!

سلام نگاری جووووونم. خوبی؟ الهی فدات بشم پرنسس چه خبر؟ بیدار شدی؟ الهی فدات بشم من. قربونت برم عزیزم. منم خوبم آره مهربونم. خوبه خوبم. الهی فدات بشم من. الهی دورت بگردم. خیلی دلم برات تنگ شده. بیدار شو دیگه نگاری. عوض این چند روزی که ننوشتی باید کلی واسم حرف بزنی... بعععععله باید کلی حرف بزنی. عین من. من وقتی که مینویسم همون لحظه هم با تو حرف میزنم. یعنی اون چریزائی که میگم رو تایپ میکنم. اونجوری نیستش که بیصدا بشینم.البته بعضی مواع استثنا هم داره و تو سکوت مینویسم ولی بیشتر مواقع  حرف میزنم و مینویسم. من خودم مواقعی که درس میخوندم به اصطلاح تو دلم میخوندم و جیکم درنمیومد ولی بر عکس من بهزاد، واه واه واه واه انقدر بلند بلند میخوند که همه رو عاصی میکرد ولی از اونجا که تو زمینه درسی خنگول بود چیزی نمیفهمید و همیشه با نمره های پائین قبول میشد برخلاف من که پائینترین نمرم دیگه 17 بود... بابا من یه پا واسه خودم اینکاره بودمااااا، الانمو نبین که دیگه متاهل شدم و سر به زیر و مرد عاشق خانواده و زن دوست و عشق همسر؛ اون موقع آتیش پاره ای بودم ولی الان زنم شده یه پا آتیش پاره و منم همه جوره مخلصشم. عاشقتم عشق من.

فاصله گرفتن از انسانهایی که دوستشان داریم بی فایده است ُ

     زمان به ما نشان خواهد داد که جانشینی برای او  پیدا نخواهیم کرد. 

*****                       ******

میخواستم برم قزوین ولی نرفتم.حوصله نداشتم بعدشم هوا خیلی گرم بود و حسش نبود. دیگه نمیخوام برم قزوین.حس بدی بهم دست میده.حالم بد میشه. نگاری جوووووونم الهی قربونت برم دیگه چطوری؟ مهوشی توپول موپولم در چه حاله؟ نگار کرمشو میزنی دیگه!!!!!!!! خوب بهش برسی آآآآآ فقط اذیتش نکن. نگاری جووووونم چی پوشیدی؟ با لباس خوابی یا اینکه.... الهی فدات بشم. نمیدونم چرا همش فکر میکنم خیلی خسته ای و حال نداری...آره؟؟؟؟اینجوریه که میگم؟؟؟؟؟  الهی قربونت برم من. رئیس عزیزه من خسته س.اگه اونجا بودم یه مشت و مال درست و حسابیت میدادم که لنگه ش تو مالزی و تایلندم پیدا نشه...حیف که نیستم...تک تک اون رگ های اعصابتو میگرفتم و از پانه پات میومدم بالا تا آخرین مهره گردنت.... حالا بماند که همزمان هم میخوردم میومدم بالا ولی یه حالی بهت میدادم خفن.... حیف که مثل همیشه حسرت به دل موندم... ولی قول که هر شب اینکارو برات انجام بدم...دوست دارم نگاری.

چه زیباست!

                     نوشتن وقتی میدانی او میخواند,

 چه زیباست!

                     سرودن وقتی میدانی او میشنود,

چه زیباست !

                   دیوانگی برای او وقتی میدانی او میبیند.

عاشقتم نگار. تو واسه خودمی مگه نه، تو خودت گفتی. من میدونم که نگار وقتی یه حرفی میزنه سرشم بده از حرفش برنمیگرده.خیلیم مواظب خودت باش.مواظب نینیمونم باش.

دوست دارم نگاری.

عاشقتم نگاری.

میپرستمت نگاری.

دیووووونتم نگاری.

میمیرم برات نگاری.

چاکرخاتیم بیشرف.

نگااااارییییییی جوووووووونم خییییییییلیییییییی دووووسسسست دااااااارم٪

یکشنبه هفتم تیر 1388 |

 

بخدا عااااااااااشقتم نگاری.....

عزيزم                                                                                                                            بازهم برای تو مینویسم تا بدانی که یادتو در لحظه لحظه من جاریست.
باز هم از دیوارهای فاصله عبور میکنم ودر ژرفای لحظه باتوبودن گم میشوم و در آن لحظه رویایی اوج، در دریای بی پایان چشمانت غرق میشوم تا در آن لحظه در نگاه تو گم شوم تا خودم را بیابم واز زندان لحظه های بی تو رها شوم.....شاید بتوانم به رویای با توبودن برسم

و چه رویای شیرینی است رویای با توبودن رویایی که دست من را به دستان گرم تو میرساند.آنگاه من در گرمای وجود تو ذوب میشوم در آن زمان دیگر زبان از سخن گفتن عاجز است.

در این رویای دلنشین تنهای دلهای ما هستند که باهم نجوا میکنند، گویی از پیوند دستهای ما روح ما هم به هم پیوند خورده

و چه زیباست رویای با توبودن......."

دوست دارم.

عاااااااشقتم نگاری.

میپرستمت.

میمیرم برات.

دیوووووووونتم.

نگاااااارییییییی جوووووونم خیییییلیییییی دووووسسسست داااااارم٪

یکشنبه هفتم تیر 1388 |

 

نگاری ؛غمم از وحشت پوسیدن نیست غمم از زیستن بی تو در این دشت پر از دلهره است...

سلام نگاری جووووونم. صبحت بخیر پرنسس. خوبی قربونت برم الهی دیشب خوب خوابیدی؟  مطمئناً الان خوابی... خدا کنه راحت خوابیده باشی و چیزی باعث نشده باشه که بد بخوابی. تا ظهر بگیر بخواب، نه اصلاً تا هر وقت که دوست داری بگیر بخواب.نگاری خوبی؟بهتری؟ دیشب خیلی خسته بودی.... نمیخوای بگی کجا رفته بودینن؟نه نه اگه دوس داری بگو .نه اصلاً اکه یه وقت اذیت میشی نمیخواد بگی..... نگاری خوبی؟ چه خبر؟الهی قربونت برم خانوم گلم. نگاری تو این چند روزی که نبودی میدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود... وای خیلی بد بود.... نگاری  دلم خیلی برات تنگ شده بود... آخ نگاری  تو چی هستی که اینجوری من دیووووونه وار دوست دارم و عاشقتم....  وقتی میگم فرشته ای واقعاً میگم فرشته ای چون هستی نگاری خیلی دوست دارم... تو مسیر که داشتم میومدم چشمامو بسته بودم و داشتم به تو به دائی به اینکه چرا دائی اینهمه مخالفه فکر میکردم.... چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نگاری جووووونم الهی فدات بشم من، با گرما چیکار میکنی؟ اذیتت که نمیکنه؟ الهی من فدات بشم. نگاری واسه بار 1000 معده ت چطوره؟ جای جراحیت چطوره؟ بازم اگه خواستی جواب نده ولی بدون که منتظر شنیدن جوابم.کمی سرم از دیروز درد میکنه نمیدونم چرا ولی  مهم نیست.
مامانینا عد از امتحانای بهی و خوب شدن مامان سوری واسه تعطیلات میرن اونطرف پیش عمو اینا.
امروز میرم قزوین پیش حاجی شیردست تابهش بگم  به حسین بگه تا برم اونجا پیشش. اینجا هیچ چیزه خوبی بجز خاطره هائی که با تو داشتم و دارم رو واسم نداره.دیشب گفتی دلت واسه خودت تنگ شده، منم دلم خیلی برات تنگ شده بیشرف... نگاری آخرین هفته اردیبهشت خیلی هفته بدی بود... یکی تا میتونست اشکمو درآورد... خیلی دوس داشتم اونجا بودی و جوابشو میدادی.... انقدر بد حالمو گرفت که نفهمیدم خرداد از کجا اومد و کجا رفت... خودمو تو برنامه های تلویزیون و مناظره خفه کرده بودم تا کمتر بهش فکر کنم ولی نمیشد. نگاری اگه تو نبودی من نمیتونستم طاقت بیارم.مرسی از اینکه هستی نگاری...مرسی.
من هیچ چیزی ندارم که لایق تو باشه نگار برزگر.... هیچی بجز دلم، عشقم، احساسم،صداقتم...
نگاری بیشرک مهوشیم چطوره؟ میدونی چند روزه ازش خبر نداشتم.دلم براش تنگ شده بود. نگاری تو سفر که اذیت نشد؟ نگاری توروخدا مواظبش باشی آآآآ.اینهمه اذیتش میکنی بعد که اون اذیتت میکنه تو ناراحت میشی. نگاری جوووووونم میمیام چطورن؟میدونم که اونا تو این چند روزه حسابی تحت فشار بودن و اذیت شدن. کمی بهشون استراحت بده و بذار آزاد باشن...دوسشون دارم.فدای اون عکس العملاتون بشم من.بوووووووووووووس. دست و دلم بکار نمیره اصلاً حوصله ندارم. یه نقشه آوردن گذاشتن جلوم واسه اصلاح.انگار منو بعنوان نقشه کش آوردن.اینام دیگه شورشو درآوردن.نگاری من ظهر میرم قزوین.احتمالاً تا موقع برگشت به نت دسترسی ندارم که بخوام بنویسم. الهی فدای پرنسس خوشگل و خواب آلوم بشم من.نگاری خیلی دوست دارم.
نگاری توروخدا مواظب خودت باش.
نگاری من خوبم فقط  کمی دلم گرفته و کمی دلم برات تنگ شده.بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس نگاری ناراحت نباش، باشه؟ وقتی تو خوب نیستی بطور اتوماتیک رو من اثر میذاره....
نگاری من پای تعهدی که دارم وایسادما سفت و سخت. به حرف هیچکسیم کار ندارم فقط تو واسم مهمی و ارزشمندی.نگاری خیلی دوست دارم.
عاااااشقتم.
دوست دارم.
میمیرم برات.
دیووووونتم.

نگاااااریییییی جوووووونم خییییلیییی دووووسسسست داااااارم%


 

اما...

می دونی چه جوری دارم اين روز ها رو تحمل می کنم

با فکر کردن به لحظه ای که دوباره می بينمت

لحظه ای که اون نگاه قشنگت به نگاه من می افته.

نگاهی که برام هميشه پر از شرم و حيا بوده

پس بازم ثانيه ها رو می شمارم
اردیبهشت: شاید شما دلتان می خواسته كه آخر هفته تعطیلات بیشتری داشته باشید، اما شما باید صبر داشته باشید وگرنه یك روز خوب را به طور كامل خراب خواهید كرد. به جای صحبت كردن در مورد اتفاقات بدی كه افتاده است، عصبانیت خود را به عملكردی صحیح تبدیل كنید. به كارهایی كه می توانید برای بهتر كردن زندگی تان انجام دهید فقط فكر نكنید، بلكه این كارها را همین الان انجام دهید. اگر شما از نارضایتی خودتان نكته مثبتی را بیاموزید، قادر خواهید بود كه در روزهای بعدی بیشتر لذت ببرید.
مهر: امروز ممكن  است یكی از دوستان یا همكارلنتان خیلی پرادعا و پرخاشگر به نظر برسد، و این موضوع داشتن یك گفتگوی مهم را سخت می سازد. شما نمی خواهید آسیب پذیری احساسی خود را در مقابل منفی بافی یك نفر دیگر آشكار كنید. اگر به نظر می رسد كه این مورد برای شما مثل افراد دیگر است پس در مقابلش حالت تدافعی نداشته باشید و دیوارهایی كه دور خود كشیده اید را خراب كنید. سعی كنید كه منشأ عصبانیت این فرد را تشخیص داده و بعد بببنید كه ادامه بحث به كجا می كشد.

بیقرار ديدنت بودم وقتی که تو را ناگهان در مقابلم ديدم. چه زيبا بودی 

 چه خواستنی بودی  همان بودی که برای ديدارش بی تاب بودم.

 آری تو بودی  بهانه ی تپشهای قلب پريشان من.  امواج عاشقانه ی

 نگاهت تنم را گرم می کرد و می خواستم همه ی دنيا را همانجا

 و در همان لحظه متوقف کنم و جلوی گذشت زمان را بگيرم.

می خواستم همه ی دوريها و حسرتها را درست در همان يک لحظه

 جبران کنم. می خواستم غرق بشم در تو و هرگز برنگردم به ساحلی

 که بی تو خواهم بود در آن.

 حالا  من اينجا  باز هم فرسنگها دور از تو و نگاه عاشق و دستهای

 مهربان و لبهای پر عطشت برای بوسه.تنها نشسته ام و به تو می انديشم

 و از تو می نويسم.

لذت در کنارت بودن به حدی بود که حاضرم دوباره روزها و ماهها

 و سالها رنج دوری و حسرت را تحمل کنم به اميد ساعاتی تو را نفس

 کشيدن  تو را ديدن و تو را احساس کردن

از عمق جانم

یکشنبه هفتم تیر 1388 |

 

خوب بخوابی پرنسس رویائی من. بوووووووس

 

سلام نگاری جوووووونم. الهی قربونت برم من. الهی فدات شم.خسته نباشی عزیزترینم. چرا خوب نیستی نگاری؟ مگه چی شده؟ چرا حال همه رو گرفتی؟ میدونی این شعرو واسه چی نوشتم. چشمام پرن. میدونی چرا این شعرو نوشتم؟؟؟؟ ..... الهی فدات بشم نگاری... نگاری حالا این ناشی بودن تو ناز کشیدن رو هی بگو آآآآ. نگاری میدونی چیه: تا صبح هزار بار قربون صدقه ت اگه بگم میرم کم نگفتم ولی خوب .... آخه پرنسس رویائی من، میشینم و به آُسمون نیگا میکنم و میگم الان نگار اینکارو میکنه نه نه داره اینکارو میکنه نه نه شاید الان اینکارو میکنه... انقدر به ماه نگاه میکنم که بعضی وقتها فکر میکنم که اونم شاکی شده. دیشب هلالش خیلی خوشگل بود نمیدونم دیدی با نه. بخودم داشتم میگفتم نگا ماه هم لاغر کرده و این جریان لاغری و ساکشن به ماه هم سرایت کرده ولی چقدر خوشگل شده بعد پیشه خودم فکر کردم که نگار من میشه الان ماه رو نگاه کنه؟؟؟؟  آخ نگاری نمیدونم چی بگم و از کجا بگم... ولی از هر جا بگم به اینجا میرسم که بدون تو نمیتونم.نگار من بچه نیستم.من آدم ندیده نیستم. من از رو هوس حرف نمیزنم. من توهم نزدم. من دروغ نمیگم.من ترحم نمیکنم. من .... چی بگم که خودت همه چی رو میدونی... خودت میدونی که چقدر دوست دارم و عاشقتم...نگاری یه روز زهرا حسینی بهم گفت تو فکر میکنی که محترمانه داری اونائی که بهت ابراز علاقه میکنن رو به هوای اینکه خوشت نمیاد دک میکنی که یه وقت بهشون ضربه روحی نخوره خیلی با معرفت بودی که هیچوقت فکر سو استفاده از اونارو نداشتی ولی با اینهمه راحت حرف زدنات و خندیدنات و طرز برخوردت که انگار داری قیافه میگیری بد میزنی تو پرشون.پارسال زهرا هم با ما  تو سفر بود وقتی با تو حرف میزدم... نگار تو تابستونی تک تک اونائی رو که رد کرده بودم رو بجز یکیشون به اسم سمانه حاجی پور رو پیدا کردم و رفتم سراغشون و ازشون معذرت خواهی کردم.از ۱۴/۴ دوباره متولد شدم و شدم یه آدم دیگه.از اون آدم قبلی بعضی از خصوصیاتشو دوس داشتم  ولی دفنش کردم رفت... نگاری من چند روز دیگه یک سالم میشه...فکر کن... یک سال... نگاااارییییی اون آهنگ محسن یگانه واسه آدمای مورد داره، قربونت بشم تو همون آهنگای دائی رو گوش کن و نمیخواد ایرانی گوش کنی.

من که میدونم تو چه بیشرفی هستی... من که میدونم تو چه موجودی هستی.عاشقتم نگار... تو قدیسه یِ من نه اونا.تو هر چی که هستی واسه منی...میدونم نگار چقدر فرق کردی... از رو نوشتنات. خودت اگه مقایسه کنی میبینی چقدر نوشتنت عوض شده... بیشرف تو خوشگلیت که حرفی نیست لنگه نداری دختره یِ لووووس دیوووونه.میمیرم برات عشق من.... واسه من دعا میکنی که آروم شاد باشم اونم بدون تو؟؟؟؟ من اگه از این دعاها میکنم حق دارم ولی تو چی؟ اصلاً...

تو

بزرگترین سئوا لی

که تا امروز بی جوابست

مثل خورشید ، مثل دریا

تو

صمیمیت آبی

برای شستن جراحت

...

تو را از صدای قلبم

لحظه به لحظه شنیدم

تو را حس کردم در نبضم

من تو را نفس کشیدم

تو

غائب همیشه حاضر

تو را باید از که پرسید؟

تو را باید با چه سنجید؟

سوزنم، شعاع خورشيــد و نخم، رشته يِ بارون.
با حــريـر صبح روشن، مي دوزم پيرهن الوون،
واســــه تو: بچه يِ نادون.

نگار شیطون بیشرفم، نگار شلوغ و همه فن حریفم، نگار تک و یه دونه م، نگار لووووسِ دوردنه یِ من، عاااااااااشقتم.میمیرم برات نگار... بهت قول دادم که برات بمیرم مگه نه...مطمئن باش بقولم عمل میکنم. منم دلم بجز تو برای هیچکس تنگ نشده واسه هیچکس، فقط واسه تو... آخه آخه من دلم شیش دونگ واسه تو شده دیگه!!!! من که دیگه متعلق بخودم نیستم که، من دیگه زن و بچه دارم. من آدم متعهدیم نگار، اینارو که خودت خوب میدونی.... دوست دارم نگاری ، عاشقتم. بیشرف بدون من سه ساعته چپیدی تو حموم  چیکار میکنی؟؟؟؟؟ ای بیشرف

نگاری چی شد که اینقدر بی حوصله ای؟ چه اتفاقی افتاد که اینجوریت کرده؟ نگاری توروخدا مواظب خودت باش. نگاری اگه چیزیت بشه من میمیرما حالا خود دانی... میرم سمت آپارتمان... همونجوریم که دوس داری میشنم عین شبهای قبل، تازشم نگار من عزیزه گوشت تنش لذیذه ببین ممش چه ریزه قره کمرش میریزه رو میخون اونم نه یه بار نه دو بار ۴ بار میخونمش....

نگاری شام بخور بعد بخواب باشه.نگاری این لالائی رو همیشه مامان بزرگم واسه بهزاد میخوند. بعضی وقتها که حسودیم میشد و میدیدم که واسه من نمیخونه یه دعوا راه مینداختم و شلوغ میکردم یا باید واسه دوتامون بخونین یا اینکه نباید بخونین... نمیدونم چی شد که یه دفعه یادم افتاد...


لالالالا، لالالالا، لالالالا.

پيشونيت آينه يِ نقره س، دو تا چشمات دو تا شمعدون.
حـالا شعما رو خاموش كن، بسه مهتــابِ تو ايوون!
قد و بـــالاي تو رو قربون.
لالالالا، لالالالا، لالالالا.

اي لبات برق و گيسات اَبر و چشات نم نم بارون!
تا نخوابي تو، بيدارم، تا سپيده تا خروســـــخون،
مي خـونم از دل و از جون.
لالالالا، لالالا

اي تـــو خواباي منو، مثل گيسات كرده پريشون،
من خدا رو مي بينم، تو چش تو، بچّه يِ شيطون.
پشت پلكات او نــه پنهون.
لالالالا، لالالالا، لالالالا.

زندگي جنبشه، حتــي خوابيدن مشكله بي اون.
تو با گريه ت ميگي: گهواره مو آهسته بجنبون!
منو اين جوري بـــخوابون.
لالالالا، لالالالا، لالالالا

باشه هر چی تو بگی. دیگه قاطی چیزی نمیشم.نگاری بجون خودت من همیشه قربون صدقه ت میرم... چون تو خوب نیستی منم خوب نیستم و اصلاً حوصله ندارم...

شب خوبی داشته باشی و راحت بخوابی. فقط بذار منم کنارت دراز بکشم، باشه؟؟؟؟

دوست دارم.

عاااااااشقتم نگاری.

میپرستمت.

میمیرم برات.

دیوووووووونتم.

نگاااااارییییییی جوووووونم خیییییلیییییی دووووسسسست داااااارم٪

  

شبانه های ممتد در پس روزای همیشگی ...

چه بسیار میان و میرن ...

آدما رو ببین که هر کدوم دارن با دغدغه های خودشون سرو کله می زنند ...

هرکی توی فکر امروز وفردای خودشه ...

این وسط تکلیف عشق معلوم نیست ...

یکی میگه عشق کو ؟

یکی میگه عشق مرده ...

یکی میگه عشق دروغه ...

اما دل عاشق من یه چیز دیگه میگه ...

من عاشق شدم وبا احساس عاشقی دنیا رو رنگ دیگه نقاشی کردم ...

من عاشق شدم و به خودم رسیدم ...

من عاشق شدم وبا عشق شبانه هام بوی تن تو گرفت ...

من عاشق شدم تا زندگی رو تازه تر ببینم ...

زیباتر از لحظه های عاشقی نیست ...

چه زیباتر از این حس که احساس کنی در همون هوایی نفس می کشی که یارت هم نفس می کشه ...

زیر همون آسمون راه میری که رویای بیدارت هم داره همون جا راه میره ...

عاشقی رو با گفتن نمی شه توصیف کرد که باید عاشق بود تا فهمید ...

حالا توی فکر لحظه های همقدم شدن با همنفسم هستم ...

امروز روز ما شدن من و یاره ...

 

 

 

 

 

 

وقته خوب وعده گی

 

 

 

تازه تر از همیشه باش

به وقت خوب ماشدن

سکوتو یک ترانه کن

برای همصدا شدن

 

تازه تر از غنچه وبرگ

تازه تراز سپیده باش

رنگی تراز  رنگین کمون

باغ خزون ندیده باش

 

به وقت وعده گی بزن

به کوچه ی عشق وخیال

پر کن ترانه رو پراز

حس رسیدن به محال

 

تو پچ پچ ثانیه ها

ساعت واز گذر بگیر

بذارکه وقت ما شدن

تا همیشه بشه اسیر

 

تازه تر از همیشه باش

برای من که با توام

به وقت خوب وعده گی

فاصله ها رو می شکنم

 

گلپوش تر از دشت گلا

زلال تر از ترانه باش

به حرمت قرار عشق

نسیم عاشقانه باش

 

طلوعی باش برای من

شعر غروب غصه باش

ستاره تر برای ماه

پایان خوبه قصه باش

 

 

 

 

 

وقتی تو رو می بینم نفسم پر میشه از بوی تن تو ...

بوی یاس ونرگس و مریم ...

دلتنگی از همون جداشدن من وتو شروع میشه تا لحظه دیدار دوباره ...

کاش وقته ما شدن تموم نمی شد ...

اما امید به دیدار فردا نمی ذاره که دستخوش غم بشم ...

منتظر تموم فرداها می مونم ...

 

 

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

 میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !

تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!

تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛

هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !

 براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد

و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد

 تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم

 از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

شنبه ششم تیر 1388 |

 

عشق يعني دست در دست نگار عشق يعني ارزو يعني اميد

سلام نگاری جوووووونم خوبی قربونت برم الهی. خوبی عزیزم.حالت چطوره قربونت بشم الهی. خوبی فدات شم؟ الهی دورت بگردم پرنسس، الهی فدات شم نگاری. نگاری دلم برات خیلی تنگ شده... خیلی دلم گرفته.... نه دوش نگرفتم... رفتم دراز کشیدم و خوابم برد تا الان و همونجوری پا شدم و اومدم  نت... خیلی دلم گرفته نگاری.....

تو رو خواستن تا هميشه..... گريه و اشک شبانه

تو مي دوني تا هميشه..... من به ياد تو مي مونم

هرچي که ترانه دارم ..واسه ي چشات مي خونم

واسه داشتن دستات.... لحظه هام پر از بهونه اس

ديدن صورت ماهت....... ...يه خيال عاشقانه اس

بي تو من هيچي ندارم.. پيش چشمات کم مي يارم

اگه تو بخواي مي ميرم جون به دستات مي سپارم

لحظه ها مو با حضورت ..عاشق وترانه خون کن

با نگاه پاک و معصوم........ دل سردمونشون کن

تو مثه اب و نفس باش.... واسه اين عاشق مجنون

رو تن اين خاک تشنه........ تو ببار هميشه بارون

نگاری جووووونم چیکار میکنی؟ چی پوشیدی؟ خوابیدی یا بیداری؟ خونه ای یا بیرونی؟ معده ت چطوره؟ نگاری دلم برات خیلی تنگ شده. بغض تو گلومه نمیدونم چرا اینجوری شدم، میدونمااااااا آخه آخه دلم برات خیلی تنگ شده... نگاری خوبی؟ از ۴شنبه ای که اونجوری با من حرف زدی تا الان اگه بدونی چه حالی دارم... نگاری جوووووونم من دوست دارم. نگاری بخدا من بجز اینکه برم شرکت و بام و بیام نت، خدا شاهده هیچ جائی نه میرم نه کاری میکنم و نه اینکه هر کاری که تو مد نظرِ دائیِ. نگاری بخدا من بجز تو و رسیدن به تو و تلاش برای شادی و خوشحالی تو به هر بهانه ای،کارِ دیگه ای نمیکنم، خدا شاهده. خدا کی میخوای یه کاری کنی؟؟؟؟ وقتش نشده؟؟؟؟

من خوبم. نگاری اگه میای و میخونی بنویس، باشه؟؟؟؟

نگاری توروخدا مواظب خودت باش....

میرم نماز بخونم.چند دقیقه دیگه اذان میگن.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

دیوووووونتم.

نگااااااریییییی جووووووونم خیییییلیییییی دووووسسسست داااارم٪

تو آن جايي

و من اين جا

در اين فكر

كه تا چه حد دوستت دارم

 

در اين فكر

كه تا چه حد برايم با ارزشي

 

در اين فكر

كه تا چه حد دلتنگ توئم

 

تو آن جايي

و من اين جا

در اين فكر

كه تا چه حد در اشتياق ِ

بار ديگر

در كنار تو بودنم

 

در اين فكر

كه چگونه بيش از هميشه

قدر آن زمان

كه در كنار هم خواهيم بود را

خواهم دانست

 

دوستت دارم 

 

*

 

“I Miss You”

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

عشق يعني خواستن له له زدن                                                

    عشق يعني سوختن پر پر زدن                                 

         عشق يعني جام لبريز از شراب         

                عشق يعني تشنگي يعني سراب

                        عشق يعني لايق مريم شدن

                                عشق يعني با خدا همدم شدن

                                         عشق يعني لحظه هاي بي قرار

 

 

 عشق يعني صبر يعني انتظار                                                                      

        عشق يعني از سپيده تا سحر                                                           

                عشق يعني پا نهادن در خطر                                          

                          عشق يعني لحظه ي ديدار يار                     

                                   عشق يعني دست در دست نگار           

                                             عشق يعني ارزو يعني اميد

شنبه ششم تیر 1388 |

 

فاصله سزای ما نیست....

سلام نگاری جوووووونم. خوبی قربونت برم الهی. حالت خوبه  عشق من. الهی فدات بشم نگاری. حالت خوبه؟ خانوم گلم کجائی؟ دلم برات تنگ شده. خیلی حالم گرفته س. از ۴ شنبه ای که با اون حالت نوشتی تا الان ازت خبری نیست.... الهی من برات بمیرم... میدونم خیلی اذیتت میکنم میدونم.... نگاری آخه چیکار کنم...دوست دارم میفهمی؟؟؟؟ عااااااااشقتم حالیته؟؟؟؟ سرم درد میکنه. بهی زنگ زد و گفت امروز عروسی امیرِ میای دیگه؟ خندیدم گفتم نه. گفت من که میدونستم نمیای ولی گفتم یه زنگ بزنم شاید اومدی.... پیش خودم گفتم من هیچ جا نمیرم و هیچ کاری نمیکنم با هیچکسم دوس ندارم رابطه داشته باشم اینجوری پشت سرم قضاوت میکنن؛ اونوقت فکر کن، مهمونی های هفتگی خانواده و پارتی دوستان و عروسی بروچسز اگه میرفتم چی میشد.... اینجوری راحت ترم. درسته شاید حرفائیم بهم بزنن و آَ نخورده دهن سوخته بشم ولی اینجوری راحتم و اینکه خدا که اون بالا شاهده و میبینه من چیکار میکنم...همیشه بهت گفتم و بازم میگم: من هیچوقت نشده فکر کنم که چون تو نیستی کارائی رو انجام بدم و بعد بیام واست جانماز آّب بکشمو و ادای عاشق دلسوخته رو دربیارم؛ وای فکرشم اعصابمو بهم میریزه.من با تو دارم زندگی میکنم و هر کاری که میکنم تورو پیشه خودم حس میکنم و خدارو ناظر اعمالم میبینم.نگاری من صادقانه دوست دارم و عاشقتم.

کمی سرم درد میکنه البته میدونم که بخاطر گرماست. برم یه دوش آّب سرد بگیرم و دراز بکشم.

نگاری خیلی دوست دارم.بووووس.بووووس از همه جات.

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

دیووووووونتم.

چاکرخاتم بیشرک.

رها رو ببوس.

مواظب خودت باش.

مواظب نینیمونم باش.

نگاااااااریییییییی جوووووونم خیییییلیییییی دووووسسسست داااارم٪

با درد می نویسم

با درد می نویسم... فریادی هستم که به تو نمیرسم

دلم بهانه ی تو را میگیرد ...بی تو تنها و غمگینم

و حال نبودنت را تا اعماق وجود احساس می کنم

خاطرات زیبایمان را در ذهنم تکرار می کنم...خاطراتی که دیگر برای

تکرار انها فرصتی نیست

اینجاست که جز حسرت خوردن چاره ای نیست

شنبه ششم تیر 1388 |

 

اووووووه..... نیومدی؟؟؟؟؟

سلام نگاری جووووونم. خوبی قربونت برم الهی. ظهرتون بخیر باشه رئیس. خوبین؟ خانوم گلم خوبی؟ ناز گل من کجائی؟ چه خبر؟ خوبی؟ الهی فدات بشم من، قربونت بشم من که دلم برات یه ریزه شده... دوست دارم بیشرف. چه خبر؟ چطوری؟ نگاری جووووونم خوبی؟ نگاری چرا چیزی نمیگی؟؟؟؟؟ چیزی شده؟؟؟؟؟؟ زبونم لال بشه الهی.. خدا نکنه چیزی شده باشه. وای من که دیگه دق میکنم اگه چیزیت بشه. توروخدا مواظب خودت باش،باشههههه؟ الهی فدات بشم من که اینهمه تکی. نگاری بازم نت قطع و وصل میشه نمیدونم چرا باز امروز اینجوری شده.... بازم مثل اینکه شلوغ پلوغ شده... وای چقدر دلم برات تنگ شده.. نگاری بلغم میکنی؟؟؟؟؟؟ دلم برای بلغات تنگ شده خیلیم تنگ شده.... نگاری تو مواظب خودت هستی دیگه،مگه نه؟ تو مواظب نینیمونم باید باشی آآآآ. نگاری جوووونم الهی فدات شم، من خوبم. نمیخواد ناراحت من باشی، تو فقط مواظب خودت باش،باشه؟؟؟؟ الهی فدات بشم من. عشق من کی از خواب بیدار شده؟ عشق من چی پوشیده؟ عشق من چیکارا میکنه؟ معده ت چطوره؟ اذیتت که نمیکنه؟ الهی من برات بمیرم. نگاری استرس واسه زخم معده ت خیلی ضرر داره آ. توروخدا حرص نخور و عصبی هم نشو.من میرم نمازمو بخونم. الهی فدات بشم پرنسس صورتی پوش و خوشگل من.

دوست دارم نگاری.

عاشقتم.

میپرستمت.


دیوووووونتم.

نگااااریییییی جووووونم خیییییلیییییی دووووسسسست دااااارم%

شنبه ششم تیر 1388 |

 

دلم برات خیلی تنگ شده خیلی خیلی خیلی خیلی

شنبه ششم تیر 1388 |

 

دلم برات تنگ شده............................

سلام نگاری جوووووونم.صبحت بخیر باشه پرنسس رویائی و خوشگل و یکی یه دونه یِ من. خوبی عزیزم. خوبی قربونت برم الهی. چطور مطوری رئیس؟ الهی قربونت بشم من. الهی فدات بشم من. خوبی عشقم؟ دورت بگردم خانوم گلم. فدات بشم من.میپرستمت. خیلی میخوامت نگار برزگر. نگاری جووووونم خوبی؟ الهی فدات شم خانومم چه خبر؟ چیکارا میکنی؟ خوش میگذره؟ در چه حالی؟ چییییییییییی پوووووووووووشیدیییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟ دوس دارم بدونم،بعععععله دوس دارم بدونم عشقم چی پوشیده. بخدا واسم هیچ فرقی نمیکنه چون میدونم تو هر شرایطی باشه تکه ولی دوس دارم بدووووووووونم، دوس دارم دیگه، گیر نده. عااااااااشقتم نگاری. میپرستمت. نگااااریییییی جووووووونم کجائی؟ چیکار میکنی؟ از 4 شنبه ای تا حالا نیومدی آآآآ. حالت خوبه؟؟؟؟؟؟؟ دلم برات خیلی تنگ شده...

منم بد نیستم،مرسی. نمیدونم چرا از صبح کمی سرم درد میکنه، چیزه مهمی نیست. زنگ زدم به مهدیه کارش داشتم فهمیدم که آپاندیسیت شده و جراحی کرده.یاده عید افتادم... دلم گرفت... مهدی هی میگفت چرا حرف نمیزنی چرا ساکت شدی...چیزی شده. من عمل کردم تو چرا صدات درنمیاد... آره واقعاً صدام درنمیومد نگاری... اراک بستری شده. از اینجا رفت بوده اونجا و بعد... بهشگفتم نمیتونم بیام ملاقاتت. گفت عیبی نداره همین که زنگ زدی خودش کافیه. بهش گفتم مهدی اگه تهران هم بودی نمیومدم ملاقاتت. درسته وکیلمی ولی نمیومدم. مهدی گفت چیزی شده فرهاد؟ گفتم نه. تو که میدونی من هیچ جائی نمیرم و هیچ کاری نمیکنم ولی نمیدونم چرا دائی فکر میکنه من دارم خوش میگذرونم. مهدی فکر میکرد من دائی خودمو دارم میگم و دلداریم میداد که ای بابا خوب آخه یه پسر تو سن و سال تو خوب معلومه که همه همچی فکری میکنن. البته اگه کسی تو این مدت تورو دیده باشه که تارک دنیا شدی همچی حرفی نمیزنه. بعد هی میگفت نمیتونم بخندم بخیه هام درد میکنن. بعد بهم گفت فرهاد بدعاشق شدی،بد خیلی بد.مواظب خودت باش .راس میگه نگاری، من عاشقت شدم اونم وحشتناک خیلی دوست دارم... اینو چند وقته پیش تو یه متاب خوندم یادم نمیاد کجا ولی چون خوشم اومد یه گوشه ای نوشته بودمش، الان یه دفعه یادم اومد و تقویمو ورق زدم تا پیداش کردم...

چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم؟؟ خانه اش ویران باد

نه امپراتورم 

و نه ستاره ای در مشت دارم

اما خودم را با کسی که خیلی خوشبخت است

 اشتباه گرفته ام

به جای او نفس می کشم

راه می روم

غذا می خورم

می خوابم و….چه اشتباه قشنگ و دل انگیزی!

 امروز از خودم پرسیدم که عاشقم؟و بعد فکر کردم که آره عاشقم…باتمام وجودم، با هر ذره کوچیکی که توی قلبمه عاشقم.من یک عمره که عاشق توام…هزار سال …بیشتر شاید دو هزار سال…از همان روزی که مریم دنبال مسیح راه افتاد، نه قبلش از اون روزی که زلیخا  جامه یوسف رو درید.نه قبلش حتی…از همون  روزی که حوا آدم رو فریفت..می بینی؟همیشه برای تکمیل داستان ها یک زن لازم است…برای اینکه اسطوره ها اسطوره بشوند…یک زن لازم است…و من می خواهم تو زن قصه من باشی…عاشقت هستم؟آره. من با تمام برادران اسطوره ایم،عاشقت هستم.

تو حضور مبهم پنجره ها
روبروم ديواراي آجريه
خورشيد روشن فردا مال تو
سهم من شباي خاكستري
توي اين دلواپسي هاي مدام
جز ترانه هاي زخمي چي دارم
وقتي حتي تو برام غريبه اي

سر رو شونه هاي بارون مي ذارم

تا نفس تو سينه پر پر مي زنه
باورم كن كه فقط باور تو
مي تونه قفل قفس رو بشكنه
منم مو يه اسمونه بي دريغ
منم مو يه كوره راه نا گزير
اي ستاره شباي مشرقي

پر پرواز من و ازم نگير.........

دائی چطورن؟ حالشون خوبه؟ از رها کوچولو چه خبر؟ سلام برسونین.

دلم برات خیلی تنگ شده... نگاری توروخدا مواظب خودت باش....

دلم گرفت... دوست دارم نگاری خیلی دوست دارم کاش میدونستن که ... مهم اینه که تو میدونی.

دوست دارم.

عااااااااااشقتم عشق من.

میپرستمت خانوم گلم.

دیوووووووونتم.

میمیمرم برات پرنسس.

نگااااااااریییییییی جوووووووونم خییییییییلیییییییییی دووووسسسست داااااارم%

یه بار دیگه سلام....سلام نام خداست...و خدا اینجاست با همه مهربونیش

 

دعا کن ...مکث نکن بخواه.و بدان! آن خدایی که گنجینه های اسمان ها و زمین به دست اوست وقتی به تو اجازه دعا داده است یعنی که اجابت را برعهده گرفته است.

 

ووقتی که فرمان داده است که:

از او بخواهی یعنی بنایش بر عطا کردن است.

و از او طلب بخشش کنی یعنی اراده اش بر بخشیدن است....

 

پس نیازهایت را از او بخواه رازهایت را با او درمیان بگذار گلایه ها و شکوه هایت را نزد او ببر برطرف شدن غمهاو غصه هایت را از او طلب کن و در کارهایت از او مدد بگیر....

 

مکث نکن! همین حالا همین حالا اگه شده فقط یک کلمه با خدا حرف بزن. حتی اگر فقط بگی سلام اون سلام ات رو با هزار عشق پاسخ می ده.

بخواه ...ازش بخواه

نگاری  ازش بخواه....

شنبه ششم تیر 1388 |

 

ببخش اگه کمــم ولی، زيادی عاشقت شـــــدم ...

سلام نگاری جووووونم.شبت بخیر. خوبی خانوم گلم. خوبی قربونت برم الهی. چطوری رئیس یکی یه دونه یِ من. نازتو برم فرشته کوچولوی ناز و خوشگل من،عاشقتم پرنسس.چطوری؟ کجائی  نگاری که نیومدی؟ حالت خوبه؟ خوبی؟ دلم برات تنگ شده.... مهوشیم خوبه؟ الهی فداش بشم من.الهی قربونش بشم من. دوسش دارم نگاری.دختر کوچولوی توپولیمو دوسش دارم.مواظبش باش.نینیمون چطوره؟ خوبه نگاری؟ نگاری هنوز که حرکتش رو حس نمیکنی؟ نگاری حالت تهوع چی، داری؟ الهی فدات بشم من. عاشقتم عشق من. عاااااااااشقتم. میمیرم برات.میمیامم خوبن؟ آزاد باشن آآآآ یادت نره؟ قربونت بشم من. عاشقتم. میپرستمت.نگاری جووووونم خوبی؟ نگاری کجائی که نیومدی و ننوشتی؟ نگاری از مسافرت اومدی یا نه؟ وای چقدر دلم برات تنگ شده....

می دانم روزی از کوچه دل تنگی هایم گذر خواهی کرد
من آن روز کوچه را با اشک هایم آب خواهم داد
تا بوی خوش آمدن تو همه را با خبر کند
و به انتظار دیرینه من پایان دهد
و من تو را
حضورت را
حتی دوست نداشتن هایت را
در سینه ام
در خیالم
در روحم
حبس خواهم کرد

نگاری توروخدا مواظب خودت باشی آآآآآ.پرنسسم میپرستمت.عااااااااسقتم نگاری....بووووووووووس.

بلغم میکنی؟؟؟؟

نههههههههه؟؟؟؟؟

چرا؟ یعنی با من قهری؟؟؟؟؟ آخ خ خ خ خ خ ...............................

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

دیوووووونتم.

چاکرخاتیم بیشرک.

نگااااااارییییییی جووووووونم خیییییلیییییی دووووسسسست دااااارم٪

تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است     

 پس همیشه امید داشته باش

پرواز در هوای خيال تو ديدنی ست

حرفی بزن که موج صدايت شنيدنی ست

شعر زلال جوشش احساس های من

از موج دلنشين کلام تو چيدنی ست

يک قطره عشق کنج دلم را گرفته است

اين قطره هم به شوق نگاهت چکيدنی ست

خم شد- شکست پشت دل نازکم  ولی

بار غمت ـ عزيز تر از جان ـ کشيدنی ست

من در فضای خلوت تو خيمه می زنم

طعم صدای خلوت پاکت چشيدنی ست

تا اوج ، راهی ام  به تماشای من بيا

با بالهای عشق تو پرواز ديدنی ست

اگه تو رو دوســت دارم خيـــلی زياد، منو ببخش 
           اگه تويی اون که فقط دلم می خواد، منو ببخش

                             اگه دلم تنگ می شه خيــــــلی برات، منو ببخش 
                             اگه نگام گم می شه تو شهر چشات، منو ببخش

           منــــو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمارم
           اگه همش پيش همه بهت می گم دوست دارم 

                               منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مـــــــی چينم 
                               منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب مــــــی بينم

           منو ببخش اگه برات، ميميرم و زنده مــــی شم
           اگه با اين ديونگی هام پيش تو شرمنده میشم 

                                منو ببخش اگه تو رو می سپارمت دست خــــــدا 
                                اگه پيش غريبه ها به جای تو می گم شــــــــــما

           منو ببخش اگه واسه چشمای تو خيلی کمـم
           تو يه فرشته ای و من، خيلی باشم يه آدمــم

                                 منو ببخش، من نمیخوام تو رو به ماه نشـون بدم 
                                نشونی تو، نه به شب و نه دست آســــمون بدم

             منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم 
   ببخش اگه کمــم ولی، زيادی عاشقت شـــــدم    

جمعه پنجم تیر 1388 |

 

کی میای خانوم گلم؟؟؟؟

سلام نگاری جووووونم خوبی قربونت برم الهی.فدای پرنسس یکی یه دونم بشم من. عاشقتم عشق من. نگاری گشنم بود ولی هیچی میلم نکشید که بخورم. از دوباره برگشتم نت. حالا میرم یه دفعه شام میخورم دیگه. خوبی قربونت برم الهی.منم خوبم. نگاری الان تمامه سایتها اعلام کردن که حسن خمینی هم به صف مخالفای دولت اضافه شده و کار بالا کشیده. اصل خبرو واست مبذارم تا بخونی(سید حسن خمینی نوه آیت‌الله خمینی به معترضان نتایج انتخابات و سرکوب‌های اخیر پیشنهاد کرد که در مرقد بنیادگذار انقلاب گرد هم آیند. پیشنهاد نوه آیت‌الله خمینی را خبرگزرای‌های روسی زبان ریا نووستی و فرست نیوز منتشر کردند.خبرگزاری ریانووستی (روسیه) و "فرست نیوز" (جمهوری آذربایجان) پیش از ظهر جمعه پنجم تیر نوشتند: حسن خمینی نوه آیت‌الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به صف مخالفان دولت پیوسته و پیشنهاد کرده است که فعالان لیبرال را در آرامگاه امام خمینی پدر بزرگ خود در جنوب تهران جمع کند.ریا نووستی ضمنا به نقل از روزنامه ایزوستیا نوشت: «آیت‌الله منتظری نیز که به خاطر انتقادات خود از مقامات کشور تحت بازداشت خانگی است، به حمایت از مخالفان احمدی‌نژاد برخاسته است. منتظری خواستار تشکیل دولتی راستگو شد تا بتواند کشور را از بحران کنونی خارج کند. وی به آیت‌الله خامنه‌ای و احمدی‌نژاد هشدار داد که رژیم‌ها هرچقدر هم مقتدر باشند، اگر تظاهرات مردم را سرکوب کنند، سقوط خواهند کرد».)

 معلوم نیست چی میخواد بشه؟

نگاری جووووونم خوبی؟ ببین از پریروزه که ننوشتی آآآآ، یادت باشه بیشرک !

دوست دارم عشق من.

بوووووووووووووس + کلی بلغ محکم

دوست دارم.

عاشقتم.

میپرستمت.

دیوووووونتم.

چاکرخاتیم بیشرف.

نگااااااریییییی جوووووونم خیییییییلیییییی دووووسسسست داااااارم٪

1*
2

3
4
5
6
7
8
9
10
11
999
1000
5000
9999
10000
99999
100000
999999999
9999999999999999999999
تا کي مي خواي بشماري؟ بيشتر از اينا دوستت دارم

جمعه پنجم تیر 1388 |

 

خانه دوست کجاست؟

سلام نگاری جووووونم. خوبی خانوم گلم،خوبی قربونت برم الهی؟ چه خبر؟ خوبی نگاری؟ نگاری جووووونم کجائی عزیزم؟ چرا نیومدی؟ حالت خوبه؟ کمی استرس دارم.نمیدونم چرا حس میکنم خوب نیستی؟ آره نگاری؟ ایشالله زبونم لال بشه تازه عروس خوشگل صورتی پوش من.تو باید خوب باشی. تو خودت بهم گفتی میخوای بهم نشون بدی یه زن خوب، یه دوست دختر خوب،یه دوست خوب یعنی چی یادته نگاری؟ مگه میشه یادت نباشه و یادت رفته باشه؟ نگار من هیچوقت خرفی رو الکی نمیزنه. مطمئنم انقدری مطمئن بوده که اینجوری گفته... نگاری توروخدا مواظب خودت باش، باشه؟ نگاری اگه چیزیت بشه من میمیرما!!!!!!!! نگی نگفتی!!!! میدونی که استعدادشو دارم. تو این چند روزم انقدر مرگ و میر دیدم که دیگه واسم عادی شده،پس توروخدا مواظب خودت باش.مواظب نینیمون باش. مواظب دختر کوچولومون باش. نگاری یادت نره که اول اسمش حتماً باید از (ن) باشه،فقط (ن). الهی فدات بشم من، الهی قربونت بشم من. میپرستمت نگاری. بخدا تمامه زندگی من توئی. تمامه لحظه های من از تو پر شده. تو تمامه لحظه های و ثانیه های زندگی من هستی و داری رئیسی میکنی و من عین یه عاشق دارم باهات زندگی میکنم. نگاری من عاشقم، عاشق تو. چرا درک این موضوع اینهمه واسه بقیه سخته. نمیخوام قصه باشه و تبدیل به قصه و خاطره بشه، نگاری دوست دارم. دوست دارم بیشرک.... خوب دیگه چطوری؟ نگاری رفتم دوش گرفتم و زیر دوش چند دقیقه ای نشسته بودم... آب از بالا میخورد تو سرم با فشار زیاد... اولش اذیت شدم ولی بعد که به ریتمش عادت کردم دیگه سنگینیشو رو سرم حس نمیکردم.همینجوری میومد و میومد و میومد و میومد.... تو خونه قبلیمون یه وان بزرگ داشتیم خیلی حال میداد. همیشه تا از باشگاه میومدم اگه مامان خونه نبود با لباس میرفتم تو وان . از اونجائی که خیلی زرنگتر از بهزاد بودم سه سوت لباسامو مینداختم تو لباسشوئی و میسشتم و انگار نه انگار... مامان غد غن کرده بود کسی با لباس بره تو وان. بهزاد همیشه زیرآب میزد ولی هیچوقت مامان منو با لباس تو وان ندید.... اینجا هم همینطور... بعضی مواقع با لباس میرم زیر دوش و چند دقیقه ای همونجوری وایمیسم و بعد لباسامو درمیارم... البته این لباس درآوردنم با اون لباس درآوردن خیلی فرق میکنه.. اونجا یه آدم مجرد اینجا یه آدم متعهد و با خانواده و صاحب زن و بچه.... عاشقتم نگار... بعضی مواقع تجسم میکنم اگه تو اینجا بودی .... وای سیا بی خیال دیگه.. تو احساس میخواد رو دست مهوشی بلند بشه ولی نمیتونه که!!!!!! گشنم شده. تو این مدت اشتهام خیلی کم شده. آخه آخه مگه میشه با دیدن این صحنه ها و یادآوریش چیزی خورد... ولی الان گشنمه عین یه خرس. شوخی کردم هیچوقت غذام زیاد نبوده و پر خور نبودم. خیلی غذام کمه. البته نه به اون شدتی که فکر کنی آآآآ. ولی قول میدم که تورو دسته بخورم و قورت بدم. نه قورت نمیدم ولی کامل و درسته میخورمت. آخه آخه اگه قورتت بدم مزه ت رو متوجه نمیشم واسه همین مییییخواااااااام یواش یواش بخورمت و .... اذیت که نمیشی؟ یه جوری میخورم که زیاد دردت نیاد، باشه؟؟؟؟؟

نمي دانم چه حسي هست اين عاشقي؟

وقتي مي نشينم ، وقتي راه مي روم ، وقتي مي خوابم

دوستت دارم

وقتي صدايي مي ايد دوستت دارم ، وقتي سکوت است

دوستت دارم

چه مي کني با من که چنين راحت هميشگي شده اي؟

نگاری جوووونم خوبی؟ چه خبر؟ چیکارا میکنی؟ دائی چطورن؟ بهتر شدن؟ سلام برسون. امیدوارم کاراشون هر چه زودتر ردیف بشه. رها کوچولوی عزیزمونم چطوره؟ داشتم فکر میکردم رها اومدنی ایران منو تو فرودگاه ببینه و بشناسه و از دور داد بزنه عمو فرهاد... فکر کن!!!!!توروخدا مواظب خودت باش...

نگاری دوست دارم.

نگاری میپرستمت.

نگاری عاشقتم.

نگاری دیووووونتم.

نگاااااااریییییی جوووووونم خییییییلیییییی دووووسسسست دااااااااارم٪

 


 

خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار

آسمان مکثی کرد

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها

بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت

نرسیده به درخت

کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است

و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است

می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می

آرد

پس به سمت گل تنهایی می پیچی 
 

دو قدم مانده به گل

پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا میگیرد

در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور و از او می پرسی

خانه دوست کجاست؟

جمعه پنجم تیر 1388 |

 

دیروز بعد از ظهر خیلی بد بود....خیلی.... دوست دارم عشق من. بوووووووس

سلام نگاری جووووونم.خوبی قربونت بشم الهی. حالت خوبه؟ الهی قربونت بشم من. پرنسس رویائی من در چه حالی؟ خوبی فدات بشم من. عاشقتم نگاری .بخدا میمیرم برات.خیلی دوست دارم نگاری. خانوم گلم چطوری؟ بهتری؟ خوب باش،باشه؟ بخاطر من!!!!!

منم خوبم. تازه از آؤایشگاه داشتم میومدم و دیدم که نت بازه. اومدم یه عرض ادب کنم و ابراز ارادت و سرسپردگی خودمو مجدداً اعلام کنم و بعد برم ناهار بخورم.

ارادت داریم رئیس. خوبی عشق من؟ چه خبر؟ دیشب نشد از جریان دیروز بنویسم.... نگاری دیروزم مثل شنبه بود. خیلی شلوغ شد و کار به درگیری کشبد... یه چیزی تو مایه های شنبه ای که گذشت.... نگاری امروز اعلام کردن ۲۴ نفر دیروز کشته شدن.... فکر کن.۲۴ نفر... ۲۴ تا جوون...۲۴ تا خانواده... ۲۴ تا امید به زندگی ...۲۴ تا عشق... خدای من... دیورز بعد از دیدن اون صحنه ها .... وای چیزی نگم بهتره...  امروز شهادت امام هادیِ... روزه جمعه همینجوریش دلگیره حالا فکر کن از دیشبم دارن مداحی و آهنگ های غمگین پخش میکنن و همه جوره فضا شده یه فضای غمگین و بسته و خفه....

نگاری دیروز تو مسیر داشتم به اونائی که اومده بودن تا از حقشون دفاع کنن فکر میکردم... به اونائی که کتک میخوردن، به اونائی که فرار میکردن، به اونائی به همدیگه کمک میکردن. نگار اگه یه وقت دیگه بود همه به همدیگه متلک مینداختن یا مزاحم هم میشدن ولی تو این روزا دیگه کسی به این مسائل فکر نمیکنه... یکی اشک آور خورده بودو اون یکی بهش دود میداد تا اثرش بره.یکی باتوم میخورد و چند نفر هجوم میبردن تا کمکش کنن و  نذارن بیشتر بخوره.یکی نمیتونست فرار کنه چند نفر بهش کمک میکردن تا عقب نمونه .... نگاری انگار نه انگار که اینجا همونجائی بود که اگه میوفتادی گوشه خیابون میمیردی کسی بهت گاه هم نمیکرد ولی الان همه با همدیگه و برای همدیگه همه کاری میکنن. بجای هم کتک میخورن،بجای هم حرف میشنون، بجای هم باتوم میخورن همه برای یکی،یکی برای همه... نگاری تو همه جا با منی، نمیذارم این جس بوجود بیاد که جات خالیه، اصلاً... این روزا خیلی بد بودن نگاری... همش مواظب بودم که چیزیم نشه، از این میترسیدم که چی باید بهت جواب بدم یا اینکه کی میخواد بهت بگه یه هر چیزه دیگه... چرا من از تو اینهمه میترسم؟؟؟؟؟ از بس بیشرفی نگاری....

 گفتم : كبوتر ِ بوسه!


 گفتي : پَر!


 گفتم ‍: گنجشك ِ آن همه آسودگي!


 گفتي : پَر!


 گفتم : پروانه پرسه هاي بي پايان!


 گفتي : پَر!


 گفتم : التماس ِ علاقه،


 بيتابي ِ ترانه،


 بيداري ِ بي حساب!


 نگاهم كردي!


 نه انگشتت از زمين ِ زندگي ام بلند شد،


 نه واژه «پر» از بام ِ لبان ِ تو پر كشيد!


 سكوت كردي كه چشمه ي شبنم،


 از شنزار ِ انتظار من بجوشد!


 عاشقم كردي! همبازي ِ ناماندگار ِ اين همه گريه!


 و آخرين نگاه تو،


 هنوز در درگاه ِ گريه هاي من ايستاده است!


 حالا - بدون ِ تو!


 رو به روي آينه مي ايستم!


 مي گويم: زنبور ِ گزنده ي اين همه انتظار،


 كلاغ ِ سق سياه اين همه غصه!


 و كسي در جواب ِ گفته هاي من «پر!» نمي گويد!


 تكرار ِ آن بازي،


 بدون ِ دست و صداي تو ممكن نيست!


 پس به پيوست تمام ِ ترانه هاي قديمي،


 باز هم مي نويسم:


برگرد

Image and video hosting by TinyPic

نگاری هوا خیلی گرمه....اونجا چطوره؟ راستی شنیدی که مایکل جکسون سکته کرد و مرد؟

نگاری از مسافرت اومدی؟ کی برمیگردین؟ کجا رفتین؟ مسافرتتون یه روزه بود؟ دلم برات خیلی تنگ شده مواظب خودت باشی آآآآ.نگاری نینیمون چطوره؟ حالش خوبه؟عاشقشم. دختره دیگه؟ تا ۳ ماهگی مشخص نمیشه که جنسش چیه ولی دختر باشه، باشه؟؟؟؟؟ عاشقتم نگاری.بوووووووووووووووووووووس. نگاری جوووووووونم میشه موهات رو از جلو بریزی رو صورتت؟ اونجوری خیلی دوس دارم.اونجوری که با یه حرکت صورت موها رو هوا پخش میشه و میریزن کنار... خیلی دوس دارم. بووووووووس. بوووووووووووووس.

نگاری چی پوشیدی؟میشه کامل بگی؟

نگاری معده ت چطوره؟ درد داره؟ جای جراحی آپاندیست چی؟ الهی من برات بمیرم. الهی من بمیرم. بخدا بخداوندی خدا حاضرم همشون به من منتقل بشه با ۱۰۰ برابر نه ۱۰۰۰ برابر درد بیشتر ولی تو چیزیت نشه.توروخدا مواظب خودت باش.

دوست دارم نگاری.

عاشقتم عشق من.

میمیرم برات پرنسس رویائی من.

میپرستمت فرشته کوچولوی خوشگل من.

دیووووووونتم دیووووونه یِ بیشرف.

نگاااااااارییییییی جووووووونم خییییییییلییییییی دووووسسسست دااااااارم٪

دلم گرفته از این روزگارِ دلتنگی

 گرفته اند دلم را به کارِ دلتنـــگی

 دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند

 گرفت آینه ام را غبارِ دلتنــــــــــگی

  شکست پشتِ من از داغِ بی تو بودنها

  به روی شانه ی دل ماند بارِ دلتنــگی

 درون هاله ای از اشک مانده سرگردان

نگاه خسته من در مدار دلتنـــــــــــــــگی

  از آن زمان که تو از پیش من رفتی

 نشسته ایم من و دل کنارِ دلتنــــــگی

 دیگر پرنده ی احساس من نمی خواند

 مگر سرود غم از شاخسارِ دلتنـــــگی

  بیا که ثانیه ها بی تو کُند می گذرد

 بیا که بگذرد این روزگارِ دلتنــــگی

 

من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم:

 در عصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار!

 خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!

 کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام!

 در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی

 

جمعه پنجم تیر 1388 |

 

تو واسه منی فقط من...

سلام نگاری جوووووونم.صبحت بخیر عزیزم. خوبی قربونت بشم الهی. حالت خوبه؟ خوبی قربونت بشم الهی.... الهی فدات بشم پرنسس. خوبی؟ خوابی؟ رها نیومده بیدارت کنه؟ بگیر بخواب عزیزم. امروز جمعه س... آره یه جمعه کذائی دیگه شروع شده...الان ۱۰ "۱۰ دقیقه س.... دلم برات خیلی تنگ شده... دیشب عمو اومده بود هر چی به گوشم زنگ زد و زنگ در رو زد جواب ندادم. داشتم نگاش میکردم. راستشو بخوای اصلاً حال و حوصله شو نداشتم. واسم مهم نبود که بعد از مدتها که سراغی ازم گرفته چیکارم داره. دوس ندارم تنهائیمو با کسی قسمت کنم.تنهائیمو با تو دوس دارم نگاری. نییییمییییخوااااام دیشب وقتی نماز مخصوص شب آرزوها رو خوندم از اول تا آخرش همش تو جلو چشام بودی. نگاری بخدا فقط بخاطر تو نمازشو خوندم. ۱۲ رکعت... ۶ تا دو رکعتی که تقریباً دو ساعت طول کشید ولی چه حالی داد... نگاری توروخدا مواظب خودت باش....فقط تو مواظب خودت باش. نگاری دلم برات خیلی تنگ شده.. نگاری خیلی ته دلم قرصه نمیدونم چرا این حس اینهمه با این شرایطی که گفتی اینهمه قویتر شده؟؟؟؟؟ خیلی دلم برات تنگ شده... راستشو بخوای نگاری سر اون پسره ... ولش کن... دوست دارم نگاریم. دیشب تورو دعا کردم،دائی بهرام دعا کردم.مریضا رو دعا کردم ولی ۹۸٪ واسه تو دعا کردم. نگاری توروخدا مواظب خودت باش...امروز باید برم آرایشگاه. البته بعد از ظهر میرم. الان برمیگردم سمت آپارتمان و مثل دیشب سیاوش گوش میدم...

اون روزا  ما  دلی داشتیم واسه بردن

جونی داشتیم واسه مردن

کسی بودیم کاری داشتیم

پاییز و بهاری داشتیم

تو سرا ما سری داشتیم

عشقی و دلبری داشتیم ................ جمعه ها خیلی مسخره ان... وای نگاری چقدر حالم بد شد. نگاری خوبی؟ از پریروز که ننوشتی دلم عین سیر و سرکه میجوشه... خوبی نگاری؟ یه چیزی بگو باشه؟  نگاری بجون خودت بجون بهی به مرگ فرها بجون مامان من هر چیزی که اینجا هست رو به تو میگم آخه چرا دائی اینجوری به تو میگه؟ البته من میدونم ولی آخه دوس ندارم تورو اینجوری با این حرفا بخواد ناراحت کنه... دوس ندارم چیزی بگم ولی .... تورو مرگ فرهادیت اگه دائی یا هر کس دیگه ای یه بار دیگه از این حرفا بهت زد بگو تا یه چیزی بهت بگم. از این حرفاشون خسته شدم. خیلی نامردی کردن که اینجوری میگن.من خوبم نگاری.خوبه خوب. این روزای جمعه دلم میگیره اونم از نوعه بدش و خیلی کلافه میشم. کاش بیای و بنویسی تا منم از این حال دربیام. نگاری جوووووونم دیشب ..... چرا چیزی نمیگی؟ مهوشیم خوبه؟ الهی قربونش بشم من.الهی فداش بشم من. نگاری اذیتش نکنی آآآآ. فدای اون میمیامم بشم من. دوسشون دارم. نگاری تو واسه منی خودت گفتی مگه نه. تو فقط واسه منی نگاری. وای چقدر دوست دارم نگاری... پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی  محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی.... باید تورو پیدا کنم .... دلم برات تنگ شده نگاری. بخند باشه؟ من دوس دارم تو خندون باشی و شاد باشی. عاشق موهاتم نگار. وقتی یه ژورنالی میبینم زودی برمیدارم و نگاش میکنم و بعد قشنگترین مدل مو رو از توش انتخاب میکنم و بعد تجسم میکنم که مدل موهات الان چه جوریه و بعد ژورنالو میندازم کنار  آخه آخه میدونم که قشنگترین مدل ژورنال پیشه مدل موهات خیلی زشته. میدونم که مدل موهات دیووووونه کننده س. میدونم که مدل موهات لنگه نداره. آخ چقدر دوس دارم دستتو بکشم تو موهات و نوازشش بدم. دوس دارم صورتمو بکنم لای موهات و تکون تکون بدم و عطر موهات رو انقدر بو کنم که نگو.... وای نگاری عاشقتم.همونجوری که از پشت بلغت کردم و دارم موهاتو بو میکنم با یه دستم میمیتو بگیرم و بازیش بدم و مهدش بعدش یواشی فشارش بدم نه اونقدری که درد بگیره ولی بازم دیگه!!!!! با یه دستمم مهوشی رو بگیرم و دخترمونو نوازشش بدم.... آخ نگاری حسرت به دل همشون موندم... ولی میدونم که همه اینا یه روزی به واقعیت میپیونده حالا هر چقدر که میخواد طول بکشه.من منتظر میمونم. دوست دارم نگاری. یه دونه ای نگاری .خدایا از بایت اینکه نگاری رو به من دادی خیلی ممنون. خودت شاهدی چقدر بابت این موضوع سپاسگزارم. مرسی خدا جونم ولی خدا جونم... خدایا ؟

صدامو می شنویو جوابمو نمی دی ؟

خستمه

از همه چی

مگه من از تو چی خواستم

خواسته ی زیادی داشتم نه ؟

یه روز اومدی بهم گفتی کمکم می کنی

صدای ملکوتت رو شنیدم

ولی به قولت عمل نکردی

آره تو هم مثل همه...

 قصه ي من و غم تو قصه ي گل و تگرگه

ترس بي تو زنده بو دن ترس لحظه هاي مرگه

اي براي با تو بودن بايد از بودن گذشتن

سر به بيداري گرفته ذهن خواب آلوده ي من

هميشه ميون قاب خاليه در هاي بسته

طرح اندام قشنگت پاك و رويايي نشسته

كاش ميشد چشام ببينن طرح اندام تو داره

زنده ميشه جون ميگيره پا توي اتاق ميزاره

كا ش مي شد صداي پاهات بپيچه تو گوش دالون

طرف دالون بگرده سر آفتابگردونامون

كاش مي شد دوباره باغچه پر گلهاي تو باشه

غنچه ي سفيد مريم با نوازش تو واشه

كاش مي شد اما نميشه / نميشه بياي دوباره

نميشه دستات تو گلدون گلاي مريم بزاره

كاش ميشد اما  نميشه اين مرام روزگاره

رفتنت هميشگي بود ديگه برگشتن نداره

دوست دارم نگاری.

عاشقتم نگاری.

میپرستمت نگاری.

دیووووونتم نگاری.

میمیرم برات نگاری.

چاکرخاتیم بیشرف.

نگااااارییییییی جوووووووونم خییییییییلیییییییی دووووسسسست دااااااارم٪

جمعه پنجم تیر 1388 |

 

تو را من چشم در راهم...

سلام نگاری جووووونم.شبت بخیر. خوبی پرنسس خوشگل و نازم... خوبی فدات بشم الهی بوووووس بوووووس بوووووس بووووووس بووووووس. خوبی قربونت برم الهی. حالت چطوره؟ خوش میگذره؟ فدای اون خم ابروهات بشم من. قربونت برم من. همش دارم به تو فکر میکنم. عاشقتم پرنسس. تو دیگه جزئی از گوشت و خونه منی. مگه میشه بدونه اونها جائی رفت،نفس ِ من. نگاری امروز هر کی اومده بود با نامزد یا خانومش اومده بود. منم تورو با خورم برده بودم تا تو هم سهمی داشته باشی، البته داری آآآآ چون من همیشه با تو رفتم نه تنهائی.البته بجز شنبه ای که خیلی افتضاح بود و ..... نگاری دلم برات خیلی تنگ شده... خیلی خسته شدم،وای همه جام درد میکنه. بازم عین شنبه ای شلوغ بود و .... چیزی نگم بهتره. خودت که دیگه شرایط اینجا رو میبینی.پس چیزی  راجع بهش نمینویسم.معاون اول قوه قضائیه که امام جماعت مسجد گیشا س رسماً تو تلویزیون اعلام کرد که هر گونه نوشتن و عکس و مکالمه در رابطه با این مسائل جرم محسوب میشه و پیگرد قانونی داره.... میبینی توروخدا همه چیزو دیگه جرم حساب میکنن... دارم فرهاد گوچر گوش میکنم...وای چقدر دلم برات تنگ شده... نگاری چرا بهم زنگ نمیزنی تا صداتو بشنوم؟؟؟؟؟ اگه میشه توروخدا لااقل بهم زنگ بزن.نگاری جونه من اگه میتونی که مطمئناً میتونی بهم زنگ بزن،دلم واسه شنیدن صدات یه ریزه شده.... نگار.... الهی قربونت بشم من.

رنگ من بیرنگیست

  رنگ من رنگی نیست که برایش اسم گذاشت

  رنگ من ......

نگاری امشب که یادت نرفته، شب آرزوها..امشب همه حاجات و دعاها مستجاب میشه آآآآآ. نگاری یادت نره. الهی فدای خانوم گلم بشم من. الهی فدات بشم من. جیگملتو بخورم الهی عروس خانوم صورتی پوش من. فدای اون مدل موی خوشگلت بشم من. الهی دورت بگردم.نگاری بخدا میمیرم برات.

نگاری خوبی؟ خانوم گلم دیگه چیکارا میکنی؟ نگاری من خوبم عزیزم.نه مشکلی نه مریضی نه هر چیزی منفی که فکر میکنی رو ندارم.پس خیالت از جانب من راحت باشه، تو فقط مواظب خودتو نینیمون باش فکر و غصه هیچی رو نخور.نگاری اگه من تو این دو سه روزه راجع به این مسائل حرفی به اون صورت نزدم واسه این بود که نمیخواستم استرس بیشتری بهت بدم یا اینکه بخوام ناراحتت کنم وگرنه من که دارم اینجا دق میکنم... نگار بخدا قسم من اینجا اون کارائی که دائی منظورش بود رو نمیکنم. فکر کن تو اون شلوغی و هیری ویری فرار و داد و بیداد و بزن بزن،این جمله دائی یادم افتاده بود... خیلی رو مخمه. دائی راس میگه من اینجا دارم خوش میگذرونم.هموطنام رو دارم یکی یکی میکشن و میگیرن و میبرن و میزنن به قصد کشت یا انقدر اشک آور و خردل و فلفل زدن که هیچکس نه صداش درمیاد نه جلوشو میبینه؛ اونوقت تو از زندگیت لذت نمیبری... با این حرفائی که دائی زد پس من الان دارم لذت میبرم. نگاری بخدا من همیشه سر به زیر بودم و دوس نداشتم الکی نگاهمو خرج هر کسی کنم و به هر چیزی نگاه کنم، الانم همون جوریم آخه اخه هر کی تورو دیده انقد محو زیبائی و مهربونیت شده که دیگه پلک نمیزنه چه برسه به اینکه بخواد به چیزه دیگه ای نگاه کنه... نگاری بخدا به اون مکه ای که رفتم من اینجا هیچ غلطی نمیکنم و فقط و فقط میرم شرکت  و برمیگردم و میرم نت،همین یا خرید.  دائی خیلی بی انصافی میکنه. البته حق داره آ؛ خواهر زاده دسته گلش که همه حسرت یه نگاهش رو دارن، عاشق یکی شده که از همه چی انداختتش.هر کسی جای دائی بود اینجوری میگفت.امشب نمازای مستحب امشب رو خوندم و یه دو ساعتی طول کشید ولی خیلی حال داد... کلی دعات کردم نگاری خیلی دعات کردم... تازشم دائی بهرام رو هم دعا کردم تا کاراش درست بشه و از این بهم ریختگی دربیاد. امیدوارم که مشکلاتش حل بشه. نگار من دائی بهرامُ عین دائی جون دوسش دارم؛درسته که از من خوشش نمیاد ولی ... نازی رو هم به هیچ وجه نمیبخشمش. امیدوارم ..... دروغگوی ..... جواب منو اون دنیا چه جوری میخواد بده؟؟؟؟.... بگذریم.....

نگاری توروخدا مواظب خودت باشی آآآآآ

دوست دارم خانوم گلم.

عاقشقتم پرنسس.

میمیرم برات ناز گل من.

دیوووووونتم دیوووووونه.

میپرستمت بتِ من.

چاکرخاتیم بیشرک.

نگاااااارییییی جوووووونم خییییلیییییی دووووسسسست داااااارم٪

 

گلوله

گلویت را شکافت و

چه سرخ و نیمه تمام

سرودی

در میان دو لبت وا زد و

لخته لخته

بر جنبش خیابان ها

هلاک شد...

تنها بودم که به خانه باز می گشتم

نه سرودم بر لب بود

نه در دست تفنگم

که از میان پاره های تن خلق پا می کشیدم

و می دانستم

در غسال خانه

زنی که مادرت نیس،

تن جوانی ات را به کافور می شوید و

در کرباس سفیدی

که تور عروسی نیست در هم می پیچد

می دانستم

دیگر کلاف زلفت

مردان عاشق را

 از چاه شب بدر نمی کشد...

در خیابان

درختان

به مردگانی می رفتند که ایستاده در چالند و

به ایمایی خاموش در تکلم

و خانه ها

سنگریزه هایی که در سیاهی شب جا می خورند

وقتی

هر خیابان را مردی بود

که تنها بود و

به خانه باز می گشت...

هرگز مرگ را بدین سان نمی دانستم

یله و خبه

در میان پاره های تن خلق،

که سرودی نیمه تمام را،

سیاه

نشخوار کند

پیش از این،

مرگ نام زنی بود

که عاشقانه دوستش می داشتم

خنیای گندمزاری بود که با پدرانم می کاشتم...

با این همه

این مرثیه نیست در خونگاه تو

ترس نیست

یأس آماسیده ی خلق نیست

این همه سرودی نیمه تمام است

که فردا با سمفونی صفیر گلوله ها

در گلوی چون تویی و منی

گل خواهد داد

در جشن جنبش خیابان ها:

حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم

هر چند دستانش از ابتذال شکننده تر بود

هراس من باری

همه از مردن در سرزمینی ست

که مزد گورکن

از آزادی آدمی افزون باشد

 

در انتهای کوچه‌های دلتنگی‌، به سکوت بی‌ نگاه تو رسیدم.

بیا به پیش من‌ای تو تنها قبله گاه نگاه مستانه.

زندگی‌ میخواند روی شاخه‌های خیال با صدایی غم انگیز.

کجایی‌ای بهانه حرکت برای قلم بی‌ جان من.

من بی‌ تو از پس قله‌های دل تنگی بیرون نمی‌‌ایم.

چشم‌هایم میپندارند که تو قلب کوچک من را در بیابان بی‌ کران تنهایی رها کرده ای.

آیا این است پاداش صداقت؟یا مجازات عشق؟

میدانم، میبینم در دور دست ها...

وقتی‌ که تو از خود می‌پرسی‌،

پرنده کوچک من کجاست؟

اما من میدانم پرنده که پر زد راه بازگشت نداند.

خداحافظ ‌ای تنها مثل آن پرنده...


پنجشنبه چهارم تیر 1388 |

 

14 شب جمعه.... نگاری امروز ۴/۴/۸۸ ... دو تا ۴ پشت سر هم.... دوست دارم.بووووووووس


ادامه مطلب

پنجشنبه چهارم تیر 1388 |

 

نگاری بیشتر از همیشه دوست دارم...

سلام نگاری جووووونم خوبی قربونت بشم من. بیدار شدی؟ من رفتم دوش گرفتم و دوباره اومدم. وای نگاری زیره دوش خوابم گرفته بود.انقدر آب گرم بود که تمامه تنم قرمز شده...شدم عین لبو... انقدر قرمز شدم که نگو ولی حال داد.انقدر بدنم درد میکنه که نگو.تمامه خستیگیاش زدن بیرون. گفتم بیام یه عرض ادب مجدد خدمت رئیسمون داشته باشیمو بعد قببون صدقه ش بریمو نازشو بکشیمو کمی از ناراحتیهائی که از من داره رو از دلش دربیاریمو و بعد یه بیانیه صادر کنیم که :نگاری عاشقتم، نگاری میپرستمت.نگاری بابت این دو روز گذشته ببخشید.خیلی دوست دارم. من همه جوره کشته مردتم. نگاری جوووووونم هنوز خوابی؟ نگاری بیدار نشو باشه، بگیر بخواب. انقدر بخواب که دیگه خوابت نبره و بعدش بری یه دوش درست و حسابی بگیری و بعد بیای و غذا بخوری و تووووپه تووووووپ. دوست دارم.

بگو بگو بگو بگو فقط یه بار   یه بار آخه تو هم آخر به روت بیار

که جمله قشنگه دوست دارهِ اُ  دیگه دیگه داغشو رو دلم نذار

زندگی با تو

عاشقی با تو

نگیر هواتو

نبر صداتو

میخوام نگاتو

نرو بیا تو

توروخدا تو

خوبی پرنسس. خوبی قربونت برم من.حالت خوبه؟ الهی فدای خانوم گلم بشم من. نگاری تو خیلی دوس داشتنی هستی.تو حالتهای مختلف،وقتی خیلی خوبی(البته همیشه خوبی)وقتی خیلی ناراحتی،وقتی دلت از جائی پره،وقتی شاکی هستی،وقتی لوووووس میکنی خودتُ؛وقتی ناز میکشی؛ وقتی قربون صدقه م میری؛ وقتی صداتو میکشی،وقتی با سیا حرف میزنی،وقتی از مهوشی میگی، وقتی از لباس پوشیدنت میگی،وقتی از خوابیدن و بیدار شدنت میگی،وقتی جریانی رو تعریف میکنی، وای هر چیزی که فکرشو کنی.نگار خیلی دوست دارم.میمیرم برات بخدا. نگار من عزیزه، گوشت تنش لذیذه، ببین ممش چه ریزه، قره کمرش میریزه......

ضربان قلبه من با صدای قلب تو میزنه     ضربان قلبه تو ضربان قلبه منه

نگاری کمی استرس دارم....

نگاری راستی کجا رفتین؟ چرا کارای دائی بهم ریخته س؟ اینارو اگه دوس داشتی بگو،بااااشه!!!!! نمیخوام اگه ناراحت میشی چیزی بگی...

عاشق اون موهاتم که همه رو دیوووووونه کرده.عاشقتم.

نگاری دائی راس میگه... تو تکی.تو همه چی داری، تو دختر برزگری، تو تیزی تو شیطونی، تو مهربونی ،تو تکی، تو درست و حسابی هستی خیلیم درست و حسابی هستی... ولی هر چی که باشی ماله منی فقط من.

نه میتونم دور شم از تو

نه میتونم که بمونم

من نه شاهزاده یِ عشقم

نه شهاب آسمونم

تو نه  نیستی و نه هستی

دیگه خسته ام از خیالات

مونده بی جواب و مبهم

تویِ زندگیم سئوالام

تا تو هستی زندگی هست

قدرت هر خستگی هست

میشه دسته قسمتُ بست

میشه خوند و موند و نشکست...

هوا چقدر گرمه.... نگاری اون دختره که تیر بهش خورد و فوت کرد،امروز مراسم خاکسپاریشه. همه میخوان برن.همه از جلو مجلس تو بهارستان جمع میشن و از اونجا پیاده میرن بهشت زهرا. میر حسین هم میاد. ساعت ۴ اونجا جمع میشن. عین توپ ترکیده.همه دارن میگن یه احتمال زیاد درگیری پیش میاد ولی بازم همه میگن ما میریم،نمیدونم چیکار کنم اصلاً حسش نیست ولی اگه تا دو ردیف بشم میرم.

نگاری امشب شب آرزوهاست یادت نره که امشب هر کسی دعا کنه دعاش مستجاب میشه، پس یادت نره دعا کنی...امشب خیلی شب بزرگیه....  حتماً دعا کن اون چیزی که میخوای بشه و کارات جور بشه انشالله که همونجوری که میخوای بشه. ببین نگار فقط واسه کارای خودت دعا کن فهمیدی؟ اگه کارات جور بشه که ایشالله میشه واسه من کافیه پس تورو جون من،بلیط رو با دعا کردن واسه دیگرون نسوزون.نگاری واسه کارای خودت دعا کن فهمیدی؟ بعد از نمازت دستاتو بگیر بالا و هر چی که میخوای ازش رو بگو و بعد سرت رو بذار رو سجده و ازش تشکر کن.بخاطر همه چیزائی که بهت داده و نداده... نگاری توروخدا مواظب خودت باش. مواظب اون نینی خوشگل و جیگرمونم باش.

نگاری بیشتر از همیشه دوست دارم.

اردیبهشت: دوستان شما افراد بسیار خوبی هستند، اما گاهی اوقات وقتی كه آنها با شما مخالفت می‌كنند، شما عصبانی می‌شوید. متأسفانه وقتی كه عقاید آنها با شما متفاوت است، معمولاً از ادامه دادن بحث با آنها خودداری می‌كنید. اما امروز اینگونه نیستید. حتی اگر وسوسه شوید كه این كار را انجام دهید، به یاد داشته باشید اگر هیچ كس نخواهد كه خودش را عوض كند، هیچ مسأله پیچیده‌ای حل نخواهد شد.

مهر: تمركز كردن بر روی تواناییهایتان و ارزش قائل شدن برای شغلتان امروز برای شما از اهمیت ویژه‌ای برخودار است. اما شما امروز واقعاً این كار را نكرده‌اید. این سخن به معنی این نیست كه شما انسان تنبلی هستید، بلكه فقط به این دلیل است كه شما از شغلی تكراری و قدیمی خسته شده و ترجیح می‌دهید كه استعدادهای خلاقانه‌تان را گسترش دهید.

اخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره 

عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره

باید تورو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی

راشی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی

پیدات کنم حتی اگه پروازمو باور کنی م

محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی

باید تورو پیدا کنم  شاید هنوزم دیر نیست

دوست دارم.

عااااااشقتم عشق من.

میمیرم برات.

میپرستمت.

دیووووووونتم.

نگاااااااریییییییی جوووووووونم خییییییلییییییی دووووسسسست دااااااارم٪

 

پنجشنبه چهارم تیر 1388 |

 

سلام بانو....

سلام نگاری جوووووونم.صبحت بخیر.خوبی خانومم،خوبی قربونت برم الهی.چطوری؟ چه خبر؟ الهی فدات بشم من. هنوز خوابی؟ بخواب عزیزم راحت بخواب،من بیدارم و حواسم هست که رها نیاد بیدارت کنه. خوبی قربونت برم الهی؟ نگاری دلم برات تنگ شده...

پرنسس یکی یه دونه ی من،نفسِ من،عاشقتم.میذاری بیاو تو رختخوابت پیشت دراز بکشم آخه آخه دیشب اصلاً نخوابیدم، یعنی تا ۵ بیدار بودم بعدش اومدم دراز کشیدم ولی خوابم نبرد بعد دیگه نفهمیدم کی خوابم برد و الانم که در خدمت شما هستم.

چه خبر؟ الهی قربونت بشم من. نگاری خوبی؟ دیگه عصبانی که نیستی نگاری جووووونم خیلی دوست دارم. دیشب وقتی دیدم نوشتی وای اگه بدونی چه حالی داشتم.سر از پا نمیشناختم. بخدا نگاری گذشته از اینکه چی نوشتی خیلی خوشحال شدم.سر برنامه پریروز که نت قطع بود و تو اومدی و ناراحت شده بودی خیلی کلافه بودم و تا دیشب به زمین و زمان گیر داده بودم و همش بد و بیراه میگفتم خیلی اعصابم خورد شده بود.ولی الان خوبم.ایهیم خوبم. دلم یه دوش آب گرم میخواد.انقدر گرم که بدنمو قرمز کنه بعدش بیام بیرون و یکی ماساژم بده و بگیرم بخوابم...

نگاری امروز میرم تهران.نمیدونم این برنامه کی میخواد تموم بشه...  نگاری دیشب خیلی عصبانی بودی، الان خوبی؟ توروخدا مواظب خودت باش؛ باشه؟ نمیخوام خدای نکرده و زبونم لال مشکلی واست پیش بیاد.تورو مرگ فرهادیت مواظب خودت باش.نگاری توروخدا خودتو اذیت نکن باشه؟  نگاری دیشب که بهم گفتی تو مگه همه چیزتو به من میگی،کمی ناراحت شدم آخه آخه من واقعاً همه چیزمو بهت میگم همه چیزو هر چیزی که میشه.هر جائی که میرم.هر کاری که میکنم.نگاری بخدا من چیزی نیست که به تو نگفته باشم.فقط یه چیزو بهت نگفتم که اونم چیزی نیست.نگاری من برعکس تو همه چیز. بهت میگم... دارم عمر دیاب گوش میکنم.یهو دلم گرفت.... نگاری بجون عزیزت که خودت میدونی از همه چیز واسم با ارزشتره من هیچ خبری تو زندگیم نیست و آرومه آرومه. صبح شرکت تا بعد از ظهر بعدشم نت و آپارتمان.بعضی مواقع میرم اون پارکی که میرفتم و میشستم و باهات حرف میزدم یا اگه خریدی یا کاری غیرمنتظره ای پیش بیاد،همین.نگار بخدا من به اون منظوری که دائی گفت خدا شاهده هیچ کاری نمیکنم.چنان پای تعهدی که بهت دارم ایستادم که خودم بخودم افتخار میکنم.نگاری بخدا من تا قبل از اینکه تو بگی در مورد تو حرف نزنم چنان ازت میگفتم که همه از حسودی میمردن،بعدشم که گفتی چیزی نگو؛ دیگه با همشون کات کردم. مگه میشه از تو نگفت... نههههههههه نمیییییییشه نگاری..... نگاری من تورو دوس دارم خودتم خوب میدونی.تو این مدت تمامه تلاشم این بود که کاری کنم که بتونی بهم اعتماد و اطمینان کنی.نگاری همین الان به هر کی و هر کجا که دوس داری زنگ بزن یا به همون دوست روزبه یا بخودش بگو بره آمارمو بگیره اونوقت میبینی که واقعاً نخبه شدم... وای نگاری یادته یه روز بهت گفتم نشانه هارو دنبال کن، اینکارو کردی؟؟؟؟؟ اگه اینکارو کردی چی شد؟ ولی مطمئنم که اینکارو نکردی و پیگیرش نشدی. اون همون چیزیه که من بهت نگفتم یعنی چون مهم نبود نگفتم... بگذریم.... دلم برات خیلی تنگ شده.آخی نگاری گشنم شد.دیشب راستشو بخوای بعد از اینکه از نت اومدم آروم آروم این مسیرو قدم زدم و اومدم.بهی بهم زنگ زد که مامان سوری رو آوردن خونه.بابا و بهزاد دنبال کاراشن.رفتم خونمون... خونمون. وقتی رسیدم دم در ... رفتم بالا.فقط مامان بود. سلام کردم. مامان سوری اصلاً بهم نگاه نکرد و بهم محل نداد.این خانواده پدری من نمیدونم چرا اینجورین. رفتم صورتشو بوسیدم و روبروش نشستم و حالشو پرسیدم فقط بهم گفت خوبم، همین. اون ۵ دقیقه ای که اونجا بودم شاید بیشتر از ۵ ساعت بهم گذشت.زودی پا شدم بیام ولی مامان گفت شام، گفتم خوردم و کار دارم. گفت چیزی لازم نداری گفتم نه. واسم کمی غذا گذاشت تا بیارم ولی نیاوردم. انقدر بخودم تو دلم بد و بیرا گفتم که چرا اومدم .... هیچوقت مامان سوری رو دوس نداشتم.همیشه کارائی که میکردم رو بهش بی اعتنا بود. شاگرد ممتاز میشدم،تو تیزهوشان قبول شدم.تو دبیرستان البرز رفتم، تو دوره دبیرستان تهران سه سال رتبه یک آوردم ولی همیشه چون من پسر بزرگ بودم اینکارا وظیفم بود و بایدم اینجوری میشد. حالا فکر کن اینا فقط از لحاظ درسیش بود و بقیه جوانب بماند که چه دهنی ازم سرویس میکرد. سر اون کره اسبی که عمو بهم داد تا بزرگش کنم چه دهنی ازم سرویس کرد...حیوووونی برفی... دوسش ندارم نگار؛ نه من نه بهی نه بهزاد دوسش نداریم.انقدر به برادرزاده هاش توجه میکنه که انگار از دماغ فیل افتادن. دیشب بعد از اینکه از خونه اومدم نشستم تو تاریکی و به خودمون فکر میکردم... نگاری همونجوری که دوس داشتی میشینما... واسه یه لحظه هم شک نکن که کارائی که دوس داری رو انجام نمیدم که مدیونی.آخه آخه من همشون رو انجام میدم.آخ نگار خیلی از این نا مرادی روزگار دلم گرفته. چرا مارو اینهمه اذیت میکنه....

نگاری جوووووونم مهوشیم چطوره؟ الهی قربونش برم. مونده بودم اگه از سفر نیاین امشب چی میشه. عاشقتم نگار. میمیرم برات.نگاری خیلی دوست دارم خیلی خیلی خیلی خیلی دوست دارم.... میمیامم از طرف من کمی آژاد بذارشون و بهشون سلام مخصوصه منو برسون و بهشون بگو دوستون دارم سفیدای خوشگل و خوش فرم من.اگه مشکلی نداره از طرف من یه دست تو موهات بکش و /اروم آؤوم نوازششون بده و بیار پائین... تو حسرت دیدنشون موندم... نگاری چی پوشیدی؟ امشب میشه اون ست مشکیتو تن مهوشی کنی؟؟؟؟

راستی نگاری امروز ۴/۴/۸۸ ... دو تا ۴ پشت هم.... دوست دارم.بووووووووس

عاشقتم نگار. تو واسه خودمی مگه نه، تو خودت گفتی. من میدونم که نگار وقتی یه حرفی میزنه سرشم بده از حرفش برنمیگرده.عاشقتم نگار.دیشب که بازم پشتتو کردی به من خوابیدی بیشرف....

دوست دارم نگاری.

عاشقتم نگاری.

میپرستمت نگاری.

دیووووونتم نگاری.

میمیرم برات نگاری.

چاکرخاتیم بیشرف.

نگااااارییییییی جوووووووونم خییییییییلیییییییی دووووسسسست دااااااارم٪

پنجشنبه چهارم تیر 1388 |

 

.:سرازکار چشمات کسی درنیاورد:.

سلام نگاری جووووونم الهی قربونت برم من. الهی فدات بشم پرنسس. نگاری الهی فدات بشم آخه چرا با خودت اینجوری میکنی. نگاری مگه من چیکار کردم که دائی اینجوری میگه یا همه اینجوری میگن. یه چیزی شده که تو نمیدونی ...قول دادم حرفشو نزنم.اونروزی که تو میگی روزه قبلش یه اتفاقی افتاد که.. نگاری عاشق اینم که تو بگی برو روزه تو باز کن..... وای فکر میکردم رفتی تا چند روزه دیگه بیای.... کمی بیحال بودم. از ساعت ۳۰/۸نشستم تو نت و از جام تکون نخوردم. نگار معذرت میخوام. نگار مگه من گفتم دروغ میگی.... نگاری ببخشید. بخدا نگاری من با هیچکس رابطه ندارم.با هیچکسم در ارتباط نیستم .حتی دیگه با آنا و ندا هم کات کردم. نگار بخدا من بجز شرکت و آپارتمان یا خرید هیچ جا نمیرم، حتی دم در، آهان نت هم میرم، ولی دیگه هیچ جا نمیرم.تو شرکت هم فقط سلام و علیک و کارای روتین،همین.... نگاری من همه چیزمو بهت گفتم...هیچی نبوده که بخوام ازت پنهون کنم.چیزی بوده که نگفته باشم؟؟؟؟؟.چرا بی انصافی  میکنی خانوم گلم. من که تا آب خوردنمم تو خبر داری پس چرا اینجوری میگی.تو نمیدونی من چیکار میکنم؟؟؟؟؟ نگاری من تا آب و هوا رو واست مینویسمُ تا غذا خوردن و نخوردن و خوابیدن و  هر چیزی هر چیزی رو به تو میگم  و تو اونوقت اینجوری میگی. میدونم اعصابت خورده و اینارو گفتی ولی بازم ببخشید از حرفام بخدا منظوری نداشتم.این فیلتر شدن نت و این مسخره بازیای این روزا کلافه م کرده. همه جا باز پر از ماموره. فردا باز میخواد شلوغ بشه.فکر کن فردا کنکور هم میخواد برگزار بشه و همه میگن میخوان سر کنکور شلوغ کنن و بهم بریزن.... الهی من برات بمیرم.میدونم همش تقصیره منه... به دائی بگو آره عزیزم به جون نگاریم به مرگ خودم بخدا دارم با زبون روزه قسم میخورم و اصلاً از هر کسی دوس داره بیاد آمارمو بگیره که من فقط سرم تو کاره خودمه یا اینکه کار دیگه ایم میکنم؟.اگه تو این مدت مهمونی،عروسی، عزا، ختم، دوره، مجلس،بزم، شادی؛ دوره،همایش،یا نمیدونم هر چیزه دیگه ای بغیر از کارم، تو پروندم بود حق با دائیه اصلاً من دیگه خودم نمینویسم. به دائی بگو دائی جون،قربونت برم الهی من حتی تو مهمونیهای خانواده خودم اعم از جشن بهزاد،سالگرد عقدشون،مهمونیه مامان سوری،مهمونی زن عمومم حتی نرفتم و از همه بریدم. دائی فکر میکنه من هر شب تو یه مهمونی و پی خوشگذرونیم؟؟؟؟؟ دمت گرم دائی.دمت واقعاً گرم.... خیلی واسم سخته...نگاری دائی راست میگه من واسه تو هیچ کاری نکردم... ولی دوست دارم نگار.نگار من عاشقتم.نمیدونم چی شده که دائی این حرفا رو زده ولی.. خیلی حالم گرفته شد.. هنوز افطار نکردم.راستشو بخوای قبل از اذان دیگه نا نداشتم ولی الان اصلاً میل ندارم.مهدی(صاحب کافی نت زنگ زد سوپ آوردن ولی نخوردم.)میخوام برم اول نمازمو بخونم بعد.... فردا شب جمعه شبه لیلۀ الرغائبه(شب آرزوها) میگن هر کی دعا کنه مستجاب میشه. دعای من اگه میخواست مستجاب بشه که.... نگاری تو دعا کن. امروز نمیدونم چرا از صبحه حال ندارم وای خدایا پس کی میای... خدایا منتتظرتم.... من میدونم نگار کیه، بابا و مامانش کین،خانوادش کین.... وای نگاری نمیدونم هنگ کردم تو کار خدا موندم. شانسم ندارم تو این شلوغ پلوغی یه تیرم به ما نخورد که... ببین حال جسمیم خوبه و مشکلی ندارم ولی روحی نه.... نگاری بخدا به پیر به پیغمبر آخه من به کی قسم بخورم،من باید چیکار کنم که قبول کنن که من هیچ غلطی بجز سرکار رفتن نمیکنم.اگه اینم مورد داره اونم نمیرم. نگار چرا آخه اینا اینجوری میگن.نگار دلم گرفته خیلی گرفته.نگاری نمیدونم چرا اینجوری فکر کردم که رفتی .منظورم از دوبار اومدی ایران رفتی یه چیز دیگه بود،ببین انتخاب هفتمی اشتباه خوندی از لحاظ دستوری.عاشقتم نگار. در رابطه با اون آقائه هم حرفی ندارم چون میدونم خودت ترتیبشو میدی. فدای اون موهای خوشگلت بشم من که همه رو به حسادت وا میداره. میبینی چقدر خوشبختم. عاشقتم نگاری، نگاری دیگه چطوری؟ خوبی؟ نگاری من با این همه بی وفائی تو خواب تو چیکار میکنم؟ من چه بی وفائی کردم  خانوم گلم؟ اینجوری نگو دیگه.... نگاری منو نترسون دیگه. من بهت قول دادم از عشقت بمیرم، سر قولمم هستم. کاری میکنم که هیچوقت از ذهن هیچکس پاک نشه...هیچوقت. دائی خیلی بی انصافی کرد. نگاری بخدا به اون مکه ای که رفتم من هیچ کاری نکردم و نمیکنم، آخه دائی چرا اینجوری میگه؟ البته میدونم چرا اینجوری میگه ولی اخه به چه قیمتی.... 

 نگاری اگه تو به یکی قول بدی و بعد ببینی شرایط داره جوری میشه که به ضررته چیکار میکنی؟ میزنی زیره قولت یا هیچی نمیگی.به کسی هم قول داده باشی که انقدر حساسه که خدا میدونه.... چیکار میکنی؟ این ربطی به من و تو و قولهائی که بهم دادیم نداره و بحثش جداستُ میخواستم نظرتو بپرسم

چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم؟؟؟؟؟

خانه اش ویران باد

گناهی ندارم ولی قسمت اینه                          که چشمای کورم به راهت بشینه

نمیدونم اما این شعر محسن یگانه تمام سرنوشتِ من و تشکیل میده...قسمت....آره این کلمه 4 حرفی نشسته سر راه ما.................

نگاری مهوشیم چطوره؟ قببونش بشم الهی. عاشقشم. بخورمش الهی. دستتو بر میداری تا ببینمش دوسش دارم نگاری.فدای اون میمی یای خوش فرم و خوشگلم بشم من. نگاری تو واسه خودمی فقط خودم.

نگاری فردا اینجا شلوغه و منم میخوام برم. فردا دیگه یا اینوری میشه یا اونوری و تمام....... اگه فردا ننوشتم  نگی نیومدا یا اینکه تکراری بودا یا اینکه عادی شده بودا که اینا از هزار تا حرف واسم بدتر و سنگینتره.البته حق داری اینارو بگی ولی بخدا اینجوری نیست. نگاری تورو مرگ فرهاد اینجوری نگو.توروخدا خودت با دستای خودت منو کفن کنی اینجوری نگو دیگه.اشکمو درنیار بیشرف.

نگاری ولی اگه بدونی وقتی دیدم نوشتی چقدر خوشحال شدم....

در ضمن من این روزه هارو واسه خاطر نذرائی که کردم میگیرم.مرسی از اینکه نگرانی. مرسی خیلی خیلی خیلی خیلی مرسی.میشه یه لبخند به من کادو بدی؟ همین الان،نقدی میخوام! بووووووس. مرسی

دوست دارم نگاری.

عاشقتم نگاری.

میپرستمت نگاری.

دیووووونتم نگاری.

چاکرخاتیم بیشرک.

نگااااارییییییی جوووووووونم خیییییییلیییییییی دووووسسسست دااااااارم٪

چهارشنبه سوم تیر 1388 |

 

دوست دارم دیووووونه

سلام نگاری جووووونم.خوبی قربونت برم الهی. حالت چطوره؟ خوبی؟ الهی فدات بشم نگاری.قربونت بشم من.دورت بگردم پرنسس. میمیرم برات عشق من.خوبی؟ خسته نباشی. خوبی؟ خوش میگذره؟ قربون اون ریخت و قیافه ت برم بیشرف که یه دونه س. چه خبر؟ خوش میگذره؟

نه من خوب نیستم. یه جوریم.نه اینکه بد باشم نه،ولی اصلاً حس ندارم.هوا هم که گرم شده و اذیت میکنه. نمیدونم چم شده یعنی میدونما ولی چی بگم....

رفته بودم نماز،الان اومدم. کلی دعات کردم.خیلی حال داد. دلم خیلی گرفته بود. کلی سبک شدم. واسه شما هم قبول باشه.خوبی نگاری؟  نگاری دلم برات خیلی تنگ شده... نمیدونم چرا امروز اینجوری شدم. نمیدونم چه مرگمه.انگار میخواد چیزی بشه یا اتفاقی بیفته، نمیدونم ولی کلاً حس خوبی ندارم.

نمیدونم چرا نمیتونم بنویسم... نگاری خوبی؟ نگار توروخدا مواظب خودت باش.زبونم لال اگه اتفاقی واست بیفته من چه خاکی تو سرم کنم.نگار تورو مرگ فرهادیت حواست شیش دونگ بخودت باشه آآآآ.خانوم گلم خوب بخودت میرسی آآآ. حسابی هم خوش میگذرونی و جای منم خالی میکنی.امیدورام درست و حسابی بهت خوش بگذره.عاشقتم بیشرف.راستی چی پوشیدی؟ مدل موهات هم خیلی خوشگل شده و حسابی جیگر شدی. فققط جای من خالیه. خوش باشی عشق من.بوووووووووووووووووس

دوست دارم نگاری.

عاشقتم عشق من.

میپرستمت خانوم گلم.

میمیرم برات بیشرف.

دیووووووونتم دیوووونه.

نگااااااااارییییییییی جووووووونم خییییییییلییییییییییی دووووسسسست دااااااارم%

چهارشنبه سوم تیر 1388 |

 

توروخدا مواظب خودت باش

سلام نگاری جوووووونم. خوبی قربونت برم الهی. هر چی نوشته بودم پرید.اعصابم انقدر خورده که خدا میدونه. اگه بدونی از  دیروز چه حالی دارم.تا صبح کلافه بودم.آخه نگاری تو که میدونی اینترنت چند روزه تو اینجا چقدر مزخرف و مسخره شده پس آخه چرا دیروز همچی حرفی زدی... اه خیلی کلاه ام. حالت چطوره؟ خوبی؟ خوش میگذره؟ رسیدین اونجائی که میخواستین برین؟ کجا رفتین نگاری؟ نگاری نکنه رفتی هلند و صداشو درنمیاری؟ وای نگاری خیلی  استرس دارم و کلافه م. یعنی چی میخواد بشه؟؟؟؟؟ نگاری یادت باشه هر اتفاقی بیفته تو نگاری خودمی،تو عشق منی، تو نفس منی، تو جوووونِ منی،تو عر منی، تو همه چزه منی نگاری،یادت نره. میدونم که میدونی عاشقتم،میدونم که میدونی میمیرم برات،میدونم که میدونی دیوووونتم،میدونم که میدونی دوست دارم،میدونم که میدونی تو فقط ماله منی فقط من فهمیدی...فقط من. نگاری امروز اولین روز ماهِ رجبِ. واسه سلامتیت نذر کردم و روزه گرفتم. نگاری نذر کردم که اگه خدا بخواد کارا جور بشه تا خود ماه رمضون روزه بگیرم... یعنی میشه خدا.... نگاری تو هم دعا کن.تو هم عین قبل همه تلاشتو بکن فقط توروخدا زود از کوره در نرو. نگاری عاشقتم. میمیرم برات.نگاری یادت نره که من بدون تو میمیرم...

دیشب خونه حاج آقا نرفتم. نگاری اصلاً حوصله نداشتم حتی حوصله استاد رو. تو ماشین که بودم انقدر حالم بد بود و گرفته بود که تابلو که چه عرض کنم شده بودم بیلبورد.

وای نگاری توروخدا ....

نگاری جووووونم الان کجائی؟ با کی رفتین؟ کی برمیگردین؟ وای نفسم درنمیاد...

توروخدا مواظب خودت باش...

انگشتام حس نداره.همش دارم میمالم بهمدیگه  ولی نمیدونم چرا اینجوری شدن. ...

نگاری الهی قربونت برم چقدر دوس داشتم دیروز که از خواب بیدار شدخ بودی پیشت بودم.میدونم خوایت میومد ولی نمیذاشتم بخوابی... قلقلکت میدادم و جیغتو درمیاوردم و بیدارت میکردم. کاری میکردم که بیفتی دنبالم و تو اتاق خوابت دنبالم کنی...بلغ میکردم و میخوابوندمت رو تخت و سرمو میکردم زیر لباس خوابت و ... بعد دمر میخوابوندمت و ماساژت میدادم.انقدر ماساسژت میدادم تا بازم خوابت ببره.بعدشم خودمم دراز میکشیدم و پیشت میخوابیدم.... خیلی خسته ام. منم خوابم میاد. دیشب اصلاً نتونستم بخوابم.

نگاری توروخدا مواظب خودت  باش...

دوست دارم.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

دیوووووونتم.

نگاااااااریییییییی جوووووووونم خییییییلییییییی دووووسسسست دااااااارم%

اردیبهشت: شما اكنون تصویری واقع بینانه نسبت به آینده در ذهن دارید، اما هنوز هم فكر كردن بیش از اندازه در مورد موفقیتهای مربوط به گذشته كه از دستشان داده‌اید باعث می‌شود كه نتوانید به خوبی از آنچه پیش رویتان قرار دارد بهره بگیرید. پیگیری كردن مهم‌ترین هدفهایتان بسیار مهم است، اما توسعه دادن امكانات دیگر نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به یاد داشته باشید كه رویاهای شما می‌توانند پتانسیل ناشناخته‌ای كه در موقعیت اخیر پنهان بودند را احیا كنند.

مهر: ممكن است شما به خاطر اینكه چیز مهمی را از دست داده‌اید، احساس خوبی نداشته باشید. هنوز هم نظریه كند و كاو كردن یك مشكل برای فهمیدن اینكه چه كاری لازم است انجام شود، نظریه خوبی است. شما باید جنبه خوب هر چیزی را تشخیص بدهید. اما اگر اشتباهی رخ داد اگر همین الان با آن موضوع برخورد كنید بهتر از این است كه آن را به آینده موكول كنید.

چهارشنبه سوم تیر 1388 |

 

نفسم در نمیاد

سلام نگاری جووووونم.شبت بخیر باشه پرنسس.خوبی؟

نه من خوب نیستم/از عصری همینجوری اعصابم خورده.اصلاً حال و خوصله ندارم.

نگاری بخدا نمیدونم از دست این اینترنت چیکار کنم.اگه بدونی چه ضد حالی بهم زد.

امیدوارم مسافرت بهت خوش بگذره.واقعاً خوش بگذره. جای منم خالی کن و مواظب خودت باش.

خیلیم مواظب خودت باش.مواظب نینیمونم باش.

نفسم درنمیاد....

مواظب خودت باش.

دوست دارم عشق من.

عاشقتم عشق من.

میپرستمت عشق من.

میمیرم برات عشق من.

دیوووووونتم عشق من.

چاکرخاتیم عشق بیشرک من.

نگاااااااارییییییییی جووووووونم خیییییییلیییییییی دووووسسسست دااااااااارم%

سه شنبه دوم تیر 1388 |

 

از حرصم میخوام زمینو گاز بزنم........

سلام نگاری حالت خوبه؟ من خوب نیستم. حالم خیلی گرفته س. آخه تو که میدونی وضعیت اینترنت تو ایران چه جوریه،پس چرا اینجوری به سارا گفتی .نگار اخه من از دست این کارای تو چیکار کنم. گند بزنه به این اینترنت مسخره کثافت بیشعور که حالی به حالی میشه و گند میزنه به من میره. نگاری جووووونم الهی قربونت برم تو خوبی؟ الهی فدای اون ریخته و قیافه ی شلخته ت برم من. الهی قربونت بشم من نگاری بخدا این اینترنت چنان زد برجکمو آورد پائین که تا عمر دارم یادم نمیره. نگاری یعنی الان رفتی؟ یعنی میشه یه بار دیگه بیای و بخونی و بعد بری. وای نگاری کجا داری میری؟ کی میای؟ من دارم دق میکنم. بخدا نگاری از یه ساعت پیش تا الان نفسم درنمیاد. نگار بخدا شیر گرفته بودم از حرصم زدم زمین و ترکید و همش پخش شد رو زمین. تا نیای و بنویسی شیر نمیخورم. وای نگاری الهی فدات بشم من آخه چرا به سارا اینجوری گفتی.خدایا این کثافتا کی میخوان بی خیال این نت بشن. اینا به فکر ما ه نیستن بابا ما زن و بچه داریم آخه.تنها راه ارتباطیمونم که همینه فقط من چیکار کنم... مردم بخدا نگار. کاش میومدی میخوندی و بعد میرفتی... کاش میومدی و بعد میرفتی فقط میخوندی... نگار کجا میری<کی میای/. وی نگار اشکم دراومد بخدا.ببین توروخدا، تو حالت خوب بودا ولی من گند زدم بهش رفت.نگاری ببخشید.بخدا من نمیدونستم که میخواد اینجوری بشه.ببخشید.اشکم دراومد. اه. فقط مواظب خودت باش. کاش سیستم دائی رو با خودت میبردی.حالا من چیکار کنم؟ چند روزه برمیگردی؟ با کی میری؟ کی میای؟ حالت خوبه؟ وای نگار ....دارم دیوووووونه میشم.میخوام از حرص زمینو گاز بزنم.

دوست دارم.

عاشقتم نگاری.

میمیرم برات عشق من.

میپرستمت عمرم.

دیووووووووونتم.

نگاااااااریییییییی جووووووونم خییییییلیییییییی دووووسسسسست داااااارم٪

سه شنبه دوم تیر 1388 |

 

بخدا بازم سایته فیلتر بود... خاک تو سرشون کنن

نگاری سلام الهی من بمیرم.بخدا نت قطع بود و سایته فیلتر شده بود و باز نمیشد.خاک تو سر هر کسی که باعث فیلتر شدن این سایت میشه.بخدا اگه بدونی چه حالی دارم..... نگاری کجا میخوای بری؟ چند روزه  برمیگردی؟ نگاری خوبی؟ وای انقدر اعصابم خورده که نگو.... بقرآن سگ شدم.نفسم درنمیاد. وای چرا باید اینجوری بشه اخه.اه گند بزنه. بخدا نگار سایت باز فیلتر شده بود و واسه همین نمیشد بنویسم وگرنه تو که میدونی من عاشق واسه تو نوشتنم.نگار بخدا نمیدونم چی بگم باید بگم ببخشید یا غلط کردم یا نمیدونم هر چیزه دیگه ای. نگاری بخدا حالم انقدر گرفته شده که خدا میدونه. وای بغض اومد تو گلوم. نگاری کجا میخوای بری؟ بیشرف حالا دیگه شعرای منو مسخره میکنی.عاشقتم نگار. من این چند روزه چیکار کنم آخه؟ چه جوری طاقت بیارم.لا اقل بگو چند روزه برمیگردی؟ نگار ببین چه حالی شدم. خانوم گلم آخه کجا داری میری. دائی کار هلندش جور شده؟ وای نگار دیگه نمیتونم بنویسم حالم بد شد.مواظب خودت باش.بخدا نفسم درنمیاد.میرم خونه....

مواظب خودت باش نگاری.

میمیرم برات.

عاشقتم.

میپرستمت.

دیوووووونتم.

نگااااارییییییی جووووووونم خیییییییلییییییی دووووسسسست دااااارم٪

سه شنبه دوم تیر 1388 |

 

فال روز 2 تیر

سلام نگاری جوووووووونم.خوبی قربونت برم الهی. هنوز خوابیدی تنبل. الهی قربونت بشسم من. بیبین چی پوشیده...بیشرف.نگاری ولی موهات اینجوریم خوشگله ها.عاشقتم نگاری. بخودت خوب میرسی ،باشه؟ نگاری من باید هر روز بهتر از دیروز باشه،فهمیدی؟ هر روز بهتر از دیروز.بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس. مرسی ار اینکه ذاشتی میمیا آزاد باشن. بوووووووش

مواظب خودت باش.

دوست دارم عشق من.

عاشقتم عشق من.

میپرستمت عشق من.

میمیرم برات عشق من.

دیوووووونتم عشق من.

چاکرخاتیم عشق بیشرک من.


نگاااااااارییییییییی جووووووونم خیییییییلیییییییی دووووسسسست دااااااااارم%

اردیبهشت: فقط به خاطر اینكه بتوانید قابلیتهای شخصی خود را نشان دهید، همراهی كردن با یك گروه را فراموش كنید. امروز تعریف كردن نیازهای شخصیتان و سپس برنامه‌ریزی كردن بر اساس آنها برای شما از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به خاطر طرز فكر دوستانتان و خانواده‌تان نگران نباشید. حتی اگر آنها انگیزه‌های شما را متوجه نشوند، وقتی كه شما در مسیر خود شروع به كار می‌كنید این موضوع برایشان واضح‌تر می‌شود.

مهر: امروز شما برای قدری تفریح كردن آمادگی دارید، اما این تفریح باید به دلخواه شما باشد. ایده شما این است كه تفریح و سرگرمی همیشه باید وجود داشته باشد و شاید این خواسته شما همیشه برآورده نشود. این نوع طرز تفكر مطمئناً برای شما بسیار خوشایند است، اما زیاد هم انعطاف ناپذیر بودن نیز باعث می‌شود نتوانید خوب فعالیت كنید. در موقعیتی كه شما واقعاً نیاز دارید از زندگی لذت ببرید، كمی نرم‌خویی می‌تواند به نشاندن لبخند روی صورتتان كمك كند.

سه شنبه دوم تیر 1388 |

 

نگاری مواظب خودت باشی آآآآ.بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

سلام نگاری جووووونم.خوبی قربونت برم الهی. صبحت بخیر باشه پرنسس.الهی فدای فرشته کوچولوی خوشگلم بشم من. الهی فدات بشم من. عاشقتم بیشرک.خوبی؟ چه خبر؟ چیکار میکنی؟ الهی فدات بشم من. منم خوبم مرسی.آره خوووووبم.مهوشیم چطوره؟الهی قربونش بشم من.نگاری یه چیزی میگم نخندیا.... دیشب همینجوری رو تخت که دراز کشیده بودم داشتم به اون سئوالائی که کرده بودی فکر میکردم و ..... آخرش جوری شد که از رو تخت اومدم پائین و رو زمین دراز کشیدم.بیشرفی دیگه،بیشرف.داشتم اون شعر وقتی مهوشی کوچک بود رو میخوندم.خیلی زور زدم که بتونم عین تو بخونم ولی نشد،آخه آخه تو نه اینکه یه دونه ای واسه همین تمامه کاراتک یه دونه ایه.نگاری راستشو بگو ادای منم درمیاری؟؟؟؟؟ نگو نه که باورم نمیشه! تو از بیشرفی ادای خودمو جلوی خودم درمیاوردی چه برسه به الان... نگاری عاشقتم،عاشق این کاراتم.میپرستمت نگاری میپرستمت. دیگه چطوری؟ مارونمیبینی خوش میگذره؟ (این جمله رو هر وقت مامان زنگ میزنه بهم میگه). تازه رسیدم یعنی 7:55 رسیدم و سیستم رو روشن کردم و کانکت شدم و شروع کردم به نوشتن واسه باحال ترین رئیس دنیا، آهان راستی بچه ها داشتن صبحونه میخوردن که منم رفتم و دو تا لقمه باهاشون خوردم،فقط دو تا لقمه ها نه بیشتر نه کمتر. نگاری دیشب اصلاً نتونستم بخوابم عین پریشب و پس پریشب... یعنی چی میشه...خدایا...

نگاری جووووونم خانم شیردست منو امشب شام دعوت کرد .بهش گفتم کارم مشخص نیست که کی تموم بشه . قول نمیدم که بتونم برسم یا نه ولی ایشون تاکید کردن که حتماً بیا،بعدشم از شما پرسیدن و از اینکه کی قراره بیای ایران.بعد گفت اگه بهی رو هم بیاری خوشحال میشیم...ولی من گفتم شاید نتونم خدمت برسم  تازه قطع کرد.نمیدونم چیکار کنم.اصلاً دوس ندارم تو این زمان برم قزوین.هر چی گفتم نمیتونم بیام و معذرت خواهی کردم ولی خانوم شیردست گفتم منتظرم... بهم گفت به علی گفتم(اسم کوچیک حاج آقا) من خودم زنگ میزنم که بیاد و عین دفعه های قبل نشه که نیومد... ولی نمیرم.گفتم که نمیام و کار دارم ... یه خورده هم مشکوک میزد اونم این موقع وسط هفته و شام؟؟؟؟؟ همیشه آخر هفته ها دعوتم میکردن  و من نمیرفتم ولی حالا؟؟؟؟؟؟ نمیدونم. به نظرت چه خبره؟؟؟؟؟

نگاری دائی بهرام چطورن؟ حالشون خوبه؟ رها کوچولو چطوره؟ نگاری خیلی وقته از رها چیزی نمینویسی؛ حالش خوبه؟ هنوز همونجوری لخت میگرده؟؟؟؟؟ عاشقتم نگاری که از الان تاثیرت رو بچه گذاشتی رفت. ولی هر چقدرم که بخوای روش تاثیر بذاری و بزرگ بشه عمراً اگه به گرد پای تو برسه.بابا تو اصلاً یه چیزه دیگه ای. نگاری بخدا نخبه توئی الکی اسم ما بد در رفته.تو نخبه ای نگاری، تو این کاره ای... نگار چی پوشیدی؟ یادته بهت میگفتم تو هر چی بپوشی بهت میاد، الانم همونو میگم تو هر چی بپوشی بهت میاد از 30 سانت پارچه گرفته تا یه لباس ماسکی یا هانتو یا کوتاه یا هر چیزه دیگه،البته اگه نپوشیم که دیگه معرکه تر میشی.بووووس نگاری چقدر دوس دارم تو اون لباس آبیه که روزای اول بهم میگفتی خیلی دوسش داری ببینمت. مطمئنم لباسای قشنگتر از اون خیلی زیاد داری ولی اون تو ذهن من یه چیزه دیگه س یا اون حریر شیری رنگه که تو مهمونی خونه مامانی پوشیده بودی،ولی من دوس دارم تو اون لباس  آبی رنگت ببینمت.

چقدر تو ماهی نگاری... نگاری دیشب پیشه مامان سوری نرفتم. راستشو بخوای خیلی از دستش ناراحتم واسه همین ر وقت که میخوام برم پیشش انقد این دست اون دست میکنم که دیر میشه و نمیرم. وای نگاری همین الان حاج آقا زنگ زد.بهش گفتم استاد چقدر حلالزاده این؛الان داشتم از شما واسه نگار مینوشتم که زنگ زدین. میدونی چی گفت.... گفت پس من زنگ بزنم به مادرم بگم خیالش راحت باشه که من حلال زاده ام. میبینی توروخدا اینم از استاد ما. میدونی به من چی میگه ؟ میگه از استان قزوینت چه خبر؟ میبینی این از استاد ما اینم از استاد شما... خدائیش ببین چه استاد هلوئی داری.نگاری رئیس دانشگامون غفوری فرد بود دیگه، خوب؛ بعد از اینکه احمدی نژاد میره قزوین و اونم به استقبالش نمیره از کار برکنارش کردن.وای  وقتی شنیدم هنگ کردم.از دیشبم تلویزیون داره فیلمای این روزا رو نشومن میده و به مردم میگه هر کی اینارو میشناسه اعلام کنه که دستگیرشون کنیم... حالم بد شد... نگار دیروز به یکی دو نفر از بچه ها زنگ زدن و گفتن شما از این کلمات زیاد استفاده میکنین اگه بازم بخواد تکرار بشه میفرستیم دنبالتون. حالا اینا راجع به چی حرف میزدن،راجع به حوادث اخیر و اتفاقاتی که افتاده.... خیلی خفن شده. بچه های اَپرُچ میگن که مکالمات شنود میشه. مسیج از دیروز راه افتاده.سند میشه ولی به مقصد نمیرسه.اینا میگن میره تو اینباکس  دولت بعد از چک شدن ارسال مجدد میشه.... بی خیال.بگذریم.

از سامی چه خبر؟ تو این مدت چیکار میکرد؟ بیرون میرفت یا نه..... فکر کنم با توجه به خصوصیاتی که از اونا میشناسم احتمال بیرون رفتن روزبه بیشتر از بقیه شون بوده نه؟؟؟؟؟ اگه تو بودی که حتی شب خونه نمیومدی و میموندی بیرون.تو یه بیشرفی هستی که دومی نداری.من ورو میشناسم پرنسس.

خوبی؟ میدونی که من همه امیدم به توئه پس خوب  باش عشق من.... خوبه خوبه خوبه خوب....

نگاری توروخدا مواظب خودت باش،باشه؟؟؟؟؟

نگار خیلی دوست دارم. انقدری دوست دارم که نتونم بدون تو زندگی کنم.انقدری دوست دارم که حتی یه ثانیه بدون تو نتونم دووم بیارم.انقدری عاشقتم که با فکر کردن به تو و عشق تو و مهربونی و بیشرفیت دارم زندگی میکنم و اگه یک ثانیه بدونم که اینجوری نیست میمیرم نگار.نگار من دوست دارم.من عاشقتم.نگار توروخدا.... خداااااایااااااااا.... خدایا خودت کمکمون کن.

مواظب خودت باش.

دوست دارم عشق من.

عاشقتم عشق من.

میپرستمت عشق من.

میمیرم برات عشق من.

دیوووووونتم عشق من.

چاکرخاتیم عشق بیشرک من.


نگاااااااارییییییییی جووووووونم خیییییییلیییییییی دووووسسسست دااااااااارم%

Thank you for being a part of my life
whether you were a reason, a season or a lifetime
 متشكرم كه پاره‌اي از زندگي من شده اي.
 چه براي انجام يك مقصود يا يك دوره يا براي هميشه

  اردیبهشت

مشخصات كلي متولدين اردبيهشت ماه: خيلي قانع ، صبور و آرام ، پرتحمّل ، عاشق مالكيّت ، حسود ، متعصّب ، اهل اعتدال ، با محبّت ، خيلي قوي و سالم ، عاشق عطر و بوي طبيعي ، از تجارب گذشته الهام مي‌گيرد ، واقعاْ وفادار ، مخالف افراط ، ‎‎‎با سليقه ، خوشگل‌پسند ، پول‌دوست ، هميشه راضي ، مصمّم ، پركار ، سخاوتمند ، مؤقّر و سنگين ، فقط در مقابل حرف آرام رام مي‌شود ، اهل ماديّات ، دنبال زندگي شيرين ، مادّي‌گرا و سودجو ، به‌هر كاري صورت واقعي مي‌دهد ، مخالف خشونت ، با ثبات و پايدار ، عاشق صلح و آرامش ، صادق ، مال جمع كن ، اهل هنر ، مخالف درگيري ، اگر عصباني شود طوفان بپا مي‌كند ، مستعد كشاورزي ، هركاري را به پايان مي‌رساند ، رئيس فعّال و لايق ، با همه كنار مي آيد ، خود سر ، نجيب، عاشق خانه و خانواده ، عاشق طبيعت ، عاشق رفتار ملايم ، كمك رسان ، داراي قلبي بزرگ ، با صفا ، مسلّط به نفس ، داراي عزّت نفس ، عاشق گل و زيبائي ، بي تفاوت نسبت به دشمنان ، ميانه رو ، رفيق و دوست بسيار شيرين ،شيك پوش ، علاقه‌مند به موسيقي ، قدر شناس ، مخالف عجله ، داراي تحمّل زياد ، محتاط و مخالف اعتراض و انتقاد .

زن متولد ارديبهشت طبيعت را دوست دارد. مادري سخت‌گير، همسري فداكار و كمك دهنده، عاشق موسيقي و ساز و آواز است. از بسياري جهات نمك رندگي محسوب مي‌شود. دغلباز و ناپاك و اهل فلسفه بافي نيست. در عشق بي‌پرواست. در شيك‌پوشي طرفدار سادگي است، مخالف شتابزدگي است و يك رگ لجبازي دارد.

مهر

مشخصات كلي متولدين مهر ماه: اهل اعتدال ، حامي وپشتيبان همسر ، شيرين بيان ، صلح جو ، علاقه مند به فضا ، آرام و متين ، بسيار منطقي ، بي آلايش ، عاشق اصالت ، علاقه مند به موسيقي ، اجتماعي ، مؤقّر ، بد پيله ، خجالتي ، پر از احساس ، اهل مشورت ، عاشق هنر و ادبيات ، سياستمدار ، به فكر فردا نيست ، مقبول اطرافيان ، اهل مساوات و برابري ، پر شور و حرارت نيست ، عاقل ، اهل حمايت از ديگران ، معتدل و پايدار ، شكمو ، اميدوار ، با انصاف ،خوش سليقه ، اهل تجزيه و تحليل ، گاهي تنبل ، كنجكاو و جستجو گر ، متنفّر از زيادي مهمان ، انتقامجو ، از بي بند و باري متنفّر است ، با معلومات و با درايت ، به آساني تغيير عقيده نمي دهد ، مهربان ، شيك پوش و جذّاب ، نكته سنج ، داراي پشتكار فراوان ، يك روز گرم و يك روز سرد ، هوشمند ، مشاور خوب ، دوست ياب ، منظّم و مرتّب ،عاشق رنگ آبي ، گاهي لجباز ، مثل باتري بايد مرتّب شارژ شود ، صادق و درستكار ، خوش مشرب ، ساده دل ، آسان گير ، دو دل و مردد ، خوش‌بين .
مرد متولد مهر با انصاف، متعادل، زن پرست، خوش سليقه و گاه تنبل و بي اعتنا نسبت به زندگي، اگر شوهر متولد مهر داريد هميشه به سر و وضع خود برسيد خانه را تميز و مرتب نگاه داريد. اين مرد به هيچ وجه مايل به رنجاندن ديگران نيست. شما مي‌توانيد به خود بباليد كه هوشمند‌ترين مشاور جهان را د رجوار خود داريد.

در میان من و تو فاصله هاست
گاه می اندیشم
می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
تو توانایی بخشش داری
دستهای تو توانایی آن را دارد
که مرا
زندگانی بخشد
چشمهای تو به من می بخشد
شور عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگی من هستی
دفتر عمر مرا
با وجود تو شکوهی دیگر
رونقی دیگر هست
می توانی تو به من
زندگانی بخشی
یا بگیری از من
آنچه را می بخشی
من به بی سامانی
باد را می مانم
من به سرگردانی
ابر را می مانم
من به آراستگی خندیدم
من ژولیده به آراستگی خندیدم
سنگ طفلی ، اما
خواب نوشین کبوترها را در لانه می آشفت
قصه ی بی سر و سامانی من
باد با برگ درختان می گفت
باد با من می گفت :
” چه تهیدستی مرد “
ابر باور می کرد
من در ایینه رخ خود دیدم
و به تو حق دادم
آه می بینم ، می بینم
تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی
من به اندازه ی زیبایی تو غمگینم
چه امید عبثی
من چه دارم که تو را در خور ؟
هیچ
من چه دارم که سزاوار تو ؟
هیچ
تو همه هستی من ، هستی من
تو همه زندگی من هستی
تو چه داری ؟
همه چیز
تو چه کم داری ؟ هیچ
بی تو در می ابم
چون چناران کهن
از درون تلخی واریزم را
کاهش جان من این شعر من است
آرزو می کردم
که تو خواننده ی شعرم باشی
راستی شعر مرا می خوانی ؟
نه ، دریغا ، هرگز
باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی
کاشکی شعر مرا می خواندی
بی تو من چیستم ؟ ابر اندوه
بی تو سرگردانتر ، از پژواکم
در کوه
گرد بادم در دشت
برگ پاییزم ، در پنجه ی باد
بی تو سرگردانتر
از نسیم سحرم
از نسیم سحر سرگردان
بی سرو سامان
بی تو - اشکم
دردم
آهم
آشیان برده ز یاد
مرغ درمانده به شب گمراهم
بی تو خاکستر سردم ، خاموش
نتپد دیگر در سینه ی من ، دل با شوق
نه مرا بر لب ، بانگ شادی
نه خروش

سه شنبه دوم تیر 1388 |

 

مواظب خودت باشی آآآآآ.بوووووووس + بلللللللللللغ

سلام نگاری جووووونم.خوبی قربونت برم الهی.شبت بخیر باشه. چطوری پرنسس؟ خوش میگذره؟ بهتری؟ الهی فدات بشم من. قربونت برم الهی،خوبی؟ منم خوبم مرسی.ببخشید اگه دیگه دیر شد آخه آخه بازم نت مشکل پیدا کرده بود و سایت باز نمیشد و بعدشم بعدشم میخواستم برم پیش مامان سوری ولی نرفتم... مطمئنم که دیگه همه شاکین که چرا نرفتم ولی نمیدونم چرا هر دفعه که میخوام برم یه چیزی میشه و نمیشه برم.اصلا خدا هم نمیخواد که برم ... خوب نمیدونم چرا اینجوری میشه. شاید الان برم.زنگ بزنم آژانس بیاد و برم . زودی برگردم. وای نگاری هنوز نماز نخوندم.......  نه اول برم نماز بخونم بعد برم... نه بعدش باید دوش بگیرم... وای پس با این تفاسیر امشبم نمیشه رفت به همین سادگی... چطوری بیشرف خوشگل من.عاشقتم. خانوم برزگر میدونی چقدر دوست دارم؟؟؟؟؟ میدونی؟؟؟؟؟؟ نگاری بگو...اِ دستتو بنداز چرا اینجوری میکنی... بیشرف. میمیرم برات نگاری.میپرستمت عاشقتم.نگاری شام خوردی؟ حالت خوبه؟ چی پوشیدی؟ همون صورتیه؟؟؟؟ عروس خانوم یکی یه دونه ی من، مهربونت ترین فرشته دنیا،خوشگل ترین پرنسس دنیا، بیشرف ترین رئیس  موجود تو بازار میخوامت، میمیرم برات، میپرستمت؛یه دونه ای نگاری؛ یه دونه/خدایا...... توروخدا مواظب خودت باش.... خانوم گل ما دیگه چیکار میکنه؟ معده ت چطوره نگاری؟ تا نگی چطوره همینجوری میپرسم انقدر میپرسم  انقدر میپرسم تا بگی، بگو دیگه نگاری ...نگاری دلم برات تنگ شده...خیلی تنگ شده نگاری... نگاری یه سئوال : وقتی مهوشی کوچک بود اینهمه که الان روش حساسی اونوقتم همینجوری بودی؟ اونوقت مو داشت؟ یادته توکردان،بار اولی که مهوشی مریض شده بود و به درخت تکیه داده بودی .... هیچوقت یادم نمیره نه بخاطر باحال بودنش یا اینکه دفعه اولی بود که اونجوری میشد،نههههههه اصلاً، بخاطر اینکه خیلی گریه کردی... جریانائی که باعث شدن گریه کنی و اشکت دربیاد و منم خبر دارم( حالا بماند که چقدرش بی خبر از من بوده و تو تنهائی) ولی هیچوقت یادم نمیره،همه اینا منو بیشتر تحریک میکنه که تو راهمم مصمم تر باشم و واسه جبرانش جونمو بدم...خدایا......  نگاری جوووووونم الهی قربونت برم من،الهی فدات بشم من، مواظب خودت باش؛خندون باش که خنده بهت میاد،خیلیم بهت میاد مخصوصاً اگه همرا باشه با کشیدن صدات و ناز کردن.... وای نگاری خیلی خوردنی هستی خیلی... میخورمت نگاری، عاشقتم.وای چقدر دلم دوش آّب گرم میخواد، تو وان دراز بکشم و تو هم جلو باشی و از پشت بلغت کرده باشم و ماساژت بدم... خودم رو بدنت کف بریزم و بشورمت... وای نگاری دیوووووونم کردی رفت... ببین سیا رو... آره نگاری این بچه ت خیلی حساسه.... نگاری بلغم میکنی؟ ولم نکن باشه عین بچه ها تا صبح میخوام تو جام جمع بشم و تو بلغم کنی ... آچان راستی وقتی میرفتم تهران اونجائیکه میشستم همونجوری بود که تو دوس داشتی.... پاهامو جمع میکردم تو سینه مو بلغ میکردم تقریبا خیلیای دیگه هم اونجوری میشستن.نگاری همه جا با خودم میبردمت عین همیشه، جاتو حسابی خالی میکردم البته بماند که بد بودن ولی بازم دیگه..... نگاری توروخدا مواظب خودت باش. نگاری جووووونم خیلی دوست دارم. فخلادیت عاشقته و همه جوره واست میمیره، همه جوره عشق من مواظب نینیمونم باش.عاشق مامانِ نینیمم،میپرستمش.بووووووووووووووووووس از همه جات از همه جات! دوست دارم.

عاشقتم عشق من.

میمیرم برات.

میپرستمت.

دیووووووونتم.

چاکرخاتیم بیشرک.

نگاااااااااریییییییی جووووووووونم خییییییییلیییییییی دووووسسسسست داااااارم٪

دوشنبه یکم تیر 1388 |

 

چاکرخاتیم بیشرک.بوووووووووووووووس

سلام نگاری جووووونم.خوبی قربونت برم الهی.خوبی عشق من. چه خبر؟ بهتری؟ خدارو شکر الان سایت زوری باز شد و عین چند روزه گذشته اذیت نکرد، دمش گرم. خانوم گل ما در چه حاله؟ الهی قربونت بشم من. رفته بودم نماز و الان اومدم. کلی دعات کردم عین همیشه...خدایا... نگاری جووووونم خوبی؟ الهی فدای بیشرک ترین بیشرک دنیا بشم من. عاشقتم نگاری. چه خبر؟ حالت خوبه؟ معده ت چطوره؟ بهتری؟ الهی من بمیرم.... نگاری راستشو بخوای این استرس این هفته داره خفه م میکنه.هر چقدر میخوام به روم نیارم نمیشه.بگذریم من خودمونو بخدا سپردم .... نگاری جووووونم چی پوشیدی؟ چرا امروز نمیری دوش بگیری؟ خبریه؟؟؟؟؟ نگاری نگفتی من چی رو یادم رفته بود؟ میبینی توروخدا هر سئوالی رو باید ازت 100 دفعه بپرسم،باید به این استادت چوقولیتو بکنم...... نگاری جووووونم امروز قرار شده به نشانه اعتراض از ساعت 5 تا 6 همه ماشینا چراغاشونو روشن کنن. نیروی انتظامی حکم تیر داده ماموراش و اعلام کرده هر کسی باشه بهش شلیک میکنه اینا هم واسه همین اینجوری میخوان اعتراضشون رو نشون بدن. نگاری تو هم اگه اینجا بودی میرفتی بیرون مگه نه؟ مطمئنم که اینکارو میکردی و از روشنک خیلی خیلی قویتر و شجاع تر بودی و بجای گریه کردن میرفتی بیرون و حقت رو میگرفتی عین بقیه مردم مگه نه؟ الهی من فدات بشم، میمیرم برات نگاری.عاشقتم بخدا. خیلی گلی قشنگ. نگاری جووووونم مهوشیم در چه حاله؟ حالش خوبه؟ نگاری توروخدا اذیتش نکن باشه؟ چه جوری دلت میاد اذیتش میکنی آخه! قببونش بشم من.بووووس بوووووس بووووس بوووووس از همه جات پرنسس خوشگل من. نگاری همینطور باید همیشه مواظب میمیامم باشی و همش تحت فشار نذاریشون.کمی هم بذاری تو طول شبانه روز واسه خودشون آزاد باشن. یه جائی خوندم که با اینکار از فرم نمیوفتن ولی با تحت فشار بودن زیاد احتمال آسیب دیدنشون هست.بذار باز باشن و بعد بیا تو بلغم.... عاشقتم نگاری.عاشقتم.. نگاری جووووونم الهی قربونت برم دیگه چطوری؟ شرکت میری؟ از رها چه خبر؟ از مامانش خبری نشد؟عروسی روشنک کی شد؟ نامزدی نیما کی شد؟ مامانی چطوره؟ با مامان سارا آشتی کردی یا نه؟ دلم برات خیلی تنگ شده نگاری نگاری جووووونم الهی قربونت برم،من خیلی خیلی خیلی خیلی خوشبختم چون تورو دارم؛همیشه بخودم میبالم بخدا نگاری شاید این حرفارو بهت نگفته باشم ولی از وقتی که با تو آشنا شدم دیگه بخودم نمیگم چقدر بد شانسم،اتفاقاً همیشه برعکسشو میگم.اینم از خوش شانسیِ فوق العاده منه.عاشقتم نگاری.تو انقدر بزرگ و مهربونی که واقعاً نمیدونم چی بگم.باورت میشه اگه بگم زبونم  بند میاد... ولی فکر نکنی چون زبونم بند میاد دیگه کاری نمیکنما نهههه.... الهی فدات بشم نگاری. دختر تو انقدر بیشرفی که من تو کفتم. کف بر کاراتم نگار. تو همون کف ترتیبتو میدم حالا صبر کن .... آهان آهان من امروز میخوام برم ملاقات مامان سوری. بردنش خونه عمو علی.

دوست دارم نگاری.

عاشقتم.

میمیرم برات.

میپرستمت.

دیووووووونتم.

چاکرخاتیم بیشرک

نگاااااارییییییی جووووووونم خیییییییلیییییییی دووووسسست داااااارم%

دوشنبه یکم تیر 1388 |

 

واااااااایییییییی دیووووووونم کردی رفت.عاااااااااشقتم.بوووووووووووس

سلام نگاری جوووووونم.عااااااااشقتم.بیشرف مردم از خنده.بخدا یه بیشرف بلندی گفتم که همه کپ کردن.الهی قربونت برم من. الهی فدات بشم من. خوبی نگاری؟ الهی قربونت برم من. من خوبم خوبه خوبه. پریروز جات خالی نباشه انقد اشک آور زده بودن که چشم چشمو نمیدید.سینه م اذیت میکرد که دیروز شربت آبلیمو خوردم و الان خوبه خوبم. اینا واقعاً وحشین نگار، یعنی حیف اسم وحشی رو اینا بذارن.از وحشی بدترن.نه قربونت برم من حواسم شیش دونگ هست.قربونت برم الهی  جون مامانم رو که قسم میدی بخودت برمیگرده آ، آخه آخه مامانِ من توئی قربونت برم الهی. من حواسم هست،قول!!!!!! در ضمن متوجه منظورتون در باره میرحسین شدم.بووووس.  نگاری دیشب میدون آریاشهر رو به آتیش کشیدن.نگاری بیشتر خرابکاریا کاره خودشونه، میریزن میزنن و میشکونن و آتیش میزنن بعد میندازن تقصیر طرفدارای موسوی. دیشب باز شیردست زنگ زده بود و کلی سفارش که اصلاً تهران نرو.سرکار هم نمیخواد بری،بیا بریم سفر.اونم میگفت دلم شور میزنه اینا رحم ندارن و از این حرفا... ولی آخه من که کاری نمیکنم.

نگاری قربونت برم تو آخره باهوش و بچه زرنگی. من بالاترین نمره ای که تا حالا به کسی دادم 13 یا 14 بوده. 20 یعنی آخرشی،لنگه نداری،تکی.ببین چقدر حسودی تا فهمیدی من تیزهوشان درس خوندم با این نمره ای که از من گرفتی میخوای بری تیزهوشان درس بخونی.... ای بیشرف.عاشقتم نگار.کاش میدید وقتی میگم و مینویسم عاشقتم نگار،چه جوری بدنم گُر میگیره و بلرزه درمیاد.چه جوری ضربان قلبم میره بالا... الهی قربونت بشم من.نگاری تو واقعاً فرشته ای.تو واقعاً یه دونه ای.آره عزیزم تورو باید قاب کرد زد رو دیوار،البته منظورم نمره ای که گرفته ای آآآ.نگاری امروز اول تیر ماهِ.دو هفته دیگه میشه یک سال.نگاری به مرگ فرهادیت اگه بدونی چه حالی دارم،دارم باهات زندگی میکنم نگار،تو هر ثانیه،تو هر نفس؛تو هر ضربان.نگاری وقتی میگم تا حالا اگرد نداشتم و اگه داشتمم به نازی تو نبود،به قشنگی تو نبود،به مهربونی تو نبود،با کمال صداقت میگم.نگار تو اعجوبه ای بخدا. یه وقتهای میشه که بچه ها اینجا میشینن و از دوستاشون یا از نامزداشون میگن. من فقط میشینیم و گوش میکنم و میبینم که خدای من اینا راجع به چی دارن حرف میزنن.اینائی که اینا میگن در برابر بزرگی و مهربونی تو هیچی نیست حالا چه برسه به اینکه بخوام مقایسه کنم.وای نه بمیرمم این فکر تو ذهنم خطور نمیکنه.نگار من تکه،لنگه نداره.عاشقتم نگار. نگاری این نخبه رو باید.... چی... خیلی بی ادبی بیشرف. فقط دارم میخندم.هر کی رد میشه یه سرکی داره میکشه... چششون دربیاد...رفتم درو بستم.

عزیزه دلم نمیذارم مهوش دردش بگیره.کلی رفتم مطالعه کردم تا گوشی دستم بیاد.نگار یادته اون شب که بقول خودت امتحانم میکردی... الانمو که با پارسال مقایسه میکنم میبینم که آره کمی بیشرف شدم.فکر کن دیگه شاگردم داره،البته شما تاج سری خانوووووم. بیشرف وقتی میگفتی باید صداشو دربیاری میموندم که باید چیکار کنم.... چقدر تو گلی بیشرف.دیووووونتم نگار اونم از نوعِ زنجیریش. مگه من میزارم مهوش بره پشت . عمراً اگه بذارم.اون فقط باید جلوم باشه تا ببینمش.نگار دیووووونم نکن بیشرف.دوست دارم نگاری دوست دارم دوست دارم دوست دارم.

اینجا هم خبری نیست.البته همه کله گنده ها یکشنبه پیش اینجا بودن و یه جلسه فوق العاده داشتن که خیلیم طول کشید، ولی نه خبری نیست.دیروز همه سایتها اعلام کردن که 5 نفر از خانواده هاشمی رو گرفتن.فائزه و شوهرش و دختر عمه و شوهرش+پسرش. هنوز خبری از هاشمی نیست. همه میگن احتمالاً بعد از گرفتن دخترش و شوهرش+ خواهرزاده ش و خانوادش احتمالاً کاری کنه. هنوز که هیچ خبری نیست. دیشب یکی از بچه ها میگفت که میدون آریاشهر رو آتیش زدن و کلی شلوغ بوده. این منشی بیچاره من رفته بوده تو خیابون آزادی بنزین بزنه که ضد شورش ریخته تو پمپ بنزین و زدن همه رو ترکوندن اونم گازشو گرفته در رفته. دیشبم شلوغ بوده ولی نه به اندازه شنبه.امروزم که قراراه برن 7تیر. میر حسین باز بیانیه داده که تا ابطال انتخابات عقب نمیشینه و اعتراضشو دنبال میکنه.همه میگن اینچون پشتش به هاشمی گرمه اینجوری سفت وایساده. نگاری اون چیزی که روشنک دیده رو منم دیدم.هفته پیش دو نفر،این هفته بالای 50 نفر. وای نگاری اگه بدونی،پریشب اون 2،3 ساعت خوابم دیگه پرید.از یه طرف سوزش گلو سینم از یه طرف یادآوری اون صحنه ها خیلی بد بود.الان که فکر میکنم،انگار یه فیلم بود،خواب که نه ولی یه کابوس میشه اسمشو گذاشت آره همون کابوس خوبه یه کابوس تلخ و وحشتناک. نه عزیزم مریض نمیشم.حواسم هست آخه آخه من که دیگه تنها نیستم که!!!!! الان حدود یکساله که دو نفر شدم و یکماه بیشتره که 3 تا شدیم.پس حواسم عین این مردای با خانواده شیش دونگ هست.نگار لنگه من خیلیا هستن که میرن.من جلوی خیلی از اونا نقش تماشاچی دارم.یعنی فقط میرسم و نگاه میکنم ولی وقتی تو اونهمه آدم چشمم به پیرزن و پیرمردائی میفته که با واکر به زور راه میرن یه با کمک عصا؛ از خودم خجالت میکشم. نگار مردم با خانوادشون میان.با بچه های کوچیک و نوزاد و خلاصه تنها نمیان. دیروز یه ایمیل یکی از بچه های انورماتیک بهم زده بود راجه به یه خانوم باردار که گلوله به شکمش خوره بود و از پشت جنین رد شده بود.رئیس دانشگاه علوم پزشکی هم دستور اکید داده بوده که نباید کسی از این موضوع چیزی بفهمه ولی با موبایل عکس انداخته بودن و تمامه حرفای رئیس (ولایتی.مشاور رهبر)رو منعکس کرده بودن. وای نگاری خیلی این روزا بده خیلی بد. مامان که هر روز زنگ میزنه.دیگه دیوونم کرده با این زنگ زدناش. بابا هم ک بقول بهی محافظه کار. بهی میگه تا میخوای کمی راجع به این جریانا حرف بزنیم بابا میاد و قطعش میکنه.

ای بابا اون شعرارو که خودم ترکیده بودم وقتی داشتم مینوشتم.بخدا نگار داشتم تجسم میکردم که تو موقع خوندن بکشی و یخونی... عاشقتم خانوم گلم. میمیرم برات.


نگاری جووووونم الهی قربونت برم بذار از اول جلو باشه من نشسته که سهله دراز کش میخورم تو فقط پشت نرو آخه آخه تو الان میگی مهوشی رو میبرم رو نرمک ولی بعدش که معلوم نیست که چیکار میخوای کنی؟ به تو هم که از بس بیشرفی تو این زمینه اصلاً نمیشه اطمینان کرد.

منم بهش زیاد فکر میکنم...آره دختر چون تو دوس داری.نگار بعضی مواقع فکر میکنم که تو اگه بخوای بلغش کنی من از حسودی میمیرم.فکر کن من به یه بچه حسودیم بشه؟؟؟؟ انقدر نازی که حسودیم داره،انقدر تکی که بایدم اینجوری بشم... نگاری خدا کنه کارات جور بشه اونوقت بهت نشن میدم که یه شوهر،یه دوست یه هار چیزی که تو میگی باید چه جوری باشه.... کاری میکنم که کف بر بشی بقیه رو بی خیال ولی واسه تو هر کاری از دستم بربیاد میکنم و بهت ثابت میکنم خانوم گلم که عاشقتم و دوست دارم.بوووووووووووووووووووووووووس.

در رابطه با کلاسای عملی هم چشم، واستون برگزار میکنم خصوصی و فشرده، تو هر تایمی که شما بخواین برگزار میکنم تا با آمادگی کامل برین  پیش شوهر جونیتون. آره عزیزم شما آخره استعدادین، بخدا نگاری تو نخبه ای بخدا تو نخبه ای. نه عززم چرا سر خورده بشی.تو تو همه زمینه ها استعداد داری . نگاری چرا خلاجت؟؟؟؟؟ راستشو بخوای بعضی وقتها وقتی به این موضوع فکر میکنم پیشه خودم میگم خوب چشممو میبندم و .... خیلی بیشرفی نگاری.

نگاری کتفم خوب شده.فیزیوتراپی هم رفتم. البته خودم بهش فشار نمیارم.حتی این موضوع بهونه ای شده تا ورزش هم نکنم ولی خوبه.مرسی.

نگار سیاوش دهنه منو سرویس کرده اونوقت تو میگی عکس العمل. قبلنا اونروزائی که میدونستم خبری نیست فاق کوتاه میپوشیدم میومدم ولی بعد دیدم نه بابا سیا داره هم خودشو خفه میکنه هم منو.بیشرف.

الهی قربون اون قلب ضعیفت بشم من.قلبتو بخورم با میمی روش همزمان.بوووووووووووووووس.

نگاری معده ت چطوره؟ خوب شده؟ خودت خوبی؟ دائی بهرام چطوره؟ رها؟ نگاری توروخدا مواظب خودت باش.

تا خودت نیای شیر نمیخورم.ایهیم.بووووس

نگاری عاشقتم.

نگاری دیوووووونتم.

نگاری میپرستمت.

نگاری میمیرم برات.

نگاری چاکرخاتیم.

نگااااااارییییییی جوووووونم خییییییلییییییی دووووسسسست داااااارم%

 

دوشنبه یکم تیر 1388 |

 

اسلایدر

دانلود فیلم